پأکیزه لیک و ادب

عزیز دوستلار بوگؤن عنایی چاغه لار اؤچین بیرغوشغی تقدیم أدیب امید اتیورین اونی چاغه لاره اوقیب اشدیرسنگیز بول ایش بیله آیداسیم گیلیور که چاغه اد بیاتی هم بیزینگ فرهنگی ایشلرمیزینگ بیر بؤلیمی بولملی دیر!



پأکیزه لیک و ادب

گیل إیکیمیز او ینالی، د ییب غیغیریب گیلیار
آیجماله، نورجمال، گلیب میلغیریب گیلیار

گیلیب تو تیار ألیندن، او یام دیب آیجماله
باغینگ سیلینه ألتیار بوغیب بریب گل لاله

ایکی دوغن او ینه یار، کیند ینه چه باغلارده
او یون هم گرکلی ذاد، شول اوغلانلیق چاغلارده

یؤنه او ندن گره گی، پاکیزه لیک اد بدیر
اولاری آی أنه سی ، پاکیزه چیل أد یبد یر

هووه اول إیکی جمال، پاکیزه هم ادب لی
کوب أشید یب سؤزلری، یؤ نه اؤزی آز گپلی

اولاری یغشی گؤریار، آته سی هم أنه سی
بار ها ده یغشی بولیار، ینه سیندن ینه سی

اوراز آیدر گرکلی، پاکیزه لیک هم ادب
اوسیللی بولینگ یاشلار، شو یرده توکندی گپ

 

استاد عبدالرحیم " اوراز"

اجه مــهــری

اجه مــهــری

بیر گون بیر اجه اوز اوغلیندن سوراب دیر 

اجه : اوغلیم اگر منینگ گوزیم کور بولایسه سن ناادرسنگ دیب ؟

اوغلی : من سیزی دنیانینگ اینگ غووی  داکترلارینه آلیب گیدارین.

اما ای اجه جان اگر من کور بولایسم نه دیب دیر ؟

اونده اجه سی تیز دن من اوز گوزلاریمی سنگا باغشلارین

هرگز من سنگا کورلیگـی گورابیلمازین دیب دیر !

تیارلان : محمد عالم گونش 

زبان ترکمنی

زبان ترکمنی

ترکمنی از خانواده زبان‌های آلتایی و از گروه زبان‌های ترکی جنوب غربی (اغوز) و زیر گروه زبان‌های اغوز شرقی است. ترکمنی با زبان‌های تاتاری کریمه و سالار و ترکی استانبولی، آذربایجانی و ازبکی مرتبط است. ترکمن‌ها و گویندگان بیشتر این زبان‌ها به راحتی زبان یکدیگر را می‌فهمند. زبان ترکمنی را می‌توان حد واسط زیرمجموعه‌های غربی(ترکی استانبولی و ترکی آذربایجان) با زیرمجموعه‌های شرقی (ترکی قزاقی، ازبکی، قرقیزی و اویغوری) زبان ترکی دانست. به عنوان مثال برخی از کلماتی که در ترکی استانبولی و ترکی آذربایجان باهم تفاوت دارند را می‌توان به هردو فرم آن در زبان ترکمنی یافت[نیازمند منبع]. یک ترکمن می‌تواند به راحتی لهجه‌های مختلف ترکی را فرابگیرد اما به دلیل گویش دشوار ترکمنی، یادگیری مکالمات ترکمنی اندکی دشوار است. در زبان ترکمنی سین با حرف ث تلفظ می‌شود و ز به صورت ظ.

  ضمن آنکه حروفی که از بینی ادا می‌شوند و در شیوه‌های ترکی استانبولی و ترکی آذربایجانی معاصر حذف گردیده اند در ترکی ترکمنی کاربرد وسیع دارند. این حروف مانند "ـنگ" در گروه ترکی اغوز شرقی نیز به صورت گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 ترکمنی مانند دیگر زبان‌های آلتایی از گروه زبان‌های ملتصق است. افعال بی‌قاعده و کلمات مذکر و مؤنث ندارد و ساختار جمله به شکل فاعل + مفعول + فعل است.

زبان ترکمنی ترکمنی (خط لاتین: türkmen - سیریلیک: түркмен) زبان مردم ترکمن و زبان ملی کشور ترکمنستان است. ترکمنی از زبان‌های آلتایی واز شاخه اغوز خانواده زبان‌های ترکی است.

ترکمنی در گذشته با خط عربی نوشته می‌شد، در سال ۱۹۲۸ خط لاتین جایگزین آن شد و در سال ۱۹۴۰ خط سریلیک جای آن را گرفت. در ۱۹۹۱ خط لاتین بر پایه خط ترکی (استانبولی) جایگزین خط سریلیک شد.

مختومقلی فراغی بزرگترین شاعر زبان ترکمن است. نوشته‌های این شاعر قرن هجدهمی در مرحله میان زبان جغتای کلاسیک و ترکمنی امروزین قرار دارند. از دیگر شعرای ترکمن می‌توان به محمد ولی کمینه، دولت محمد آزادی، مسکین قلیچ وملانفس وازشاعران معاصر ستارسوقی ونازمحمد پقه درایران وکریم قربان نفس درترکمنستان اشاره نمود.

 

دولت محمد آزادی

دولت محمد آزادی

در نیمه دوم قرن هفده و اوایل قرن هیجدهم میلادی در زمان قادر خان (خان ایل گوگلان) شخصی به نام مختومقلی یوناچی (1654 – 1720 م) جد مختومقلی فراغی زندگی می کرد. یوناچی پیشه آهنگری و زرگری داشت. او صاحب فرزندی شد که به نام پدر متوفای یوناچی، دولت محمد مسمی گردید. وجه شهرت دولت محمد به قری ملا نیز بدین خاطر بود که پدرش یوناچی در سن پیری صاحب فرزند شده بود. یوناچی جد مختومقلی فراغی دستی در شعر و شاعری داشته است اما آثار باقی مانده او بسیار کم است.


دولت محمد یکی از علمای بزرگ و مورد احترام و طرف مشورت ایلات زمانه خود محسوب می شد و با تخلص آزادی آثار پر ارجی را به وجود آورده است. دولت محمد آزادی در 1700 میلادی متولد و در 60 سالگی وفات یافت و مختومقلی فراغی در مرثیه پدر به نام «آتامینگ» به سن فوت پدر اشاره می کند. آزادی همسری به نام ارازگل داشته و صاحب 6 فرزند بود و مختومقلی فراغی فرزند سومین ایشان بود.


تولد وی در در سال 1733 م و وفاتش 1790م ذکر شده است، لیکن اخیرا دست نوشته ای پیدا شده است که گویا در آن مختومقلی با «ذنوبی» شاعر معروف در سال 1797 م مناظره شاعرانه داشته است. اگر بتوان با تکیه به این سند قضاوت کرد وفات وی حداقل هفت سال دیرتر یعنی سال 1797 یا بعد از آن باید باشد.


زندگی و اوضاع اجتماعی و سیاسی مختومقلی فراغی اندیشمند مسلمان و شاعر بزرگ ترکمن فرزند دولت محمد آزادی از ترکمن های گوگلان تیره گرکز از دسته قیشق لر در ناحیه گینگ جای در حومه حاجی قوشان شمال شرق گنبد کاووس متولد شد. مختومقلی معلومات و تربیت ابتدایی را نزد پدر فرا گرفت. شاعر در این باره چنین می گوید :
دعا قیلسام جبر جفا اکثر دور
علم اوگرادان استاد قبلام پدر دور
ترجمه: جبر و جفا زیاد است بخاطرش دعا می خوانم – معلم و استاد پدر است.
مختومقلی ابتدا در محل قزل آیاق در مدرسه ای به نام «ادریس بابا» مشغول به تحصیل می شود. سپس برای ادامه تحصیل به بخارا می رود. در مدرسه کوکتاش با شخصی به نام نوری کاظم بن باهر که برای تدریس دعوت شده بود، آشنا می شود. بعد از آن به افغانستان و هندوستان و از آنجا به ترکستان سفر می کند. مختومقلی در مدرسه شیرغازی علوم دینی و ادبیات شرق را فرا می گیرد، از آنجا به زادگاه خود اترک باز می گردد.


عصر مختومقلی ، عصر اغتشاش و هرج و مرج بود. شاعر نازک خیال ترکمن اتحاد مسلمانان را تنها راه نجات از فقر و فلاکت و آبادانی مملکت می داند. او در بسیاری از اشعار خود به این مسئله اشاره کرده است. هنگامی که نادرشاه ( 1747 – 1688 م ) از دنیا رفت بین بازماندگانش اختلاف زیادی بروز کرد. احمد درانی (بنیانگذار افغانستان فعلی) برای استقلال افغانستان قد علم کرد حتی به این قانع نشد و چشم طمع به دیگر تصرفات نادر دوخت و برای همین نامه هایی به سرکردگان ترکمن نوشت و از ایشان استمداد جست. در همان زمان عده ای از جوانان دلیر ترکمن به سرکردگی چودیرخان برای مذاکره با احمد درانی به افغانستان می روند. در بین این جوانان دو برادر بزرگتر یعنی محمد صفا و عبدالله در بین راه به دست دشمنان کشته می شوند. شنیدن این خبر برای مختومقلی اندوه فراوانی به بار می آورد تا جایی که از پدر می خواهد تا به او اجازه دهد در پی برادرانش برود. شاعر در مرثیه هایی به نام «عبدالله» «بولار گلمدی» و «چودیر خان» سوگ و ماتم خود را کاملا نمایانده است.


هم زمان با آن از معشوقه خود منگلی دختر خاله خویش، با ناکامی جدا می گردد. بعد با همسر برادر ارشد خود (عبدالله) با نام آق قیز ازدواج می کند. از آق قیز صاحب دو فرزند می شود به نام های ملا بابک و ابراهیم که اولی در هفت سالگی و دومی در دوازده سالگی دار فانی را وداع می گوید.


مختومقلی ابتدا مادر، سپس در سن 27 سالگی پدر بزرگوار خود دولت محمد آزادی را از دست می دهد. در سن 20 الی 30 سالگی دچار یکی انقلاب درونی و روحانی شد. به عبارت دیگر ازخواب غفلت بیدار گشت و از هوی و حب نفس فارغ شد و به فراغی تخلص یافت. از آن پس به سلوک عرفانی و طریقه نقشبندیه در آمد.


مقام ادبی و دیوان مختومقلی فراغی
در خصوص شخصیت ادبی مختومقلی همین قدر کفایت می کند که بگوییم تا کنون کسی نتوانسته در غنای ادبیات ترکمن آنچنان که او نموده، رخ نماید. هیچ یک از شاعران ترکمن نتوانسته اند به مرتبه علمی و ادبی او برسند. نه شهرت فراغی را داشتند و نه سبک و دیدگاه خاص او را ، بی شک مختومقلی بانی ادبیات نوین ترکمن بود. دیوان معروف او گنجینه گرانبهای ترکمن ها تا امروز است. در این دیوان غوامض و پیچیدگی های فنی ادباء و شعرا و مقتدمین که به زبان ترکمنی می نوشتند به چشم نمی خورد.


نوآوری ایشان در ادبیات ترکمن و نقش محوری او در این سمت گیری به گونه ای است که جمال زاده او را فردوسی ترکمن ها نامیده و مقام او را در احیاء ادبیات و فرهنگ ترکمن چون او تلقی کرده است.


اشعار او آکنده از مضامین دینی و تعلیمی است و در بعضی از اشعار او روح حماسی به دودمانش تلقین می شود و بدان وسیله ترکمن ها به جهاد در برابر ظالمین دعوت می شوند. کتاب او مهمترین منبع قابل اعتماد است که می توان تصویری صحیح از زندگی ترکمن ها در آن شرایط ارایه داد. شاید بدان مناسبت بود که مورخ و شرق شناس مشهور، پروفسور برتلس مختومقلی را به جام جم تشبیه کرده است. شاعر خود در جایی می گوید: «مختومقلی، رسالت تو در این است که هر آنچه حق یافتی آن را بر زبان آوری، در خلوت و سکوت مردن تو را تحقیر می کند.>>


وامبری که هفتاد سال بعد از وفات شاعر از منطقه ترکمن صحرا سفر می کرد، نوشته است: « اشعار مختومقلی دارای جنبه خاصی است و به این معنی که اولا نمونه کاملی از زبان ترکمنی را بدست می دهد، ثانیا در نوشته های او یک قاعده و نظم محکمی وجود دارد که در سایر آثار ادبی شرق بندرت یافت می شود. اشعار مختومقلی سبب اتحاد طوایف ترکمن که با هم سر جنگ داشتند گردیده است.>>


اشعار فراغی چنان بر زبان ها توسط طبقات مختلف مردم مسلمان ترکمن شایع و منتشر گشت که اگر ادعا شود در سرزمین ترکستان اکثر مردم کم و بیش ابیاتی از آن را به خاطر دارند، زیاد اغراق نخواهد بود. شهرت مختومقلی محدود به ترکمن ها و ترکستان نشد. در افغانستان نام مختومقلی یاد آور مفاهیم معنوی – حماسی آمیخته با مبانی دینی بود. گذشته از ترکمن ها، در بین اقوام کرد ، فارس و ترک همجوار با مناطق ترکمن نشین ابیات نغز او حکم ضرب المثل پیدا کرده بود.


تعدادی از فضلا و ادبای ترکمن و غیر ترکمن بر این اتفاق نظر دارند که اشعار مختومقلی در اصل حدود 700 بیت بوده ولی هم اکنون فقط 200 بیت از آن به یادگار باقی مانده است. در جمهوری ترکمنستان در آرشیو مرکز اسناد مختومقلی نسخه های خطی دیوان مختومقلی نگهداری می شود. پاره ای از این آثار ناظر بر تفسیر ابیات فراغی و نقل روایات آن بوده و بخش دیگر به تحلیل مواضع فکری و عقیدتی شاعر پرداخته است. لازم به ذکر است که دیوان مختومقلی فراغی هم اکنون به چند زبان زنده ی دنیا مثل انگلیسی، روسی، فارسی و ... ترجمه و چاپ شده است.


مختومقلی بالاخره در سال 1790م در کنار چشمه عباساری در دامنه کوه سونگی داغ بدرود حیات گفت. پیکرش را بر شتر سپیدی نهاده به روستای آق توقای در نوار مرزی ایران و ترکمنستان بردند و در جوار آرامگاه پدرش به خاک سپردند.