داستان کوتاه و آموزنده

داستان کوتاه و آموزنده : 

 

مردی خسیس طلاهایش را در گودالی پنهان کرده بود‌ هر روز به آنجا سر میزد، یک روز یکی از همسایگانش طلاها را برداشت، مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت و شروع به ناله و زاری کرد.

 رهگذری پرسید: چه شده؟ مرد حکایت طلاها را گفت، رهگذر گفت: این که ناراحتی ندارد. سنگی را در گودال بگذار و فکر کن که همه اش طلاست، تو که از آن استفاده نمیکنی، سنگ و طلا چه فرقی برایت دارد؟ ارزش هر چیزی در داشتن آن نیست بلکه در استفاده از آن است !

شادی افکار

شما هرگز یک دزد را 

به خانه تان دعوت نمی کنید، 

پس چرا اجازه می دهید 

افکاری که شادی شما را می دزدند 

در ذهنتان سکنی گزینند؟!

 

چارلی چاپلین

موفقیت

موفقیت

متعلق به آن‌هایی می‌شود،

که می‌دانند چه می‌خواهند

و برای رسیدن به هدف خود

تلاش می‌کنند

و هیچ‌گاه واژه غیر ممکن را نمی پذیرند.

 

سخنان بزرگان

اتحاد

اتحاد وهمبستگی ، ملت های داغ دیده قلب دشمن را پاره میکند.

الحاج محمد قل  “ چقر “  مشهور به (مخى باى)

الحاج محمد قل  “ چقر “  مشهور به (مخى باى)

محمد قل چقر ( مخی بای )

الحاج محمد قل  “ چقر “  مشهور به (مخى باى) سومين فرزند مرحوم حاجى امان گيلدى باتوردر سال 1303 در قريهء ميرآباد ولسوالى قرغان اندخوى متولد گرديدند.در ايام طفوليت بنابر پاليسى معرفت پرور حاجى امان گيلدى باتور تعليمات دينى شانرا مطابق نصاب تعليمى آن روزگار در مدارس خصوصى اندخوى زمين فرا گرفته بعداً شامل مكتب ابتدائيهء قرغان ميشوند،ودر آن جا نيز تحت مراقبت وتعليم وتربيهء استادان آگاه ومجرب با كسب امتيازو درجهء عالى در بين همصنفانش از صنف ششم فراغت حاصل مينمايند .

حسن خط، ذكاوت عالى ومهارت سخنورى ايشان تا هنوز بسيارى از مصاحبين شانرا مجذوب خود ساخته ،در بين مردم باصميميت واحترام خاصى برخوردار ميباشند. تحليل عادلانه ومنصفانه ايشان از اوضاع اجتماعى و سياسى تا هنوز شايان فخر بوده؛افسوس كه روزگار غدار درك وانديشهء سالم چنين شخصيت ها را در طاق نسيان گذاشته است.واما جايگاه پر عظمت ايشان دربين جامعه مستحكم و جاودان ميباشد.


موصوف دورهء مقدس مكلفيت عسكرى را در فرقه هرات سپرى نموده، دَين وطنپرستى شان را با اخذ ترخيص از آن فرقه ادأ مينمايند .وبعداً چندگاهى به شغل تجارت مشغول ميشوند ونظربه تقاضاى تاجران آن روزگار بحيث رئيس اطاقهاى تجارت اندخوى مقررميگردند ،ووظايف محولهء شان را نيز درآن مقام بدون توقع وچشمداشت مالى صادقانه انجام داده ،وباعث رشد وترويج صنعت قالين در اندخوى ميگردند.

و ازموصوف شش پسر وهفت دختردر قيد حيات بوده همهء شان متأهل ميباشند ،وپسران ايشان همه داراى تحصيلات عالى بوده ،در پست هاى دولتى مطابق تخصص شان موظف بوده اند.موصوف صاحب مطالعه بوده ،وكتابخانهء شان آراسته به كتب تاريخى وادبى عالمان وپيشوايان علم ودانش ميباشد، واينجابب عبدالنعيم نيز از محتويا ت گنجينه هاى معانى آن كتابخانه مطابق برداشت خود فيض برده و تحت سرپرستى مدبرانهء آن عالى جناب تحصيلات خويشرا به اتمام رساندم ،واز بارگاه ربالعزت برايشان دوام عمر وحيات مرفه وباسعادت خواهانم.

 عبدالنعيم از جده 1391/07/10

 

کنجد

کنجد

کنجد زیاد کننده زور ، قوت وعامل طول عمر است . غذایکه بر هر دارویی ترجیح دارد، کنجداست که که تقریباً بیشتر موارد مورد نیاز ساختمانی بدنی را دارد.

 لذا یک غذایی قیمتی و پر ارزش برای انسان متمدن است . دارای خواص گوشت است ولی ضرر آن را ندارد . قوت، جوانی وتعادل زندگی وصحت را به انسان می بخشد.

کُنجی یا کنجد

کنجد برای برای زن ، مرد کوچک وبزرگ برای ادامه ی حیات وطول عمر مفید است . اثر آن در تعویض سلولهای کهنه ی بدن ، بسیار سریع است و در تسهیل فکر عمل آن قابل تحسین است و در رفع آلامی مانند: سرطان ، سل و کم خونی کم نظیر میباش. در عصر جدید که فکر بشر بیش از سایر اعضای بدن او به کار میرود ، کنجد از نان واجب تر است .

کریم قربان نفس

 کریم قربان نفس

کــریم قربان نفس

کریم قربان نفس ، شاعری نوپرداز ، مترجمی توانا و روزنامه نگاری نکته سنج در 18 اکتبر سال 1929 میلادی در روستای ییلانلی از توابع بخش گوگ تپه ترکمنستان متولد شد. وی در سن هفت سالگی اولین شعرش را سرود و نخستین بار، شعر وی در روزنامه صدای کالخوزچی به چاپ رسید. در سال 1942 پس از ناکامی در عشق، شعر یاشلیق دراماسینی را سرود که درباره عشق شکست خورده اش می باشد .

این شعر در بین مردم بیشتر ...با نام منینگ یگیت وقتیم ، سنینگ قیز وقتینگ مشهور می باشد و از سروده های محبوب وی در بین جوانان است که در سال 1968 چاپ شد و به زبان های مختلفی ترجمه گردید . کریم قربان نفس در دانشگاه آ.م.گورکی ترکمنستان موفق به اخذ لیسانس ادبیات شد و به خاطر برخورداری از درک عمیق سیاسی دوباره به نمایندگی مجلس انتخاب گردید .
وی با کار در یکی از نشریات دولتی و قلم فرسایی در آن و نیز در اثر همکاری نزدیک با نویسندگان و مترجمان مشهور ترکمنستان همچون آنا مخداف ، مرد صوفی اف و کاکا بای مراداف در زمینه ادبی به تجارب گرانقدری دست یافت که موجب نبوغ و درخشش ادبی او شده است . از جمله فعالیت های ادبی او ترجمه است. وی علاوه بر ترجمه بیش از بیست کتاب از زبان مادری خود به دیگر زبانها ، آثار « ش، پتته اف »، « ق، کنیه »، « ج، پودار » را به زبان خود ترجمه کرد .

وی با بیشتر نویسندگان و مترجمان مشهور ترکمن چون « آنه مخداف »، « ا...بردی هایدیف »، « بردی کربابایف »، « ب، سیتاکوف » و ... و با نویسندگان و گویندگان روس و اوکراین ارتباط تنگاتنگ داشت.

اولین مجموعه آثار او به نام « گویجومینگ گوزباشی / سرچشمه نیروی من » در سال 1951 میلادی منتشر شد. او بعد از مدتی اندک، در سال 1953 .م مجموعه اشعار « سالدات یوره گی / قلب سرباز » را به مشتاقان آثار خود عرضه نمود. منظومه داستانی «تایماز بابا » ( 1960 میلادی ) به عنوان اثری مبتکرانه دارای جایگاه خاصی در ادبیات ترکمن است .

اثر « قوشغولار و پایامالار / شعرها و منظومه های داستانی » ( 1958 میلادی ) کریم قربان نفس بیانگر تکامل اوست. شاعر با خلق منظومه های معروف خود، سبک خاصی را در ادبیات ترکمن به وجود آورد .

او در سال 1967 م. عنوان نویسنده خلق ترکمن ( عنوانی که از سوی دولت به بهترین شاعران و نویسندگان اهدا می شود ) را از آن خود کرد .

در سال 1977 م. کتابی به عنوان « قیرق / چهل » را منتشر می کند که شامل تمامی اشعار سروده شده او بین سالهای ( 1967-1957 ) او می شود. کریم قربان نفس، اساسا در اشعار خویش به وقایع مشهور تاریخی و نقش آفرینان آن وقایع و نیز لحظه های ماندگار زندگی نظر دارد .

منظومه داستانی « قومدان تاپیلان یورگ / قلبی که از صحرا پیدا شد » سرگذشت دختر یتیم صحرا و برادر اوست. اشعار کریم قربان نفس مملو از احساسات لطیف شاعرانه ای است که آنها را با قدرت هر چه تمام تری بیان داشته است .

شاعر، اشعار و منظومه های اواخر عمر خود را در کتابهای « انصاف بیلن انسان / انصاف و انسان »، « یورگ پایاماسی / منظومه دل »، « رباعی پایاما / رباعی ، منظومه »، « اوغول / فرزند » و « وپا / وفا » آورده است .

شاعر دارای احساسی قوی و سالم است، بطوریکه همین احساس او را به تکامل وصف ناشدنی در ادبیات ترکمن رسانده است. دو اثر حجیم کریم قربان نفس به نامهای « توپراق / خاک » ( 1978 ) و « منزیل / منزل » شاهد این مدعاست. او به شعر ترکمن خدمت شایانی نمود و جزء شاعران صاحب سبک شعر ترکمن بشمار می رود. ایشان دارنده نشان بین المللی « مختومقلی » به خاطر اشعار جذاب خویش محبوبیت خاصی پیدا کرده است. این شاعر بزرگوار، سرانجام در 1 سپتامبر 1988 در سن 59 سالگی دار فانی را وداع گفت.

از جمله آثار او که در ایران به چاپ رسیده اند می توان به کتابهای « فراغینگ قاشیندا » و « یورگ پایاماسی » اشاره کرد که هر دو به کوشش آقایان مراد دوردی قاضی و محمود عطاگزلی چاپ شده اند.

همچنین در کتاب « ایمان ترکمن » که منتخبی از اشعار سه شاعر ترکمنستانی ( کریم قربان نفس، بردی خدای نظر، قربان نظر عزیز ) است، می توان ترجمه 35 شعر از او را یافت. انتخاب و ترجمه این اشعار توسط آقای عبدالرحمن دیه جی به انجام رسیده که شایسته تقدیر است.

منابع :

1-یورگ پایاماسی ( مجموعه اشعار کریم قربان نفس ) به کوشش مراد دوردی قاضی، محمود عطاگزلی

2-فراغینگ قاشیندا (مجموعه اشعار کریم قربان نفس) به کوشش مراد دوردی قاضی، محمود عطاگزلی

3-ایمان ترکمن، انتخاب و ترجمه عبدالرحمن دیه جی

4-فصلنامه یاپراق شماره 2 و 3 ـ یادداشتهای فصل گرم

5-ماهنامه صحرا، شماره 50 ـ سایراق دیللی کریم آقا

6-فصلنامه یاپراق، شماره 7-4 ، مختصری درباره شعر ترکمن

قسمت هایی از شعر


یاشلیق دراماسی

قانگالینگ اویوندا ـ ت******** قالدی
منینگ ییگیت وقتیم، سنینگ قیز وقتینگ
اؤق گچمز ییلغینلانگ ایچینده قالدی
منینگ ییگیت وقتیم، سنینگ قیز وقتینگ

بیر یاندان اوروشدی، بیر یاندان حسرات
حسرات بولچولیق دی، هزیللیك قاحاط
شول یاویز ییللارا گلیپدی قابات
منینگ ییگیت وقتیم، سنینگ قیز وقتینگ

سویوشمك دوشمه جك یالی دی یادا
اما سویگی دیین جادی لی زادا
حوكوم اتمز اكن هیچ هیلی قادا
هنیز ییگیت وقتیم، هنیز قیز وقتینگ

... آرادا آیلاندیم تجن یرلرنه
یاشلیق ییللارمیزینگ گچن یرلرنه
سر ادیپ گوز یاشینگ سچن یرلرنه
گچیردیم بیر گیجه بیر گوندیز وقتیم

قانگالی هم اوتیر اونگكی یرینده
تورانگی هم اوتیر اونگكی یرینده
شول دریا هم یاتیر اونگكی یرینده
بیر تاپمادیق زادیم اونگكی یریندن
منینگ ییگیت وقتیم
سنینگ قیز وقتینگ

 

منبع: مجله میراث

مراسم فاتحه خوانی مرحوم عبدالمجید توران  درشهر اندخوی ولایت فاریاب

شاد روان زنده یاد عبدالمجید توران

مراسم فاتحه خوانی مرحوم عبدالمجید توران  درشهر اندخوی ولایت فاریاب

دوشنبه 21 سنبله  1390

تعدادی کثیری از شهروندان اندخوی وولسوالی های قرغان ، قرمقول وخانچهار باغ   برای ادای احترام وابراز تسلیت به خانواده ودوستان عبدالمجید " توران "  امروز دوشنبه مورخ 21 سنبله 1390 در مراسم فاتحه خوانی وی که در مسجد امیر علی شیرنوایی  در شهر اندخوی برگزار شده بود شرکت نمودند. 

اشتراک کننده گان ضمن اتحاف دعا به روح آن مرحوم مغفور، همدردی و تسلیت خود را با اعضای انجمن فرهنگی ترکمن های افغانستان ابراز داشتند. همچنین در این محفل ولسوالان ولسوالی های چهارگانه اندخوی و شمار دیگری از مقام های بلند پایه دولتی، با خواندن فاتحه، برای مرحوم مغفور طلب غفران الهی نموده و به اعضای انجمن فرهنگی ترکمن های افغانستان ، سایر اعضای خانواده و بستگان مرحومی مراتب تسلیت شان را بیان نمودند.

در اين مراسم محترم کمال خان مسؤل  انجمن فرهنگي تركمن هاي افغانستان درولایت فاریاب  در رابطه به كار كرد هاي مرحوم توران  اشاره نموده گفت ، مرحوم توران یکی از شخصیت های قلم بدست بود که عمری را صرف خدمت به مردم و وطن نمود، بویژه در رادیو تلوزیون ملی افغانستان در رشد فرهنگی جامعه وفرهنگ ترکتباران کشور استعدادش را به خرج داده وتلاش فروانی کرد، او سویۀ سرشاریکه دربخش فرهنگی داشت تاختم امکان تلاش کرد تا مصدر خدمت شایانی برای مردم وکشورش شود، ودرین بخش کارکردهای قابل ملاحظۀ انجام داده است .

مراتب تسلیت محصلین اندخوی مقیم در ترکیه توسط امان دوردی به خوانش گرفته شد.

همچنان درین مراسم پیام تسليت دست اندرکاران  هفته نامه اقتصاد گلستان ایران نیز توسط آنه بخشی قرائت گردید.

این مراسم از طرف انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان درولایت فاریاب ، سازمان اجتماعی و فرهنگی جوانان ترکمنهای افغانستان  واقارب مرحومی  برگزار شده بود به وجه احسن و منظم خاتمه یافت. 

روحش شاد و یادش گرامی باد

امین محمدی

مراسم فاتحه خواني به مناسبت وفات مرحوم و مغفور عبدالمجید توران برگزار شد

شاد روان زنده یاد عبدالمجید توران

مراسم فاتحه خواني به مناسبت وفات مرحوم و مغفور عبدالمجید توران برگزار شد

روز دوشنبه 21 سنبله سال 1390 مراسم فاتحه خواني مرحوم عبد المجيد توران شاعر،نويسنده،وژور ناليست آگاه ومجرب،خادم فرهنگ قوم تركمن،معاون انجمن فرهنگي تركمن هاي افغانستان ومدير مسئول مجله گونش  با اشتراك علما، روحانيون، مقامات دولتي، فرهنگيان، ژور نا ليستان، استادان ومحصلين پوهنتون ولايت جوزجان وصد ها تن از اهالي   شهر شبرغان وولسوالي هاي مربوط جوزجان از ساعت 7صبح تا 10 قبل از ظهر در مسجد جامع شهر شبرغان گرفته شد.

 فاتحه خواني با اتحاف دعا به ارواح مرحومي به پايان رسيد. در اين مراسم داكتر محمد صادق مخدوم عضو انجمن فرهنگي تركمن هاي افغانستان مقيم جوزجان  در رابطه به كار كرد هاي توران كه تا آخر عمر تلاش هاي فراواني را  در رشد فرهنگي جامعه وفرهنگ تركمن ها استعدا دش را به خرچ داده وتلاش زيادي كرده است بيان نموده وفات اين شخصيت فرهنگي را يك ضايعه بزرگ براي جامعه دانسته جايش را فردوس برين  خواند.


بعدا خواجه نفس مساعد شاعر شناخته شده مردم تركمن مرثيه كوتاهي را  در مدح توران سروده بود به خوانش گرفت.

 

قهبه فلك

قــهبه فــلك سـندن شـــــــــــكايتيم كان
اول عزيز دوست لاري ياراني ناتدينگ

بيرين بيرين سنگا ايلاسم بـــــــــــــيان
فرهنگ سوير مجيد توراني نـــــاتدينگ

جهد ايديب جهانه تانيتدي اوزيــــــــــــن
گلدك آچلـــــيب دي سولدير دينگ يوزين

عمريني غيسغالديب يومديردينگ گوزين
فرهنگ اوچين آرزو ارماني ناتدينــگ

مجيد توران سوزلار ايردي هربــــــابدن
يگرمه بير كـــــتاب چيقار دي چاپ دن

سن آيير دينگ شويله گوهر نــــــــايابدن
بي وفا سن ذوق صــــــــــفاني نـاتدينگ

تركمن فرهنگينه غوشاندين غوشــــــيب
كــــتاب لار يازاردي دريا دك جوشيب

بوگون مرحوم بولدي حقه غـــــــاوشيب
شويله بير بليملي داناني نــــــــــاتدينگ

هجرت ديارينده غربت بحريـــــــــــــنده
مســــكن توتدي هر يپورينگ شهرينده

اوسديردي فرهنگي علم دهريـــــــــــنده
ادرمن ژور نا ليــست برناني ناتدينگ

گونش مجله سي غالدي زار آغــــــــلاب
آيراليق اودينه يوراگين داغــــــــــلاب

اول توراني نـيردن تاپار سور آغـــــــلاب
مســــــاعد دير مجيد توراني ناتدينگ

شهر شبرغان 21 سنبله 1390  محمد عالم رحمانيار

 

پيام تسليت

پيام تسليت به:

اعضاي محترم انجمن دوستي تركمن‌هاي افغانستان و اعضاي تحريريه نشريه گونش ‌

كابل - افغانستان

پيام از طرف:

مدير عامل و خبرنگاران و اعضاي «موسسه فرهنگي و هنري تركمنان گرگان زمين»

ايران- استان گلستان- گرگان

سلام عليكم،

احتراما، باستحضار مي‌رساند، به هنگام ديدار و تهيه گزارش از تركمن‌هاي تربت جام، باتفاق دوست عزيزم آقاي عاشر محمد قولاق ( خبرنگار) براي «هفته نامه اقتصاد گلستان» و ديگر نشريات و سايت‌هاي تركمني، در شب يكشنبه 13/6/1390 كه در منزل آقاي «سبحان سالاري‌نيا» بوديم، از طريق آقاي «آنه بخشي»، آگاه شديم كه جناب «عبدالمجيد توران»، سر دبير نشريه گونش و نويسنده و پژوهشگر فعال عرصه فرهنگي افغانستان، به‌رحمت ايزدي پيوسته است.

لذا ضمن ابراز تاثر مراتب تسليت اينجانب و اعضاي اين موسسه و خبرنگاران نشريه اقتصاد گلستان را پذيرا باشيد. خداوند براي آن مرحوم مغفرت و براي بازماندگان و اعضاي محترم انجمن دوستي تركمن‌هاي افغانستان و دست‌اندركاران نشريه گونش صبر و سلامتي عطا بفرمايد.

در پايان يادآور مي‌شود كه خبر درگذشت آن مرحوم به سايت‌هاي تركمني استان گلستان داده شده و نيز در شماره آينده نشريه «اقتصاد گلستان»( چهارشنبه 23/6/1390) چاپ خواهد شد و مطالب چاپ شده، به‌همين آدرس ايميل خواهد شد.

موسي جرجاني

مدير عامل موسسه فرهنگي و هنري تركمنان گرگان زمين( شماره ثبت 104)- صاحب امتياز و مدير مسئول هفته نامه اقتصاد گلستان- خبرنگار ارشد و بازنشسته راديو و تلويزيون ايران

(استان گلستان)

پیام تسلیت و همدردی حامدکرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان

حامد کرزی رئیس جمهور

پیام تسلیت و همدردی حامدکرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان

باتاسف فراوان آگاهی یافتم که عبد المجید توران یکی از فرهنگیان کشورو نویسنده زبان ترکمنی در اثر مریضی که عاید حالش بود داعی اجل را لبیک گفت. انا لله و انا الیه راجعون روان شاد.

 عبد المجید توران شخص تعلیم یافته ، نویسنده ، کارمند رسانه هاو همکار نصاب تعلیمی کشور بود. سالها در رادیو و تلویزیون و رسانه های چاپی خدمت کرد ضمن کارهای رسانه یی در تالیف کتب درسی بانصاب تعلیمی کشور نیز همکاری میکردو آثار و مقالات فراوان به زبان های دری و ترکمنی نوشت، آثار فراوانی از خود به یاد گار گذاشت.

مرگ او ضایعه است. مراتب تسلیت و همدردی خود را به خانواده و دوستان او و مردم ولایت فاریاب تقدیم داشته، ازبارگاه ایزد متعال به متوفی طلب مغفرت و به بازمانده گانش صبر جمیل استدعا می نمایم.

محترم عبدالمجید توران داعی اجل را لبیک گفت

محترم عبدالمجید توران داعی اجل را لبیک گفت


از گزارش همکار خبری ففتا در کابل با درد و اندوه آگاهی یافتیم که یکی از شخصیت های فرهنگی کشور شاعر و نویسنده و ژورنالیست آگاه و مجرب، خادم فرهنگ خلق تورک کشور- معاون انجمن فرهنگی ترکمن های افغانستان و مدیر مسئول مجله گونش مرحوم و مغفور عبدالمجید توران به نسبت مریضی که عاید حالش گردیده بود، بتاریخ هشتم سنبله به سن ۵۱ سالگی داعی اجل را لبیک گفت که امروز طی مراسمی با اشتراک وسیع فرهنگیان کشور در شهدای صالحین در کابل به خاک سپرده شد.


مراسم فاتحه خوانی روز یک شنبه ۱۳.۰۶.۱۳۹۰ از ساعت ۱:۳۰الی ۳:۳۰ بجه بعد از ظهر در مسجد آخر جاده میوند گرفته میشود.

هیئت رهبری، اعضا و هواداران فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در داخل و خارج مملکت درحالیکه این حادثه المناک را یک ضایعه بزرگ در فرهنگ خلق های افغانستان تلقی میکند، مراتب تسلیت و غمشریکی خود را به حضور بازماندگان و متعلقین آن مرحومی ابراز نموده و از درگاه ایزد لایزال بهشت برین برای متوفی استدعا مینماید.

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان

یاد ونام مجید توران همیشه زنده خواهد بود

عبدالمجید توران

یاد ونام مجید توران همیشه زنده خواهد بود

امروز خبر تأثر انگیز وفات عبدالمجید توران یکی از فرهنگیان وطن را که شب قبل به عمر 51 سالگی چشم از جهان بست شنیدم.من عبدالمجید توران رااز زمان طفولیت وی میشناختم برای من مانند برادر بود،توران تحصیلات عالی خود را با وجود موجودیت بعضی مشکلات با موفقیت به پایان رسانید.

زمانیکه مصروف تحصیل در دانشکدۀ ژورنالیزم بود همکاری خود را با رادیو و مطبوعات عملا” آغاز کرد، بعداز ختم تصیل خدمت مقدس زیر بیرق را در گارد ریاست جمهوری سپری نمود و بعد در بخش اسناد و ارتباط ریاست جمهوری تا رتبۀ مدیر عمومی کار کرد و در آن وقت هم ارتباطش با فرهنگ بصورت جدی موجود بود، در زمان مهاجرت، توران فعالیتهای فرهنگی خود را با وجود آنکه هیچ گونه امکاناتی در دست نداشت، توسعه بخشید، با احیای انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان و نشر جریده و بعد مجلۀ گونش، وبا تألیف کتابهای متعدد، به زبان و فرهنگ ترکمن خدمات قابل قدر و شایسته انجام داد.

 بعداز عودت به وطن نیز همیشه درین فکر بود چه سان می تواند در عرصۀ فرهنگ بیشتر خدمت کند، باز هم بحیث منشی و معاون انجمن فرهنگی، بحیث متصدی و تهیه کنندۀ مجلۀ گونش، بحیث متصدی برنامۀ زبان ترکمنی در تلویزیون ملی فعالیتهای قابل قدر بیاد ماندنی و خستگی نا پذیردر عرصۀ زبان و فرهنگ ترکمنی انجام داد، در سالهای اخیر در تألیف کتب درسی زبان ترکمنی در چوکات وزارت معارف سهم شایسته داشت،ولی امروز جایش در بین فرهنگیان خالی است، اما یاد مجید توران همیشه زنده خواهد بود. روانش شاد باد!

عبدالرحیم " اوراز"

فروشات قالین درآقچه خوب است

 فروشات قالین درآقچه خوب است

مسوولان اتحادیه قالین در آقچه می گویند: در این ولسوالی بیش از شصت شركت مولد قالین فعالیت دارند كه تولید در شماری از این شركت ها نسبت به گذشته افزایش یافته است.

قالین افغانی

صنعت قالین افغانی كه قدامت و مركزیت آن در ولایات شمال دراصل پیشنه ای ترکمنان  می باشد، به گفته دست اندر كاران این عرصه امروز حدود هفت ملیون انسان را در كشور مصروف كار نموده و منحیث یكی از اقلام بزرگ صادراتی افغانستان از شهرت جهانی برخوردار است.

اكنون به ادعای اسد الله بهرامی ولسوال ولسوالی آقچه تولیدات آن هفتاد درصد بلند رفته است.  ولسوال آقچه می گوید: با بررسی های كه تجاران قالین در آقچه اخیراً انجام داده اند، روشن شده است كه در ولایات شمال و شمال شرقی كشور، سالانه بیش از یك ملیون متر مربع قالین توسط مولدین 9 ولایت تولید می شود.

صابر آغه  یك تن از قالین بافان كه با چهار تن از اعضای فامیلش مصروف بافتن قالین است گفت: قبلاً برای یك متر قالین به ما 800 افغانی مزد می دادند و حالا كه نرخ قالین بلند رفته از 2000  تا 2700 افغانی مزد می دهند.

او می گوید، اگر از ورود فرش های خارجی بیکیفیت  كه با نرخ ارزان به بازار عرضه می شوند جلوگیری صورت گیرد و مردم علاقه مند خریداری قالین های شود، قالین افغانی از این هم بیشتر بازار خوب پیدا می كند.

این بافنده قالین گفت: در سال های قبل فروشات قالین خوب نبود اما اكنون فروش خوب است.

در همین حال مولدین قالین های افغانی، صدور قالین را به كشورهای اروپایی به صورت غیر قانونی از طریق پاكستان مشكل عمده در راه تجارت قالین می دانند. آنها می گویند: اگر این مشكل هم حل شود و مسوولین زمینهء صدور این كالای با ارزش را داخل كشور فراهم سازند كار قالین در داخل كشور از این هم بهتر خواهد شد.


اوغوزترکمن اوغلی

مخدوم قلی فراغی به احمدشاه بابا

دعوتنامۀ منظوم

 مخدوم قلی فراغی به احمدشاه بابا

یا احمـد شاه یرده یاییلـیپ چـاوینـگ

آدینگ آسـمان گـیده ر  عرشِ اعلایه

گِلان نوکرینگ دِر ، گیلمه ین آوینگ

بییـک لیـک زینه سـین قیـل پـایه پایه

 

ایـرانـه غـلـیچ اُور یوویـرت سـپاهـــی

باشینگ ده  بیرک بولسون دولت کُلاهی

هـمـایـون داغیـنده شـیرلارینگ شاهی

گـویـا بـیر نهنـگ ســن  مـَوج دریـایـه

 

 بیشه لرنینـگ اوان تـایـان شـیری سن

رُومِســتان بینیسی دیوینگ بیری سن

زال اوغلی نینگ الماز پیکان بیری سن

گُشــتاسـپ اوغـلی دک بیللــی بـلایـه 

 

پیشینگ ایران بـولســه  پُشتیـنگ تـوران دِر

دوست ایشینگه خُوشوقت دشمان حیران دِر

اقـبالینـگ آچیلار ایشیـنگ دَوران دِر

مَرحَمت نظرینگ سالسانگ بو جایه

 

فـراغـی دیر رواج بـیرسـین سن دِینی

شاه لرینگ شاه لری اسلامینگ زینی

امـرینـگ مُـطِـیع اِیـت  ایـران زمـینی

روز و شــب نـالــشیم بــو دِر خـدایه

 

ترجمه  :   ای احمدشاه ! در روی زمین شهرت و آوازه ات پهن شده ، و نامت به آسمان  بلند گشته و به عرش اعلی رفته است . آنکه به تو رجوع کرده  در شمار نوکرانت قرار گرفته است و آنکه از تو رُو گردان شده ، در پنجۀ تو اسیر گشته است ، و تو به معراج بزرگی مقام گرفته ای .  به ایران سپاه بفرست و با شمشیر آنرا  فتح کن . کلاهِ دولت و اقبال بر سَرَت قایم باد . بر کوه های بلند  پادشاه شیران باش .  به نظر من  در موج دریا حیثیت نهنگ قوی را داری .  شیر ژیان بیشه هستی ، قهرمان رومستان و مردی قوی پنجه هستی .  پیکان تو مانند پیکان الماسگونِ رستم زال شکافنده است و تو مانند پسر گشتاسپ به کار های بزرگ اقدام میکنی .  اگر به ایران رُو کُنی  توران ترا پشتیبان است .  دوستان به کارنامه هایت خوشحال و دشمنان از آن به حیرت اندر شده اند .  استقبالت روشن و کشاده است .  به کار هایت کُشایش ها است .  امید است نظر مَرحمتت به اینجا (یعنی : خراسان) نیز  بیفتد .  فراغی ترا به حیث شاه شاهان ، مُروّج دین و سبب آرایش اسلام میشناسد .  ایران زمین را  تحت نگین خود بیار ، روز و شب از درگاهِ رَبّ ودود  استدعایم همین است و بس .

 ترجمۀ کاندید اکادمیسین دکتور محمد یعقوب واحدی

ترکمن

ترکمن

نام ترکمن از قرن پنجم هجری (یازدهم میلادی) نخست به شکل جمع فارسی «ترکمانان» توسط نویسندگان ایرانی مانند گردیزی و ابوالفضل بیهقی استعمال شده و به همان معنی اغوز در ترکی و غز در عربی و فارسی به کار رفته است.

غزان نخست در مغولستان داخلی (در شمال چین و جنوب جمهوری مغولستان) واقع است (ترکستان) سکونت داشتند و در کتیبه‌های اورخون متعلق به قرن هشتم میلادی، ذکر ایشان در مغولستان رفته است. اغزان مزبور را ترک محسوب داشته‌اند نه ترکمان. ترکمانان، را فقط در جانب مغرب یاد کرده‌اند. نخست با تلفظ «تو کو مونگ در دانشنامهٔ چینی سدهٔ هشتم میلادی (تونگ تین فصل ۱۹۳). به قول تونگ تین، واژهٔ توکومنگ نام دیگری است که به کشور سوک تاک یعنی کشور آلانان اطلاق شده و اینان در آغاز تاریخ میلادی در مشرق تا مسیر سفلای سیردریا مستقر بودند و آنجا در قرن چهارم ه‍ . ق. (دهم میلادی) مقر اصلی اغزان بود.

 در کتب جغرافیایی عرب، ترکمان (الترکمان یا الترکمانیون) فقط توسط مقدسی در شرح چند شهر واقع در شمال و شمال غربی «اربیجاب» یا «سیرام» -که موقعیت آن درست معلوم نیست- آمده در باب اصل واژهٔ ترکمان در قرن پنجم به درستی معلوم نیست که آن را از ترکیب فارسی «ترک مانند» گرفته‌باشند.

در گذشته ترکمن نام عمومی بسیاری از اقوام ترک‌تبار به ویژه اقوام اغوز مسلمان کوچ‌نشین بود و نه صرفاً قومی که امروزه ترکمن نامیده می‌شود و شامل طوایفی است که در شرق دریای خزر از رود جیحون تا شمال خراسان و رود گرگان سکونت داشته‌اند.

هم‌اکنون نیز گروه‌هایی در عراق و سوریه به ترکمن معروفند که ارتباط قومی و تاریخی با قوم ترکمن ساکن ترکمنستان و مناطق اطراف ندارند. برخی از این اقوام اغوز موفق به تشکیل دولت‌های بزرگی در ایران دورهٔ اسلامی شدند.

بسمه تعالی

بسمه تعالی

زبان ترکمنی زبانی است که به ما از گذشتگانمان به یادگار مانده است و وظیفه ما در قبال این میراث عظیم حفظ و نگهداری آن است و یکی از عواملی که سبب حفظ این زبان خواهد شد استفاده از نامهای ترکمنی است. در اینجا قصد ارائه نامهای ترکمنی را داریم امیدوارم که مفید شما واقع شود

آتا:پدر بزرگ

آتا باللی:پدر و پدر بزرگ کوچک ،بزرگ کوچک اندام

آتا قلیچ:شمشیر پدر

آتا گلدی:پدر آمد،این نام برای اولین فرزندی است که بعد از فوت پدر به دنیامی آید گذارده می شود و چنین است کسی در خاک فرو می رود اما نامش بار دیگر زنده می شود فرزندی که نام مرده را زنده می کند در نزد ترکمن ها از احترام ویژه برخوردار است.

آتان:پرتاب کننده

آتلی: سواره صاحب اسب

آتیلا:آتا+ایله پدر ایل

آرپاچی:صاحب پیشه

آرتئق گل:گل زیادی،هنگامی که در خانواده چند دختر به دنیا می آید نام آخرین دختر را چنین می نهند که به معنای دختر بس است

آرتا:مقدس ،با صفا

آرتیق:افزون

آرکا:پشتیبان

آرق:جوی آب

آسلان:آویخته شده

آغابادر:آقا بهادر

آق اویلی: دارنده خانه سفید

آق ببک:نوزاد سفید

آغشام گلین:آنکه در شب آمده

آق گل:گل سفید

آقلی: سفیدی

آق منگلی: آنکه خال سفید دارد

آلا:رنگ نا همنواخت

آلابای:مرد سرخ

آلا نقوا:زیبای وحشی

آلپ ارسلان:فرزند شیر

آلپ تکین:شاهزاده قهرمان

آلتن آی:ماه طلایی

آلتی:شش از اعداد مقدس ترکمن ها

آلتین گلین:عروس طلایی

آلماز:الماس ،شمشیر برنده

آلما گل:گل سیب

آلا گل:گل رنگ

Majid Azimi

معلومات مختصر  درمورد زبان وادبیات ترکمن درافغانستان

معلومات مختصر  درمورد زبان وادبیات ترکمن درافغانستان

آثار ادبی فرهنگی ترکمن در افغانستان در طول سده ها بصورت شفاهی و بسیار کم هم بصورت قلمی بوده ، در قرن 12 خورشیدی آثاری از چاپ قازان، بخارا و لاهور هم بطور پراگنده در اختیار اشخاص باسواد که متاسفانه تعداد آنها هم خیلی محدود بوده قرار گرفته است و بازهم متاسفانه در اثر بعضی عوامل ما امروز نسخه هایی از آنها را در دسترس نداریم.

در کشور ما فقط در دهۀ سی قرن 14 هجری خورشیدی بود که یک فرض عین به توجه و کوشش عابد نظرخان رحمت الله علیه خلیفه صاحب قزیل ایاق و قربان خان رحمت الله علیه خلیفه صاحب قرمقول وبه همکاری مالی مرحوم حاجی ملا خداینظر نشر گردید که اولین مجلد چاپ شدۀ ترکمنی در کشور محسوب میگردد.

دهۀ دموکراسی (1342-1352) را میتوان آغاز فراهم شدن زمینه های معرفی و رشد زبان ترکمنی در افغانستان محسوب کرد. درین دهه بود که اولین شعر ترکمنی در سال 1345 در یکی از جراید غیر دولتی نشر گردید، این پارچه شعری بود از اوراز محمد"فر"

تحت عنوان"بو حالمده اؤلسم گورلر آغلاشر" (درین حالت اگر بمیرم مقبره ها خواهند گریست). وبعدازان در سالهای 1346-47 و 48 هم چند پارچه شعر از "فر" و از مولانا دولت فدایی در جراید غیر دولتی وقت نشر گرد ید.

در سال 1350 خورشیدی بود که بنابر کوشش وکلای ترکمن و اوز بیک در پارلمان وقت در رأس محترم عبدالکریم مخدوم خلیفه صاحب قزیل ایاق که دران وقت وکیل مردم شبرغان در ولسی جرگه بودند، حکومت وقت حاضر شد تا یک برنامۀ 45 دقیقه یی را

در رادیوافغانستان به زبانهای ترکمن و اوزبیک اجازۀ نشر بدهد. که در 11 میزان 1350 به نشرات آغاز کرد. 

من در آنوقت در سال اول پولیتخنیک کابل مصروف تحصیل بودم ، بنابر خواهش وکیل صاحبان عبدالکریم مخدوم و قاری عبدالله مرحوم که آنوقت وکیل ولسوالی شور دپه درولسی جرگه بود و مرحوم عبدالقادر سونمز(اولین تحصیل کردۀ لیسانس ترکمنهای کشور

در بخش ملکی) بتاریخ 9 میزان 1350 خورشیدی در رادیو افغانستان به دفتر برنامه های محلی (آنوقت به همین نام یاد می شد) رفتم

فهرست اولین برنامۀ اوزبیکی ترکمنی راکه بخاطر نشر در تاریخ 11 میزان آنسال ترتیب شده بود، ملاحظه کردم ودران یک مطلب

3 دقیقه ای بزبان ترکمنی که محترم عزیز عمر خوانده بود و یک پارچه آهنگ ترکمنی به آواز مرحوم آغامحمد بخشی ثبت شده بود

من به عنوان اعتراض بر ترکیب مطالب ثبت شده در برنامه از کار درآن ابا ورزیدم .

در هر صورت اولین برنامۀ مشترک اوزبیکی و ترکمنی بتاریخ 11 میزان 1350 خورشیدی از رادیوی دولتی وقت به نشرات خود آغاز کرد که خود آغازی بود به اینکه قدم های بعدی در انکشاف زبان ترکمنی در کشور برداشته شود.

قابل یاد آوری میدانم که قبل از آن در رادیو افغانستان فقط 5 پارچه آهنگ به آواز مرحوم احمد بخشی ( یکی از بهترین هنرمندان 

ترکمن در افغانستان) و 2 پارچه آهنگ به صدای مرحوم آغا محمد بخشی ثبت شده و در آرشیف موجود بود.

روز 13 میزان آنسال باز هم وکلای ترکمن در ولسی جرگۀ وقت مرا با خود به رادیو افغانستان برده و خواستند که بخش ترکمنی 

برنامه را گردانندگی کنم، ومن این مسؤلیت را پذیرفته اغاز بکار کردم، ولی مشکلات زیاد بود یعنی افرادیکه بزبان ترکمنی مطلبی 

بنویسد، اخبار و سایر مطالب معلوماتی مورد ضرورت برنامه را از دری ویا پشتو به ترکمنی برگردان کند یا نبود ویا بسیار کم بود

در آرشیف رادیو افغانستان فقط هفت پارچه آهنگ آنهم به صدای دونفر وجود داشت و ما در برنامه حد اقل هر روز دو یا سه آهنگ

ترکمنی ضرورت داشتیم، ولی من وهمکارانم هیچگاهی تحت تأثیر این مشکلات نرفتیم، با همکاری وکمک وکیل صاحبان و بعضی 

اشخاص روشن، درهر جای افغانستان که هنر مند ترکمن موجود بود به کابل دعوت کردیم، ودر یک خانۀ کرایی که نامش را

"ترکمن اؤیی" ( خانۀ ترکمن) گذاشته بودیم هنرمندان را جمع و بعداز تمرین آهنگهای شانرا در ستدیوهای رادیو افغانستان ثبت کردیم

هنر مندان: محمد سروربغشی ، چاری بغشی، شاهمردانقل بغشی، آننه بغشی، بگلی بغشی ،آننه دوردی بغشی، یغمور بغشی و شهید

عبدالمنان از اولین کسانی بودند که آهنگ های شان ثبت ونشر گردی

با آغاز این برنامه که ازساعت 6 الی 6 و 45 دقیقۀ عصر همه روزه از طریق امواج رادیو افغانستان نشر می شد ، واقعا"

مردمان اوزبیک و ترکمن کشور، با وجود کمی وقت آن خیلی خوشحال بودند ، در مدت نشر برنامه همه در برابر رادیو های خویش

می نشستند و با علاقه مندی آنرا می شنیدند، با وجود موجودیت کمبود ها در انتقال مراسلات پست ، روزانه 40 تا 70 نامه تنها به بخش ترکمنی برنامه میرسید.مردم باعلاقمندی آهنگ فرمایش میدادند، سوالات مختلف در زمینه های مختلف طرح میکردند، مطالب

برای نشر در برنامه می فرستادند و خصوصا" شاعران ما که تا آنوقت سروده های شانرا فقط 3یا 4 تن از دوستان شان می توانستند

بشنوند، آنهم فقط اززبان خود شان ، امکانات بدست آورده بودندکه اشعار وسروده های شان به سمع همه برسد، بدین ترتیب آنها بیشتر می نوشتند و می سرودند، حال داشتند امیدوار میشدند که آثار وایجادیات شان محکوم به پوسیدن در کنج

تاقچۀ خانۀ شان نخواهد بود.

درین برنامه محترمان احمداؤزگین، استاد خدایقل اینق،

محمد امان اوراز ، عبدالرحمن صحبت، محمد ظاهر غتی باش و عبدالحکیم دولت آبادی بامن همکاری میکردند که محترم استاد خدایقل اینق فعلا" استاد در پوهنتون جوزجان و محترم عبدالرحمن صحبت فعلا" هم در تلویزیون ملی وهم مسؤل جریدۀ وطنداران ترکمن مصروف کار های فرهنگی و مطبوعاتی هستند.

درین برنامه باوجود کمی وقت آن در همۀ جوانب و عرصه های زندگی مردم بخش های مشخصی گنجانیده شده بود

برنامۀ های،موعظه های دینی ، زندگی خانواده، زراعت ومالداری، اقتصادو تجارت، ادبیات و فرهنگ ، فولکلور، اطفال و جوانان، دیالوک ها و پارچه های تمثیلی، زن و زندگی وصحت شامل بود.

ولی عمر این نشرات کوتاه بود و فقط توانست 2 سال و 11 ماه و 20 روز ادامه داشته باشد، با آنهم برنامه تحرک بسیار 

جدی و موثر برای رشد فرهنگی ما بود.

دوستان بسیار عزیز نوشتن این مختصر برای فعلا" مشکل بود چون در خارج از کشور هستم اسناد و مدارک لازم 

در دسترس من نیست، با آنهم چون به دوستان وعده داده بودم نوشتم و تکمیل این نبشته و معلومات سالهای بعدازآنرا

میگذاریم برای بعد، همچنان اگر مطالبی درین مختصر ثبت نشده باشد هم بعدا"تکمیل خواهد شد ، امیدوارم این نبشته

سایر دوستان را هم که درین زمینه معلومات دارند تشویق کند تا با همکاری هم در آینده بتوانیم معلومات جامع ومکملی را

تهیه و به دسترس علاقمندان قرار دهیم.

با عرض حرمت

عبدالرحیم اوراز

موسیقی ترکمن

موسیقی ترکمن

تاریخ چند هزار سالة ترکمن سرشار از کوچ، هجوم، دفاع و درد و غم و شادی است، ‌فراز و نشیب زندگی فرزندان «اوغوزخان» که از بلندیهای خشک و صخره‌های «تیان شان» در غرب چین به مرور زمان به صحراهای گرم آسیای میانه و چمنزارهای سیحون و جیحون و کناره‌های خزر کوچیده‌اند. در طول زمان همواره بر سر تنازع بقاء خویش با امپراتوران چین، تزارهای روسیه، خوانین محلی به ستیز برخاسته‌اند و در این رهگذر ادبیات شفاهی ترکمنها به ویژه موسیقی این قوم سترگ بازگوکنندة حلقه‌های گسستة هویت فرهنگی آنان است.موسیقی در میان ترکمنها جزء‌ لاینفک زندگی است،‌ بیان آلام نهفتة درون و آیینة تمام‌نمای زیستن آنان، با الهام از طبیعت، روابط اجتماعی، اقتصادی، کوچ، تاخت و تاز،… و سایرمایه‌های اصلی یک زندگی است.


موسیقی ترکمن با پرداختن به رموز زندگی و روح آدمی محتوایی غنی می‌یابد، زبان گویای شور ایمان و عشق و مبارزه، ساز ترکمن همراه با «ش‍َل‍ْپِه»های دست نوازندة دوتار نفس می‌کشد، می‌خندد و شتاب می‌کند با نوازش آرشة کمانچه کند می‌شود به پرواز در می‌آید و با نوای نی ترکمن به میان ابرها سفر می‌کند و نظاره‌گر زندگی شبانان می‌شود و زنبورک و ذ‌َل ترکمن بی‌اختیار انسان را به رؤیا و تولد دوباره و باروری می‌رساند.


موسیقی ترکمن طوفانی است که وجود آدمی را به لرزه در می‌آورد، می‌گذارد و هیچ شنونده‌ای نمی‌تواند در برابر نیروی جاذبة آن مقاومت کند و یا بی‌تفاوت از کنارش بگذرد.
در موسیقی ترکمن چهار دستگاه اصلی وجود دارد که عبارت‌اند از: تشنید۱، م‍ُخمِسِ۲، ن‍ُوایی۳، و قِرق‍ْلِی (قِرخ‍ْلِی)۴ (یا چهل مقام) که هر کدام از این دستگاهها خلق‌شدة پنجه‌های استادانی گمنام در طول تاریخ موسیقی ترکمن است که به صورت سینه‌به‌سینه ویژگی فرهنگ قومی خویش را حفظ کرده و به زمان امروزین رسیده.


مقامهایی چون «گوگ دفه م‍ُقامی»۵، قونقورباش مقامی۶، حاجی قولاق۷، زیباگوزل۸، بیکه حالان۹، قیزدوردی۱۰، ساتا شدیم۱۱، آزادلیق۱۲، ییلغی لار۱۳، ش‍ُه رات م‍ُقامی۱۴، حاصل یقین چی۱۵، ا‌ُستاد‌ِم۱۶، سونگقی داغی۱۷، آوچی مقامی۱۸، بوجن‍ّت۱۹، بال سایات۲۰، آت چغر۲۱، همه از مهم‌ترین بخشهای موسیقی ترکمن‌اند که از دل همان چهار دستگاه بیرون آمده‌اند، با اشعاری ساده و بی‌آلایش و همه‌پسند، در این موسیقی بزرگ مرد ادب کلاسیک ترکمن «مختوم‌قلی فراغی» سهم بزرگ و به سزایی را دارد شاعر شهیری که با زبان ساده سرایندة پند، تلاش، شادی و زیبایی است. دومین بخش تصانیف موسیقی ترکمن از داستانهای حماسی و ادبیات لیریک ترکمن سرچشمه می‌گیرد منظومه‌هایی چون زهره و طاهر ـ شاه‌صنم و غریب ـ‌ حمراء ‌و حوری لقاء، حمراء و سایات یوسف و احمد و کوراوغلی.


و در بخش سوم موسیقی ترکمن به مسئلة موزیکوتراپی می‌رسیم، مسئله‌ای که به تازگی در غرب بر روی آن صح‍ّه گذاشته و به پژوهش پرداخته‌اند پ‍َری‌خوانی یا پ‍ُرخوانی که موسیقی مختص بیماران روحی است در این شکل از موسیقی ترکمن پ‍َری‌خوان با خواندن اشعار مخصوص و نواخت دوتار و انجام حرکات موزون و غریب تا اعماق روح بیمار نفوذ کرده و عامل تخریب روانی بیمار از تن و روان او فرا می‌خواند. در بخش چهارم موسیقی ترکمن عرفان پویا حاکم است و پدیدة بارزش ذکر خنجر می‌باشد.


پرباری موسیقی ترکمن به گونه‌ای است که تأثیر بسیاری در زنان این قوم داشته به گونه‌ای که آواهای حزین زنان ترکمن در قالبی سنگ صبوروار بیان می‌گردد، که می‌شود آن را بخش مجزایی در کنار موسیقی سازیک ترکمن دانست.


این دسته آوازها عبارت‌اند از: ل‍َـل‍َه۲۲،‌ هودی۲۳ و مرثیه‌خوانی.


۱٫ ل‍َـل‍َه (آواز زنان در غربت) شکلی خاص برای اجرا دارد بدین گونه که دختران به غربت شوی‌داده‌شدة ‌ایل در شبی مهتابی که بدر کامل می‌شود در بیرون محل زندگی قبیله دور هم جمع شده و به طور دسته‌جمعی آواهایی را سر می‌دهند که حکایت از غربت سنگینی چونان سنگی به ته چاه افتاده را دارد. بیان آرزوی دیدار مادر نارواهای همسر از زبان گمنامان مظلوم، با شعرهایی چونان قوی که به چشمة بکر جوشانی می‌ماند که از بلندای ابدیت قومی سرچشمه‌ می‌گیرد.


۲٫ هودیها همان لالاییهای ترکمنان است، اشعاری سرشار از امید و آرزو و آموزش زندگی و شناخت جامعه، که به ایجاد وابستگی کودک به فامیل و قبیله‌اش منجر می‌گردد.


۳٫ ‌مرثیه‌خوانیها با اشعاری حزن‌آلود و غنایی تصویری در قالب دوبیتی که پایان هر دوبیتی به گفتن اِی وای اِی وای ختم می‌شود در متن اشعار که دقیق بشوی می‌توانی رابطة متوفی را با سرایندة عزادار بیابی. وامبری در کتاب «سیاحت درویش دروغین» از مرثیه‌خوانی زنان ترکمن یاد می‌کند و می‌نویسد:

(زنها که در محوطة تنگ چادرها چهار زانو نشسته و خود را موظف می‌دانند به طور دسته‌جمعی فریادهای جگرخراش بکشند و اشک بریزند،‌ در عین حال از شانه کردن پشم و چرخاندن دوک نخ‌ریسی یا انجام دادن کارهای دیگر دست‌بردار نیستند) و این شاهدی است بر زیبایی و پیوند موسیقی در میان این قوم دیرین که تا امروز همچنان دست‌نخورده و بکر باقی‌مانده و پژوهشی دقیق و صحیح را می‌طلبد که بتوان از آن طریق اصالتهای به چشم‌نیامده و به گوش‌نرسیدة فرهنگی را به جهانیان نمایاند با آنکه در ترکمنستان حرکتهای بسیاری در زمینة شناسایی و آموزش نهفته‌های این موسیقی انجام پذیرد به جرئت می‌توان گفت در کشور ما متأسفانه این موسیقی پ‍ُربار فقط نمایش جشنواره‌ای داشته و بس بی‌هیچ تدقیق و پژوهشی پویا و بزرگان این موسیقی در حال احتضار، تهاجم فرهنگی را می‌شود با پویایی صحیح در این گونه زمینه‌ها پاسخی محکم داد.
سنندج ۲۷/۱۰/۷۱
با تشکر فراوان از موسی جرجانی یاورم در این پژوهشها
لازم به ذکر است که مطلب فوق از مجموعه‌ای در حال تکمیل با عنوان (موسیقی دشت ترکمن) انتخاب و ارسال شده است.

هوشنگ جاوید

مختومقلی از دیدگاه بزرگان علم و ادب

 مختومقلی از دیدگاه بزرگان علم و ادب

ناظم حکمت ادیب ترکیه ای در شان مخدوم قلی می نویسد:"من از آثار استاد مخدوم قلی درسهایی آموختم که هرگز نمیشود بر آن بها تعیین کرد.به زبان و به خاطر آزادی و سربلندی ملت خود شعر سرودن و مبارزه کردن را از استاد فراغی آموختم".

پروفسور"نووچنکو":"من تا کنون شاعری چنین خلاق و بی نظیر و دارای آثار پرمحتوا و موثر و واقعی ندیدم. شایسته اس...
ت او را در سطح وسیع به مردم کلیه جمهوریها شناساند".

ملا نفس،شاعر و نویسنده ی شهیر ترکمن(خالق منظومه ی"زهره-طاهر"):ای فراغی! کجاست آن سخنان شیرین و عسل مانند تو،تا اینکه نظیر عسل که زنبورها را به جنب و جوش می اندازد،انسانها را به تحریک وادارد و از خواب غفلت،بیدار و آگاه سازد.ای فراغی!کجاست آن آب حیات بخش(شعر)تو،تا کالبد نیمه مرده ی انسانها را حیات تازه بخشد".

آ.وامبری:"اشعار مخدومقلی دارای جنبه ی خاصی است به این معنی که نمونه ی کاملی از لهجه خاص ترکمنی را به دست می دهد.در ثانی،در نوشته های او یک قاعده و نظم محکمی وجود دارد که در سایر آثار ادبی به ندرت یافت می شود".

پروفسور برتلس:"مخدومقلی مانند جام جم است.چرا که او آیینه ی نمایان ادبیات ترکمن و تجلی احساسات و ادراکات یک ملت است.او گوهر گران قیمت و نگین انگشترینی است که نور و شعله اش چشم هر بیننده ای را خیره می کند".

بارتولد:"از میان ترکها، این تنها ترکمنها هستند که شاعر ملی چون مخدومقلی را دارند".

الکساندرخودزکو: "اشعاری که از او بجای مانده،نشانه ایست از خلاقیت آن ابر مرد".

ماتی کوسایف:"ادبیات ما قبل از این شاعر،هیچ شاعر دیگری به خود ندیده و هیچ شاعری به اندازه ی فراغی ادبیات ما را به اوج نرسانده است.او در مردمی کردن ادبیات ترکمن سهم فراوانی داشته است".

رسول حمزایف(شاعر داغستان):"من با ترجمه کردن اشعار مخدومقلی به زبان خودم،وجود چنین شخصیت بزرگ فرهنگی-ادبی را در عالم شعر،در میان ترکمن ها ثابت کردم".

بردی کربابایف:"او با اشعار و سخنان دلنشین و جذاب،عصر و آینده ی ترکمن را سربلند کرده است".
 
Arne Goli