میرزا اسدالله خان غالب ترکمن الاصل دهلوی

میرزا اسدالله خان غالب ترکمن الاصل دهلوی

میرزا اسدالله خان غالب

( 1212 هـ ق / 1796 م  -  1285 هـ ق 1869 م )

میرزا اسدالله خان غالب ، عبدالله بیگ نینگ اوغلی بولوپ اصلی سلجوق ترکمن لریندان بولیور.اول مشهور شاعرویازیجی بولوپ دیر، اونونگ آته بابه لری، زمان شاه عالم نینگ وقتینده اوز دوغدیق جای لریندان گوچوپ هندوستانینگ لنگهو شهرینده اوتریمدار بولوپ دیرلر.

عبدالله بیگ اول یردان حیدرآباده باریپ نواب نظام علی خانینگ خدمتینده بولیور، اوندان سونگره " الور" باریپ راجه بختاور سنگهـ  خدمتینده بولوپ یاراغ گوتریار وحربی ایشلاربیلن غاتناشیار وبیرسواش ده شهید بولیور.

شول وقت میزرا اسدالله خان غالب باش یاشینده بولوپ آته دان یتیم غالیورواگره صوبه داری نصرالله بیگ خانینگ حمایت نینگ آستینده یاشایور.

سنه ( 1806م ) ییلده بریتانیا کمیسارلیقلاری طرفیندان باسیب آلینان زمانی اودوقیز یاشینده اکن ، میرزا اسدالله خان غالب یاشلیغیندان شعر آیدماق لیغه باشلایور واجد علی شاه سنه ( 1847 م ) ییلنده دهلی تختنده اوتریور ومیرزا غالب نینگ شعرلرینه هرییلده ( 500) روپیه انعام بیریوراکن .

نواب رامپور (1859 م ) ییلده میرزا غالب نینگ شاعرلیغینی ایشدیپ هرآیده (100) روپیه آیلیق برمه لی بولیور، میرزا غالب بیرآز وقت دان سونگره رامپوردان دهلی باریور و(73) یاشینده شول یرده عالمدان ئوتیور.وخواجه نظام الدین اولیانینگ غابتالینده توپراغه تابشرلیور.

میرزا غالب دینگه شاعر دالدی اول چپرو اوکده یازیجی هم دی ، اونونگ " قاطع برهان " آدلی اثری نثرشکلنده یازیلاندیر، اونونگ بول اثری سنه ( 1276هـ ق ) ییلنده یازیلیب دیر.

اونونگ بول اثری هندی عالملارینگ اورته سینده کوپ کان غوغا توزیریور، بیرتوپاری برهان تبریزی بیلن بولدیلار وغاتی انتقاد اتدیلار وبیر توپاری هم میرزا غالب بیلن بولوپ اوندان دفاع اتدیلار.

غالب از خاک پاک تورانیم

لاجرم  در  نسب فرهمندیم

ترک  زادیم  و در نژاد  همی

به  سُـترگان  قوم   پیوندیم

ایبکم   از  جماعت   اتراک

در  تمامی ز ماه  ده  چندیم

فن   آبای ما کشاورزی ست

مرز بان  زاده ی  سمرقندیم

میرزا غالب ذواللسانین شاعربولوپ فارسی و اردو دیل لرینده شعرآیدیپ دیر، اول اردو شعرینگ اساس غویجی سی بولوپ شونونگ اوچون " پدر شعراردو"  یادلان یورلر. اونونگ شعرلرینده فلسفه وعرفان عقیده سی کوپ بولوپ وفارسی دیلینده دام شعر آیدانینه غووانیپ بو یله دییور:

فارســــی ببینی نقش های رنگ رنگ

بگذرازمجوعه اردو که بیرنگ منست

غالب تورک بابری لر دورینده یاشاپ شونونگ اوچینم بابری لرینگ اینگ سونگقی شاه سی ایکینجی بهادرشاه زمانینده یاشاپ اونی وصف اتیورویاش نینگ سونگینه چنلی شونونگ بیلن بولیور.

نشرمطالب یگیت با ذکر منبع مجاز است

قــــربان دوردی ذلـیلی

قـربان دوردی ذلـیلی

 قـــربان دوردی ذلیلی

دوست نزدیک ومعاصر سیدی ، قربان دوردی ذلیلی ( 1795- 1850 م ) یکی از شعرای برجسته این دوره است که مؤلف اشعار اجتماعی وعاشقانه زیاد میباشد. او خواهرزاده شاعر بزرگ ترکمن مخدومقلی فراغی بوده ودرسال 1795 میلادی ( 1220 هـ ق ) متولد شده است. ذلیلی تحصیلات خودرا در مدرسه " شیرغازی " خیوه به اکمال رسانیده ودرتاریخ ادبیات ترکمن یکی ازشعرای خوش قریحه وبا استعداد محسوب میشود.

ذلیلی درسال 1819 میلادی هنگامی که خان خیوه محمد رحیم خان مقاومت ترکمن هارا درهم شکسته ، سرزمین شاعر را غارت میکرد، ذلیلی را به مثابه فرمانده نظامی که درنبرد رویا روی قرارداشت ، به اسارت در می آورد. شاعر هفت سال را دراسارت بسر برده وقمست اعظم آثار خویش را نیز مثل مسعود سعد سلمان دراسارت سروده است.

قربان دوردی ذلیلی بعدازمرگ محمد رحیم خان از خیوه فرار کرده به زادگاهش برمیگردد. آثار این شاعر رزمجو نیز به آفرینش ادبی سیدی مشابهت کلی داشته وبین هر دو مناسبات دوستانه خیلی نزدیکی برقرار بوده است.

اشعار ذلیلی ازبهترین نمونه های اشعار کلاسیک ترکمن محسوب میشود که درآنها اندیشه ها وافکار گوناگونی بازتاب یافته وحوادث و وقایع آنروز گار ترسیم گردیده است.

منبع : کتاب تاریخ وفرهنگ ترکمنها صفحه 183- 184

مؤلف کتاب : استاد محمدصالح راسخ یلدرم 


بیگانه یغشی

اوتورشی بیر، کونگلی آیه غرداش دان

شــــــــیرین ملاقات لی بیگانه یغشی

یوز مونگ منت بیلن بیریلن آشــــــدان

ایسنگ طعام یاقـــــــمز دهانه یغشی

 

کونگلیل بیرقوش، قین اوچمه سی بوسن سونگ

کایش آرتار غصــــه ســـــــــری باســــــــــن سونگ

دیدینگینگ بولمان ســونگ عشقینگ تاسن سونگ

ســـــوزله ســـــنگ ســـــوزگیلـــــمز زبانه یغشی

  

آتسنگ نشانه دگر اوقینگ دوغری سی

بیرمنزله یتمز یوکینگ ایگـــــــــــری سی

باســــــمه سیندن چیقار اوبه اوغرسی

یگـــــــــــیت ساده گراک ترکانه یغشی

  

بیله نینگ یغشــــــــی لیق یادیندان گیتمز

دوست ، دوستدان یمانلیق گورسه اونوتمز

بولاندان ســـــونگ عاجزلیقدان ایش بیتمز

بولماق لــــــــیق هرایشـــه مردانه یغشی

  

اصلینه یت سوزمعنی سین سورمده

چیقماق مشکل پیکام غالسه یاره ده

عقــــل اوروش ایتمز " آو" دییپ آره ده

اوروش اتمـــــــــــک یابیر نادانه یغشی

  

ذلیلی دییر یورگین اولینچانگ سرخوش

گیزله ســـــــرینگ هرنامرده ایتمه پاش

اگرالدان گـــــــــــیلر، گیلمز هربیرایش

هابای ، سیاست دشـــــــمانه یغشی

نشرمطالب وبلاگ یگیت با ذکرمنبع مجاز میباشد

محمود کاشغری

محمود کاشغری

حتما شما هم از چند ماه قبل انتخاب سال ۲۰۰۸ به عنوان سال محمود کاشغری از سوی یونسکو را در مطبوعات خوانده و یا شنیده اید.

محمود کاشغرلی
یونسکو سال ٢٠٠٨ را – به پیشنهاد وزارت فرهنگ ترکیه- به نام محمود کاشغری زبانشناس مشهور ترک (اصلا از ترکان اویغورستان- ترکستان شرقی) نامگذاری کرده است.


سال ۲۰۰۸ دقیقا مصادف با هزارمین سال تولد این شخصیت مشهور تاریخی است که جزو یکی از پیشرو های رشته زبان شناسی و دایره المعارف و لغت نامه نویسی است.


وقتی به زمان های بسیار دور و دانشمندان آن زمان فکر می کنیم اولین حسی که به ما دست می دهد حس تعجب است.تعجب از این که چطور یک نفر در هزار سال قبل ،زمانی که هنوز کتابت به آن معنای کامل رایج نبوده و اغلب مردم دارای سواد خواندن و نوشتن نبودند عمر خود را صرف اینگونه کار ها می کند و ماحصل آن یکی از بزرگترین و قدیمی ترین دایره المعارف ها و لغت نامه های دنیا می شود .


تصور کنید اگر کسی امروزه و با وجود انواع وسایل نقلیه سریع و وسایل دیجیتال پیشرفته بخواهد تمام کشور های تورک نشین را از چین تا قلب اروپا مسافرت نموده ، لهجه های مختلف را یاد بگیرد ، فولکولورهای آنها را ضبط کند و با آنها مدتی زندگی کند ، چند سال باید صرف کند و چه هزینه گزافی باید متحمل شود؟!. حالا به حدود هزار سال قبل برگردید . زمانی که کاغذ برای نوشتن بسیار نایاب بود و وسایل سفر اسب و شتر بودند. نه نقشه درست و حسابی بود و نه امکاناتی که لااقل بسیاری از کار ها را سریعتر کند.تنها چیزی که در دانشمندان آن زمان وجود داشت همت،بالا بود.


کاشغری اغلب کشورهای تورک نشین را گشته است.با آنها زندگی کرده ، اخت شده و اغلب شعر ها ، ضرب المثل ها ، گویش ها ، لغات و اصطلاحات را ضبط کرده است و در نهایت در سنین کهنسالی کتاب را به پایان رسانده و از خود برای ما به یادگار گذاشته است.

محمود کاشغری یا به بیان کاملتر محمودابن حسین ابن محمد کاشغری در سال ۱۰۰۸ میلادی(۳۸۰ هجری) به دنیا آمد.عده ای زادگاه او را کاشغر می دانند ، اما بسیاری نیز بر این عقیده اند که وی خان زاده ای است که در شهر بارسغان که امروزه در شهر قرقیزستان واقع شده است به دنیا آمده و سپس به کاشغر رفته.


آنطور که نوشته شده است وی در جوانی به علت اینکه پدرش فرمانروا بود فنون رزمی و سوارکاری را در حد اعلای خود فرا گرفته اما سپس به علت عشقی که در دلش ایجاد شده بود به سیر و سفر و جمع آوری اطلاعات پرداخت تا کتابهای خود را بنویسد.


وی سپس به بغداد رفت .این دوره مصادف شده بود با قدرت روز افزون تورک ها و زمان خلیفه عباسی ابولقاسم عبدالله ابن محمد المقتدای بامرالله.به همین دلیل نیاز به آشنایی بیشتری با زبان و فرهنگ تورک ها در بین حکومت وقت احساس شده بود. همین باعث شد که این کتاب بیشتر ارزش پیدا کند.


سال تالیف کتاب را بین سالهای ۴۶۶ و۴۷۰ حدس می زنند که تقریبا کاشغری در آن زمان حدود ۸۸ سال داشته است. به گفته خود کاشغری این کتاب چهار بار بازخوانی ، تصحیح و بازنگری شده است تا کتاب بی نقصی نوشته شود.


وی سپس از بغداد به زاد بوم خود برگشته و در شهر کاشغر ساکن شده است و در سال ۱۱۰۵ میلادی در سن ۹۷ سالگی در گذشته است.

کاشغر و مزار کاشغری
مزار محمود کاشغری در شهر اوپال در نزدیکی کاشغر قرار گرفته است.کاشغر مرکز ایالت ترکستان چین و یکی از غربی ترین شهرهای چین است. این شهر مروارید جاده ابریشم نام داشته و یکی از قدیمی ترین شهرهای اسلامی چین است.


کاشغر شهری سرسبز و آباد است و رود “قیزیل سو” که از دامنه های “آلا داغ” سرچشمه می گیرد از میان این شهر می گذرد.این شهر تاکستان های مشهوری دارد.


مزار کاشغری نه در خود کاشغر که در شهر اوپال قرار دارد .قبلا در مورد مزار کاشغری حدس و گمان هایی زده می شد اما به طور رسمی تعدادی از باستانشناسان در اواخر سال ۱۹۸۲ توانسته اند مزار وی را در ۴۵ کیلومتری شهر اوپال کشف کنند.وقفیه این مکان نیز سپس پیدا و منتشر شد و از سال ۲۰۰۶ مزار کاشغری به موزه تبدیل شده است و همه ساله میزبان گردشگران بسیاری است.

دیوان لغات ترک، در اصل لغت نامه-دائره المعارفی برای یاد دادن زبان ترکی به اعراب و به زبان عربی است. در این اثر همچنین در باره تاریخ، فولکلور، میتولوژی، جغرافیا، مردم شناسی، طوائف و ادبیات ترکان پیش و پس از اسلام معلومات داده می شود و قواعد دستوری زبان ترکی و لهجه شناسی آن بررسی می گردد. نقشه رنگی مدور موجود در دیوان، نخستین نقشه جهان ترک است. محمود کاشغری و اثرش دیوان لغات ترک را بنیانگذار تورکولوژی و یا علم ترکی شناسی نامیده اند.


بی شک دیوان لغات ترک در ردیف سنگ نوشته های اورخون، یکی از مهمترین گنجینه های ادبی جهان تورک، ترکان آزربایجان جنوبی و دیگر نقاط ایران است. اما آزربایجانیان دلیل دیگری برای اعزاز و گرامیداشت این اثر گرانقدر دارند. زیرا آنها سهم و نقشی اساسی در حفظ این اثر و رساندن آن به روزگار ما داشته اند. چرا که نسخه منحصر به فرد دیوان لغات ترک، تحفه آزربایجان و یا دقیقتر محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی به جهان تورک و مدنتیت می باشد.


این کتاب نخستین واژه نامه جهان و کتاب تورکی پژوهی و به صورت دانشنامه است. کاشغری در این کتاب مخزنی از واژگان تورکی تهیه کرده است که بر اساس قواعد صرف زبان عربی نوشته شده است. وی در این کتاب برای شرح کلمات از ضرب المثل ها ، شعر های حماسی فولکولر ملل تورک و همچنین مثال هایی از زندگی مردم بهره برده است. وی در این کتاب دو زبان عربی و تورکی را در مقابل هم قرار داده و به این ترتیب قدرت این دو زبان را مساوی دانسته و حتی اشاره کرده است : “تورکی و عربی همچون دو اسب شرط بندی هستند”.


این دانشنامه در هشت کتاب و هر کتاب در دو بخش و هر بخش بر اساس هنجارهای صرف زبان عربی سازه بندی شده و حاوی ۷۵۰۰ تکواژ ، ۲۹۰ ضرب المثل و ۲۲۰ قطعه شعر است.


خود کاشغری در مقدمه دیوان خود می نویسد :
“من شیوه های گویشی تیره های ترک،ترکمن ، اوغوز ، چیگل، یغما، قیر غیز و سروده هایشان را فرا گرفتم ،ضبط کردم و بهره ها بردم.بدانگونه که زبان هر تیره از آنان با بهترین اسلوبی در پیش من گرد آمد. من آن را به رساترین صورت نظم دادم و به آراسته ترین ترتیب بیاراستم. به فضل الهی این کتاب را به عنوان یادگار جاویدان و اندوخته ای ابدی تالیف کردم و دیوان لغات الترک نام نهادم… من این کتاب را به سخنانی سرشار از حکمت ، سجع، امثال،شعر، رجز و نثر بیاراستم و به ترتیب حروف ، معجم ساختم. جهت آنکه خواهنده بتواند خواسته خود را در جای خود و جوینده جسته اش را در جایی که باید بیابد، هر کلمه ای را در جای خود آوردم .ژرفایی آنها را معلوم ساختم و سختی های آنها را هموار کردم…. در کتاب برای باز نمودن دیدگاهها ، دانش و جهان بینی ترکان ، مثال ها از اشعارشان آوردم.مثل ها و سخنان حکمت آمیزشان را نیز که در فراخی و آسایش و شادمانی ، با اندیشه هایی والا بر زبان رانده اند، فراهم ساختم….همراه با آن در کتاب کلمات بسیار مهمی گرد آوردم.بدینگونه، کتاب در پاکیزگی و شفافی به نهایت رسید و در زیبایی و لطافت به غایت برتری برفت.


در این کار که دل بر آن داده ام ، از خداوند مدد می جویم . هر گونه نیرو و توانایی ما از اوست و او ما را بسنده است و نیکوترین یاور ماست. ”


کاشغری در همین مقدمه به حدیثی از پیامبر اشاره می کند که به گفته خودش از دو نفر از پیشوایان بخارا و نیشابور شنیده است. وی می نوسید:


“سوگند یاد می کنم که من از یکی از امامان ثقه بخارا و نیز یکی از امامان اهل نیشابور شنیدم و هر دو با سلسله سند روایت کنند که پیامبر ما چون نشانه های رستاخیز و فتنه آخر الزمان و نیز خروج ترکان اوغوز را بیان داشت چنین فرمود : زبان ترکی را بیاموزید زیرا که آنان را فرمانروایی دراز آهنگ در پیش است.
اگر این حدیث صحیح باشد – بر عهده راویان آن- پس آموختن زبان ترکی کاری بس واجب است و اگر هم درست نباشد خرد اقتضا می کند که مردم فرا گیرند”.

تنها نسخه موجود دیوان لغات الترک به خط کاشغری نبوده بلکه به خط یک آزربایجانی اهل ساوه بنام “محمد بن ابی ابکر بن ابی الفتح الساوی” است. ناسخ خود را چنین معرفی می کند: “از نوشتن فارغ شدم بنده نیازمند به خدای تعالی محمد بن ابی ابکر بن ابی الفتح الساوی ثم الدمشقی، عفا الله تعالی عنه”. در واقع این نسخه منحصر به فرد دیوان لغات الترک را که توسط محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی استنساخ شده می بایست “نسخه آزربایجانی دیوان” نامید. این نسخه که تخمینا بعد از گذشت دویست سال از تحریر کتاب در شهر دمشق سوریه نوشته شده اکنون در موزه آیاصوفیای استانبول در ترکیه نگاهداری می شود.

نکته جالب در مورد این کتاب این است که تا مدتها اثری از این کتاب پیدا نشده بود تا اینکه مرحوم علی امیری آن را در راسته صرافها پیدا کرد . ماجرا به طور خلاصه از این قرار است که علی امیری مثل همیشه به دوستی به نام برهان بیگ در این راسته سر می زده است.یک روز برهان بیگ به او می گوید یک نسخه خطی گرانقیمتبرای فروش نزد من آورده اند که مشتری ندارد. کتاب را به بنیاد دانش نشان داده ام و آنها قیمت آن را به یک سوم قیمت تعیین شده پیشنهاد کرده اند.علی امیری بعد از نگاه کردن به آن متوجه می شود که اثر گم شده بسیار با ارزشی را پیدا کرده است.ارزش کتاب سی لیر تعیین شده بود پول کتاب را پرداخت کرده و با عجله به منزل می رود تا اوراق آشفته دیوان را منظم کند و آن را مطالعه نماید.بعد ها معلم رفعت این کتاب را از امیری به امانت می گیرد و آن را رونویسی و تصحیح می کند.


به این ترتیب افتخار نخستین نشر متن این کتاب نصیب مرحوم احمد رفعت ،معروف به معلم رفعت گردید که وی آن را در سال ۱۳۳۵ هجری قمری در استانبول به چاپ رسانید.


سپس در سال ۱۹۲۸ مرحوم کارل بروکلمان این کتاب را به زبان آلمانی برگرداند.البته این ترجمه کامل نبود و تنها شامل ۷۹۹۳ تکواژ می شد.


سپس این کتاب توسط عاطف قونیه ای و بعد از آن توسط بسیم آلاتای به ترکی استانبولی ترجمه شد.وی در واقع دو ترجمه معلم رفعت و عاطف قونیه ای را که دارای اشکالات زیادی بودند،تصحیح کرد و کتاب او بی نقص تر از بقیه شد.


در سال ۱۹۶۳ این کتاب به ترکی ازبکی نیز برگردانده شد صالح مطلب اوف با استفاده از ترجمه آلاتای این کتاب را در تاشکند منتشر کرد.


ترجمه انگلیسی دیوان نیز در سال ۱۹۸۵-۱۹۸۲ توسط دو تن از اساتید دانشگاه هاروارد به نام های روبرت دنکوف و جیمز مک کلی در سه مجلد به چاپ رسید.


در سال ۱۹۹۷ ترجمه این کتاب به زبان ترکی قزاقی نیز آماده چاپ شد.اصغر کرماشولی آگابایوف در شهر آلما آتی دست به ترجمه این کتاب زده و آن را در سه مجلد چاپ کرد.


بالاخره در سال ۱۳۸۴ شمسی این کتاب توسط دکتر حسین محمدزاده صدیق به فارسی ترجمه شده و در اختیار فارس زبانان قرار گرفت.در بعضی از مطالب این متن نیز از این کتاب کمک گرفته شده است.

آفتاب آذربیجان

شمعیکه خاموش شد!

 

شمعیکه خاموش شد!

شهید محمد کامل

 

استاد محمد کامل " صحبت " از دنیای فانی درگذشت چون شمعی تا آخرین نفس سوخت روشنی داد بالاخره خاموش شد اما روشنی آن نه تنها امروز بلکه جاودانه در محیط کشور ماساطع خواهدبود. مرحومی یکی از مردان منور وسخنوران بزرگ کشور دارای ذوق لطیف واحساسات وطنخواهی پشتیبانی اصلاحات اجتماعی وخواهان ترقی کشور بود اواز یک روح پرآروزو ازیک قلب پاک پرمحبت نمایندگی میکرد. استاد محمد کامل " صحبت " از سرزمین کشور ما رخت بر بست دیگر بازگشتنی نیست گویا به آن قیافه نجیب وآن چهره گرم دوستداشتنی خود وداع کرد او مردی بود زندگانی اش را وقف تحصیل علم وادب ساخته بود، جز در راه معارف وآبادی وطن خویش سرگرمی وتفریح نداشت .

رفتی وشکست محفل ما

هم محـــفل ماوهم دل ما

 استاد محمد کامل " صحبت " : تنها به خاندان شان نی ، بلکه به عموم مردم اندخوی یک ضایعه بزرگ است . حقا که استاد یک انسان شریف وشخصی برده بار و ویک نمونه اخلاق وپسندیده وهرچند به تعریف آن قلم در دست گرفته سخن انسانیت وشخصیت شانرا تحریر کنم هنوز کم است.

زمانه جوبادست باد از نخست

نقاب از رخ گل به عزت کشد

گـــهت برنشاند وبرخش مراد

تنش را بخــــــاک مذلت کشد

استاد گرامی کلمات شیرین وحروف های رنگین درسخن سرای ادا میکرد. صد دریغ درعالم جوانی از طرف دشمنان شربت کل نفس ذایقة الموت را باصدای ارجعی لبیک گفته نوشیدند.

خیر! همه اینجان بنوبه خود این جام شربت را نوشیدنی است ، لهذا بنده ازحضوت آن ذات اقدس بیچون استدعا نموده طلب مغفرت برای شان خواهانم وبس.

بنده از بــهر او نیاز کند

مغفرت ازخدای بی همتا

امین محمدی

افغــانستـانلـی تـرکــمن لرنینگ طــایفه لری

افغــانستـانلـی تـرکــمن لرنینگ طــایفه لری

Turkmen

کمونیزم اندیشه لی لر طایفه لرینگ تیره لره بولینشینی نفاقه سبب خیال ایتدیورلر، اما بویله دال . هیچوقت طایفه لرینگ شاخه لره بولینشی نفاقه سبب بولیپ بیلمیور.

هاووه !

عقل آدم زادینگ باشنده چراغ دیر ، یاغشی یمان ، فایده و ضرر لری مدام آدمزاده گورکزیب دورملی ، بو بیر طبیعی مسئله دیر انسانینگ وجدانی  ، رحمانی نفس بیلن شیطانی نفس لرینگ تارتیشیق وجدل میدانی دیر. البته انسان رحمانی نفسینه تابع بولسه فرشته یالی دیر ، واگر ده شیطانی نفسینه قُل بولسه دیو ، یوها وموجک یالی دیر.

بوبیر آچیق مسئله دیر ، انسان وایل لرنینگ آره لرینه نفاقی آدمزاد ینگ ظالم نفسی گیترملی ، نه طایفه وتیره لر، هر مشغله ، هر اوبه وهر یوویرت لرینگ انسان لری اگرنفس لرینه حاکم بولسه لرآره لرینده  آغیزدیل بیرلیگ بولملی ،  اگر تاریخ لره سر ایتدسک بوباره ده کان حکایت لره گوز لرمیز دوشملی .

هاووه : آدم آتانینگ هابیل وقابیل اوغول لری نامه اوچین نفاق تاپدی لر؟ اوزمان لرده طایفه دان نشانه یوقتی ، شهزاده عبدالطیف ناشه اولوغ بیک یانی عالم ویوقاری اندیشه لی آته سینی اولدیرتدی ؟ سلطان حُسین میرزا نینگ غارشی سینه ناشه بدیع الزمان اوغلی توردی ؟ اورنگ زیب نامه اوچین دارا شکوه یانی عالم دوغان نی اولدیردی ؟ شویله شرملی حکایت لر تاریخ لرده اوران کان .

غیسغه سوز اوغوز خانینگ یایرو لرنینگ شاخه وعروقی غووانج خاطره لی تاریخ دیر، بوگون بوتاریخ نشانه لی آدلری یادلر دان چیقاریش لیق تورک خلق لرنینگ تاریخ لرینه ننگ لی وآزار لی درد دیر. غویبرینگ اوغوز خانینگ غووانج خاطره لی طایفه وتیره لرنینگ کاروان لری یوز مونگ ییل لره چنلی بونقش ونگار لر بیلن باشغه دا مونگ لرچه تیره لری تازه دان دوره دیب ایز لرینه تیرکاپ بواوزین و دویب سیز جهانینگ سفر یول لرینی بیر عالم سنسه لت لر بیلن اونگه آلیب بارسین لر.

اگربیز قایی ، بیات ، قزاق ، افشار، قرقین ، یایندر ، یازیر، اگدیر، چاودیر، قبچاق ، خلج ، آیماق، وقارلیق دیسک بیر دنیا معلومات لرینگ بارلیق لری بیزلره بللی بولیور، اگر بیزلرینگ محقق لرمیز هر بیر آدلرینگ حقنده تحقیق اتسه لر البته کتاب لر بارینی بیر دنیا افتخار بیلن تألیف اتسه گراک بوگون کی جهان ده رواج بولن ، یاغشی آدم لرینگ یادینه مکتب لرینگ اوبه لرینگ ، یول لرینگ ومسجدلرینگ آدلرینه غوی یور لر.

امّا ترکمن لرینگ یاغشی آدم لرنینگ آدلرینی طبیعت وزمانینگ سیری اوبه لره غویان لر. مثلاً : بوگون شبرغان ، آقچه ، بلخ ، و دولت آباد لرده تاغان ، غازان ، دالی ، قره بویون ، چکوش ، آرانجی اوگم ، چوپ باش ، چار شانگی ، غورچانگی ، چایی ، هارون ، غیزیل آیاق و باشغه ده لر تویس لی آدلی اوبه لربار ، شوآدلرینگ هممه لری اوغوز خانینگ یایرو لریندان ، باش گوتریب جهان ده آد غزه نان غوز لرینگ آد لری دیر، بوآدلرینگ هر بیرلری یالقوم آتیپ دورن تاریخ دیر، بوآدلری اهمیت سیز بیلیب دار گوز لربیلن باقیش لیق غیرت سیز لیق دیر.

ترکمن گورینشی تاریخ ده

۶۸-۶۹ لانجی صحیفه سی

کتابینگ یازوجی سی : عبدالکریم بهمن