صادرات قالین کاهش یافته است

صادرات قالین کاهش یافته است

در حالی‌که انتظار می‌رفت با گذشت هر سال میزان صادرات قالین دست‌باف افغانستان افزایش یابد، اما تولید و صادرکنندگان قالین می‌گویند که میزان صادرات قالین هفتاد و پنجا درصد کاهش یافته است. به گفته‌ی صادر و تولیدکنندگان قالین، مشکلات ترانسپورتی، عدم هماهنگی میان نهادهای دولتی، نبود مراکز شستشو و قیچی‌کاری قالین در داخل کشور، از جمله عوامل مهمی‌اند که بر کاهش میزان صادرات قالین تاثیر گذاشته‌اند.

نمایشگاه قالین دست باف تورکمنان افغانستان

براساس ارقامی که از سوی تولید و صادرات‌کنندگان قالین ارایه شده است، صادرات قالین در سال 2008 نزدیک به دو میلیون مترمربع بوده، اما این رقم اکنون به سه‌صد هزار مترمربع در سال رسیده است. قالین یکی از اقلام مهم صادراتی افغانستان است و به گفته‌ی کارشناسان اقتصادی، کاهش میزان صادرات این صنعت دستی می‌تواند ضربه‌‌ی سنگینی به اقتصاد افغانستان به خصوص خانواده‌ها وارد کند.

محمدهادی فرزام، رییس انجمن تولیدی و صادراتی قالین کابل می‌گوید، عدم توجه دولت و ناهماهنگی میان نهادهای مسوول دولتی، عدم دست‌رسی صادرکنندگان قالین به مارکیت‌های بین‌المللی و نبود قرضه‌های بانکی باعث شده است که میزان صادرات قالین هفتاد و پنج درصد کاهش یابد. آقای فرزام گفت: «مشکلات عمده‌ای که سر راه سکتور قالین است، عبارت است از عدم دست‌رسی تاجر قالین به مارکیت‌های بین‌المللی، دوم نبود قرضه‌های بانکی و تکتانه، نبود راه‌های ترانزیتی، چهارم نبود زمین برای شرکت‌های تولیدی بخاطر شست و پروسس قالین که متاسفانه در این راستا هیچ گام عملی را نمی‌بینیم. پنجم عدم هماهنگی بین نهادهای دولتی است. این مشکلات باعث شده که صادرات قالین هفتاد و پنج درصد کاهش یافته است. این مساله به این معناست که سکتور قالین و دولت ناکام هستند.»

آقای فرزام تاکید کرد تولید و صادرکنندگان قالین از ده سال قبل با این مشکلات مواجه بوده‌اند، اما تاکنون هیچ یک از این مشکلات‌شان حل نشده است. وی گفت صنعت قالین از جمله صنایع مهم کشور است و توانسته بیش از یک و نیم میلیون نفر را مصروف بسازد. رییس انجمن تولیدی و صادراتی قالین کابل می‌افزاید: «قالین از چند لحاظ بسیار اهمیت دارد. در تمام پیشه‌ای که در افغانستان است، مثل قالین شغل‌زا نیست. صنعت قالین بالاتر از یک و نیم میلیون نفر را سر کار کرده اما متاسفانه که هیچ‌کس به این صنعت توجه نمی‌کند.» وی همچنین علاوه می‌کند که قالین از جمله اقلام مهم صادراتی است و در صورتی که نهادهای مسوول در باره صادرات این صنعت توجه لازم نکنند، دولت چیز دیگر برای صادر کردن نخواهد داشت.

در همین حال محمد نسیم اکبر، معاون اداره‌ی حمایت از سرمایه‌گذاری یا آیسا، مشکلات بر سر راه سکتور قالین را می‌پذیرد و می‌گوید دولت باید اعتراف کند که در این زمینه ناکام بوده است. آقای اکبر می‌افزاید: ما ادارات ذی‌ربط دولتی، باید این ناکامی را بپذیریم و اعتراف بکنیم که بهترین و مهمترین قلم صادراتی افغانستان که اهمیت خاصی در اقتصاد کشور داشته و دارد، هفتاد و پنج درصد کاهش در میزان صادرات آن آمده است. همچنین در ده سال اخیر مراکز مهم و خاص برای صادرات و پروسس قالین ایجاد نشده است. بنا ما باید در این زمینه انتقاد‌ها را بپذیریم و ای کاش با حرف و واژه‌ها تمام مشکلات خودرا حل بکنیم! اگر چنین می‌بود، شاید امروز در منطقه اولین صادر کننده قالین می‌بودیم.

همچنین عصمت‌الله رییس اتحادیه مولدین و صادرکنندگان قالین می‌گوید که میزان صادرات قالین دست‌باف افغانستان، به عوض افزایش، کاهش قابل ملاحظه‌ای یافته است. او گفت: صادرات قالین سال به سال روند نزولی را به پیش گرفته است. در سال 1387، موازی به یک میلیون و شصت و هشت هزار و شش صد و هفتاد و نه متر مربع، در سال 1388 موازی به پنج صد و هفتاد و شش هزار و 784 متر مربع، در سال 1389 به سه صد و هشتاد و دو هزار و پنج صد و سی و چهار متر مربع کاهش یافته است که خیلی‌ها متاثرکننده است.

اما، متصل کمکی معین صنایع وزارت تجارت می‌گوید در حالی‌که پیش از این قالین دست‌باف افغانستان ابتدا به کشورهای همسایه صادر و در آنجا شستشو و قیچی‌کاری می‌شد و بعدا بنام این کشورها به خارج صادر می‌شد. او تاکید کرد با تلاش‌هایی که از سوی دولت صورت گرفته است، اکنون چند مرکز شستشو و قیچی‌کاری‌ قالین در چند ولایت ایجاد شده و پس از این قالین‌های افغانی بنام خود افغانستان صادر خواهد شد.

زنان قالین باف تورکمن درافغانستان

با آن‌که قالین از جمله اقلام مهم صادراتی افغانستان است، اما تاکنون با آن به عنوان یک صنعت تجارتی دیده نشده، بلکه یک پیشه‌ی خانوادگی میباشد،قالین بافی پیشه  زنان تورکمن درافغانستان بوده همواره زحمات وفداکاری های اینهای نادیده گرفته شده است.

همچنان قالین بافان افغانستان امروز امراض گوناگون مبتلا میشوند، نبود کلینیک مخصوص صحی ، نبود امکانات باعث ناامیدی مردم هنر پیشه افغانستان میگردد.

شعر حافظ وکریم قربان نفس

 فارسی

ـــــــــــــــــــــــ
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
...
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم
جواب تلخ میزیبد لب لعل شکرخا را
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستتر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

ترجمه شعر حافظ از کریم قربان نفس

ترک، گوزل، شیراز قیزی، آلسا بیزینگ گونیمیزی
سمرقندی، بخارانی، برمزمیدیم بیر خالینا!
ساقی سیزقیز غالان می یی، ارتی جنّت دییلن یرده
نه مصّلا گوزینگ دوشر، نه رکناباد کنارینا
امانِ نوربات! بو غالادا، توپالانگا چیقان قیزلار
غراقچی- دِک تالانگ سالدی، منینگ صبری- قارایما
سنینگ جمالینگ ماتأج دَلدیر، بو بی کمال عشقیمزا
مشکی – عنبر درکار دَلدیر، سنینگ عجب جمالینگا
یوسف عجب گورکی بیلن، زلیخانی خمار ادّی
عشقینگ پینهان اخوالینا مانگا سؤگدینگ، نارضا دال من
اللام سنی باغیشلاسین! آوی سؤز ام بالا دؤنیار
دکیب چیقسا لبرینگه، قولاق قوی سن مانگا، عمریم
غاری دانانگ نصیخاتی، ساپاق بولیپ،
 کمال غوشار جاهیل لارینگ کمالینا،
سازدان، می دن گوَرّینگ آچ سن دؤنیانگ باشین آغیرتما سن
هیچ بیر دانانگ عاقلی یتمز، دنیانگ سئرلی سووالینا...
غازال دوزّینگ، دُر دشدینگ سن، دؤزانلارینگ اُقا، خافظ
یئلدزلارینگ آق اولکری، نورین ساچسین اقبالینگا

مهاجرت اغوزها به سوی غرب

مهاجرت اغوزها به سوی غرب

ترکمن ها در مسیر مهاجرت خود از حاشیه شهرهای بزرگ و آبادی چون سمرقند و بخارا گذشتند و در بخارا به دو گروه تقسیم شدند. یکی از این دو گروه راه نواحی دریاچه آرال (خوارزم) را در پیش گرفته بعد از مدت های مدیدی در طول تاریخ خود را به سوی اورگنج و از آنجا به سواحل شرقی دریای خزر آمده در شهرهای آبادی چون دهستان و منقشلاق  اسکان گرفتند.

 گروه دیگری از اغوزها از ناحیه ی  بخارا به سوی مرو آمده همزمان با دوران سلطان مسعود غزنوی، جنگ بزرگی در ناحیه ی دندانقان رخ داد که منجر به تغییر حکومت در ایران از غزنویان به سلجوقیان گردید.

 به این ترتیب صحرای وسیعی بین جیحون و بحر خزر پدید آمد که محل سکونت اغوزها گردید.

 ترکمن ها بتدریج نواحی بین جیحون و رود اترک را در قرون هفتم و هشتم هجری بعد از هجوم مغولان و فشاری که از سوی آنان وارد شده به اشغال خویش در آوردند.

 مهاجرت ترکمن ها به سمت رود اترک و گرگان در قرن نهم هجری آغاز گردیده است. در آن ایام قبائل گوگلان (Gökleñ )، یمرلی ( Yemreli )،و آل علیAlili)) به جلگه های اطراف کوپت داغ کشیده شدند. اندکی بعد ترکمن های ساریق ( Saryk)، أرساری (Ärsary )، سالر ( Salyr ) به جلگه های اطراف  قوچان و بجنورد روی آوردند. در همان ایام تکه ( Teke) و یموت ( Yomut ) نیز به سمت شمال خراسان و رود اترک روی آوردند. و این کوچ و مهاجرت تا امضای قرارداد مرزی آخال بین ایران و روسیه 1881 میلادی مطابق با 1299 هجری ادامه داشت.

 در قرن شانزدهم میلادی، طوایف ترکمن تمام ساحل خاوری خزر تا گرگان را تصرف کردند. در سال های بعد که از اقتدار شاهان ایران و خوانین کاسته شد، ترکمن ها به تردیج سلطه خود را به طرف خاور تا مرو گسترش دادند. بدین گونه این سرزمین در طی چند قرن پهنه تاخت و تاز طوایف غز شده و توده های وسیع آن ها همراه مغول ها به ایران آمدند. با لشکرکشی تیمور به ایران و دیگر کشورهای مجاور، به همراه دیگر ایلات جا به جا شدند و با گذشتن از این سرزمین، بار دیگر همراه صفویه به ایران بازگشتند. پس از تیمور، سلسله های ترکمانان «قراقویونلو» وسپس «آق قویونلو» به عنوان نیرومند ترین گروه ها به ترتیب در باختر و شمال ایران و سپس در ایران مرکزی و جنوبی ظهور کردند.

 در زمان صفویه، شاه عباس صفوی برای حفظ ایالات خاوری از تاخت و تاز ترکمن ها و ازبکان، کردهای جنگ جو را از ولایات باختری به این سامان کوچ داد و پنج ولایت کرد نشین در امتداد کلیه مرزها از استرآباد تا چناران به وجود آورد. اما کوچ کرد ها مانع تاخت و تاز ترکمنان نشد چرا که آن ها حریفانی هم زور بودند و هیچ یک از طرفین نمی توانستند به فتح نهایی دست یابند و این خطه هم چنان درگیر هرج و مرج باقی ماند. با وقوع جنگ های بین قبیله ای از یک سو و یورش خان های بخارا و خیوه از سوی دیگر، آشوب مناطق ترکمن نشین را فرا گرفت. این منازعات همراه با فشارهای امپراطوری روسیه به ویژه در مرزهای جنوب باختری، سبب افزایش سیل مهاجرت ترکمن ها به نواحی رود گرگان شد و این مهاجرت منجر به جنگ هایی بین ساکنان قبلی این نواحی با مهاجمان شد. براثر فشار طوایف یموت که به تازگی به این نواحی آمده بودند، طوایف گوگلان به سمت کوه های گلی داغ رانده شدند. باوجود مخالفت و نزاع بین ترکمن ها و همسایه های آن ها، ترکمن ها به تدریج تا قره سو و شمال خراسان را به تصرف خویش درآوردند. این طوایف که دربیش تر اوقات نقش مهمی در تعیین و تغییر حکومت های وقت ایفا می کردند، به سبب شیوه معیشت عشایری (دام داری و کوچ )، دراندک زمانی به مهاجمینی تبدیل می شدند که هر حاکمیتی ناگزیراز مقابله با آن ها می شد. ماموران سلسله قاجار که خود به کمک عشایر، به ویژه ترکمنان به حاکمیت رسیده بودند، با دست آویز قرار دادن شکایت مردم، بر ترکمن های یک جا نشین ظلم و ستم روا می داشتند. جنگ مرو بزرگ ترین حادثه سیاسی در تاریخ ترکمن ها در عصر قاجار به سال 1276 هجری قمری است. تمایل دولت روس به تصرف خانات خیوه، بخارا و نیز تحریکات انگلیس در افغانستان و لشکرکشی دولت ایران به منظور گرفتن مالیات و خراج از ترکمن ها را می توان از جمله دلایل شروع این جنگ دانست. ترکمن ها که قادر به پرداخت خراج نبودند به کمک خان خیوه ارتش قاجار را شکست دادند. در نتیجه از نفوذ دولت ایران بیش از پیش کاسته شد و این نواحی تحت تسلط ترکمن ها باقی ماند و تا مدت ها بعد از این واقعه، خان نشین های خیوه به همراهی ترکمن ها تا ناحیه خراسان می تاختند و پس از غارت شهرهای این نواحی، مردم زیادی را به اسارت می گرفتند. این تهاجمات را عباس میرزا قاجار با آزاد کردن تعداد زیادی اسیر ایرانی از چنگ ترکمن ها و به اسیری بردن عده زیادی از آن ها پاسخ داد.

 این لشگرکشی دولت مرکزی که با خون ریزی توام بود به آرامش نسبی در منطقه منجر شد. پیش از آن که قرن نوزدهم پایان یابد، آخرین تزارهای روس با فتح تاشکند، بخارا، خان نشین خیوه و فرغانه، خان نشین های آسیای میانه را خراج گزار روسیه کردند و تنها بخشی از سرزمین ترکمن ها در کنار مرز ایران باقی ماند. در این زمان دولت روسیه طوایف یموت را که عمده ترین نیروی ترکمن ها محسوب می شد، با دست آویز تامین امنیت راه های تجاری سرکوب کرد. با شکست بزرگ ترکمن در سال 1300 هـ . ق، آخرین نقطه ترکمنستان و بقیه نواحی شمال خراسان (از دریای خزر تا رود تجن) به امپراطوری روسیه اضافه شد. امضا قرارداد تحدید مرز آخال (1301 هـ . ق) بین دولتین ایران و روس، مرز میان دو کشور را از روی نشانه های جغرافیایی تعیین کرد و زندگی ترکمن ها را که در آن هنگام در دو طرف مرز به امر کوچ مشغول بودند، مختل نمود.

با تحدید مرزها، ترکمنان حالت مردمی را یافتند که به دو دولت مالیات می دادند و در یک سو بخشی از خانواده و در سوی دیگر احشام و چوپانان ترکمنی زندگی می کردند. ترکمن ها که نمی خواستند مالیاتی به دولت روسیه بپردازند به ایران مهاجرت نمودند، اما دراین جا نیز با حکومت ایران که مایل به جمع آوری مالیات و محدود کردن قدرت نظامی و پایان دادن به اغتشاشات ترکمن ها بود، مواجه شدند. با این همه، گرچه پس از تحدید مرزها، ترکمن های اترک و گرگان رسما ایرانی محسوب می شدند، اما چنین می گفتند که هیچ ایرانی از مرز قلمرو آنان نمی گذرد، مگر این که ریسمانی به گردن داشته باشد.

 درعرصه نبرد مشروطه خواهان و مستبدان، ترکمانان در صف مستبدان و مخالفین مشروطه قرار گرفتند و به غارت شهرها و روستاهای طرف دار انقلاب پرداختند. محمد علی میرزا- پادشاه قاجار- که بر ضد مجلس و مشروطه دست به کودتا زده بود، پس از برکناری، در میان ترکمن ها هم دستانی یافت و آن ها نیز به امید غارت و گسترش نفوذ خود به ولایات هم جوار، با او همراه شدند که با شکست ترکمن ها و پیروزی قوای مجاهدین مشروطه خواه، ترکمن ها به سرزمین های محل سکنای خود عقب نشینی کردند.

 در دسامبر 1916 میلادی، سپاهیان روس با آتش و شمشیر در ادامه تعقیب ترکمن های ساکن آسیای میانه که دست به شورش زده بودند، از ولایت استر آباد گذشته و بی رحمانه یموت ها و زنان و کودکانشان را سرکوب کردند. حکومت ایران که قادر به برخورد با این مداخله نظامی روسیه نبود، درمقابل تصرف این نواحی و نیز برخوردهای نظامی عکس العمل نشان نداد و این نواحی عملا به دست روس ها افتاد.

پس از انقلاب اکتبر(1917. م) در روسیه، حکومت شوروی در سال (1918. م) سپاهیان روس را از ایران خارج کرد و مناطق اشغالی را به دولت ایران باز گرداند. ترکمن ها را در درازای تاریخ سراسر جنگ و ستیز، از آن هنگام که در متن های تاریخی برای نخستین بار نام آن ها ذکر شده، همه حکومت ها (حتی آن ها که خود ترکمن بودند) پس از به قدرت رسیدن سرکوب کرده اند. آن ها سال ها بین دو مرز ایران و شوروی سابق در حال رفت و آمد بودند و عملا در تابعیت هیچ کدام قرار نداشتند، گاه خراج گذار این دولت ها بودند و گاه مردم ساکن آن نواحی را غارت کرده و آنان را به عنوان برده خرید و فروش می کردند. ترکمن ها در میان خود نیز با دشمنی، جنگ و ستیز پایان ناپذیری بر سر چراگاه روبرو بودند. چنان که دشمنی بین آتابای ها و گوگلان ها، آتابای ها و جعفربای ها، تکه ها با گوگلان ها و …. پایان ناپذیر به نظر می رسید. این منازعات تا زمانی که اقدامات حکومت ایران یعنی گسیل ارتش به سوی ترکمن های یموت و گوکلان در سال 1303 هـ . ش به آخرین شورش ترکمن ها انجامید، ادامه داشت.

در این شورش، ترکمن ها در پی کسب استقلال سرزمین های ترکمن نشین بودند، که این امر به اتحاد تمامی قبایل ترکمن (یموت و گوکلان) منجر شده بود. از آن رو قبایل ترکمن که قرن ها بر سر آب و مرتع دام با یک دیگر درگیر بودند، دشمنی را کنار نهادند و به منظور ایجاد خود مختاری در نواحی ترکمن نشین، به نفاق بین ایل ها و طوایف پایان دادند. با این همه، با وجود قدرت نظامی قابل توجه ترکمن ها، دولت مرکزی ایران در سال 1304 هـ . ش با روش های مختلف و حمله نظامی و استفاده از سلاح های مدرن و تحریم اقتصادی، آن ها را سرکوب کرد. عده ای ازسران شورشی اعدام شدند و گروهی به آن سوی مرزها گریختند. حکومت مرکزی سرکوب خود را با سوزاندن آلاچیق ها و تخته قاپو کردن ترکمن ها تسریع کرد. گرچه با آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین و تضعیف دولت مرکزی، فرصتی کوتاه به دست آمد و گروهی از ترکمن ها نیز به زندگی کوچ نشینی روی آوردند، اما دوران آن کوتاه بود و با قدرت گیری مجدد دولت پایان گرفت. سرانجام فشارهای حکومت بر ترکمنان تعدیل یافت و به سبب جاذبه های اقتصادی و کشاورزی بعد از اصلاحات ارضی (سال 1341 هـ . ش)، گروهی از ترکمن ها به کشت و زرع و عده ای به شهرها روی آوردند.

Kaka   از گنبد قابوس

عزیز دوستلار!

عزیز دوستلار!
۱۳۹۰/۰۵/۱۰

ایرته روزانینگ مبارک آیی باشلنیور، همه مسلمانلاره مبارک بولسین!

الله تعالی همه لرینگ طاعت و عبادت لارنی قبول اتسین، آمین!
من بول گؤزل آیینگ استقبالینه گؤزل لیک منظومه سی آدینده بیر منظومه نی باشلایورین و گؤنده اونینگ بیر بؤله جیگنی سیزلره تقدیم اتیورین، بول منظومه نینگ هر بؤلیمینده شاعر بیر ذاد دن  ویا بیر گشی دن گؤزل لیک نامه دییب  سورا یور وجواب آلیور بول منظومه 19 پارچه بولیب وبول غوتاران سونگ بولسه، عید و بایرامه گچرس.ساغلیق بولسه.



سو و گوزل لیک

گوزل لیک نامه دیپ سورادیم سوودان
ســـو اؤزینی ایراپ آیلاندی آقدی

آیلاقـــدان-آیلاغه، اوریپ اؤز ینی
کاده اؤنگه – کاده، من یا نه باقدی

دیدی:" بول گوز لیک بیریرده دورمان
منینگ شولاپ آریقــــلارده آقیشــیم

یره سینگسم، گوکه اوچسام میلی دیپ
سوسان یری دولیپ منینگ یاقیشـــــیم

هم گوزل لیک، یره کمــــک اتمه گیم
گوگرســین دیپ دؤرلی-دؤرلی نباتلار

هم بوی چکیپ اولالسین دیپ آغاچـــلار
هم گل له ســین یرده بیتن بار ذاتلار

گوزل لیکدیر گل لاپ میوه بریشــــی
انســـانلارینگ اوندان حاصل آلماغی

گوزل لیک دیر شویله بولیپ دوریشــی
هم دورموشــینگ ئوسیپ غووی بولمغی"


یازیجی : عبدالرحیم " اوراز"

قنچه لار یغشی

قنچه لار یغشی


انسانی ، مدام انسانچه بیلمک ،
انسان تانیمق،

هر بیر انسانینگ، گوره گووسینده،
بیر یومریق یالی،
همیشه اوریون، همیشه آتیون،
دامرلی أتدن،
غان بیله دولی،
حس أدیب بیلیون،
یمان یغشینی، آجی سویجینی،
کاینج ، سویینجی،
یورک بارلیغنی، صادقچه بیلمک،
قنچه لار یغشی.

هر بیرانسانینگ،
سن چه هم من چه،
هر بیر نارسه ده، دورلی دورمیشدا،
حقلی دیغینی،
سنینگ هم منینگ، حقوقیمیزینگ،
چقلی دیغینی،
اویلامق بیلمک،
قنچه لار یغشی.

إینگگه ده بولسه، اونی دورتمگی،
دنگه جک بولسانگ،
أونگجه دنگه سنگ أوزینگ جانینگا،
اگر آغیرتسا،
هربیرجانلینی شویله آغیر در،
اگر باغیرسانگ،
بشغه انسانام شویله باغیر در،
مونی بیلمک لیک، قنچه لار یغشی ،
قنچه لار یغشی.

عبدالرحیم " اوراز"