مختومقلي فراغي، حکيم تيليم‌ خان و فرهنگ مشترک

دیوان مخدوم قلی فراغی

مختومقلي فراغي، حکيم تيليم‌ خان و فرهنگ مشترک

مدتها بود به دنبال فرصتي بودم تا ديوان حضرت مختومقلي[۱], شاعر بزرگ ترکمن, را که سال ۸۶ در نمايشگاه کتاب تهران از غرفه انتشارات مختومقلي فراغي گرگان تهيه کرده بودم مطالعه نمايم. تا اينکه در مهرماه ۸۷ فرصت مسافرتي ايجاد شد تا در سواحل زيباي درياي خزر و ديار مختومقلي تفألي براين ديوان محترم بزنم. تفأل از آن جهت که امکان مطالعه عميق آن ديوان پربار در چند روز ميسر نمي باشد.
اولين چيزي که با ديدن درياي خزر توجه مرا جلب نمود، نام آن و اهميتي که اين دريا براي جهان ترک دارد بود. گذشته از نام دريا که برگرفته از نام قوم ترک خزر مي باشد، اين دريا دنياي ترک و فرهنگ آن را به دو قسمت شرقي و غربي نيز تقسيم مي کند. چنانچه روايت قهرمان اساطيري ترکها، کوراوغلو، به دو روايت شرق و غرب درياي خزر نقل شده است .


(در روايت غربي به نام کوراوغلو و در روايت شرقي به نام گوراوغلو معروف مي باشد)[۲]. از پنج کشور حاشيه اين دريا ۳ کشور داراي زبان رسمي ترکي(آذربايجان، ترکمنستان، قزاقستان) و در دو کشور ديگر (ايران و روسيه) در حاشيه اين دريا ترکها و ترکمنها زندگي مي�کنند. و نيز در سواحل غيرترک نشين ايراني اين دريا نيز به نامهايي نظير خزرآباد، چيلک، کلاچاي و � که منشأ ترکي دارند برخورد مي نماييم.
با مطالعه ديوان مختومقلي، گويي ديوان تيليم خان را مطالعه مي کنيم: حکمت ها، پندها، جهان بيني و از همه مهم تر ارادت هر دو شاعر به امام علي عليه السلام.

مختومقلي:

قادر جبار سندن ديلاگيم کاندر

سن مني نامرده محتاج ائيله مه

ساغ گؤزوم سول گؤزه محتاج ائيله مه(ص ۵۲۰ و ۵۲۱)

تيليم خان:

باريلاها بودور سندن ديلگيم

اؤزويدن اؤزگه يه محتاج ائيله مه


بو گؤزو او گؤزه محتاج ائيله مه(حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقلي:

نامرد کؤفريسيندن اولسام گئچمزمن

کروان بولسام حلال ايشدن قاچمازمن

تيليم خان:

نامرد کؤرپوسوندن گئچمه, گير سئله

اگر پوْلدان گئچمک يوٍز آساند اوْلا(حکيم تيليم خان ديواني ۱ ينجي جيلد-ص۸۲)

و بو بيتي شاه اسماعيل خطائي له ده توتوشدورماق اولار:

شاه اسماعيل خطائي:

گئچمه نامرد کؤپروسوندن قوي آپارسين سئل سني

ياتما توٍلکو کؤلگه سينده قوي يئسين آسلان سني

مختومقلي:

بلبلم آه و زار چکيب

تازه گلزاردن آيريلديم

گؤزدن قانلي ياشيم تؤکوب

اول سوار ياردان آيريلديم( ديوان مختومقلي ص۲۱۱)

تيليم خان:

بوٍلبول تک افغان ائيلرم

من او گوٍلزاردن آيريلديم

اؤلدورور بو غملر مني

اوْ ماه روخساردان آيريلديم (تيليم خان ۱ ص ۱۹۵)

مختومقولو:

اون ايکي امام بيري بيريندن سرور

يئدي ولي ياران دوتوب مددبر

مشهد قارا بابايا شيث پيغمبر

حسن حسين شاه-مردان شفا بر(ص ۹۸)

تيليم خان:

حسن و حسين دير چشميم چراغي

حضرت محمد ميندي بوراقي

آغام علي کوثر اوٍستونده ساقي

معراجين يولونا روان دييه رلر(حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

قرداش و آتا آنامدان

آيريله شيب دوغانيمدان

جدا دوشوب ائل يوردومدان

مسافر ائيلادينگ مني(ص ۱۰۶)

تيليم خان:

ازليندن اؤز ائليمده دورماديم

اؤز ائليمين من قدريني بيلمه ديم

آيدان ايلدن نازلي ياري گؤرمه ديم

قورخوم بودور حسرت گئدم گورا من(حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

اللي مينگ ييل دوران سوران بني جان

دونيادا قالمادي بيربه بير گئتدي

يوز ييگيرمي قرن فرزند گتيره ن

آدم حوا بيله سربه سر گئتدي

تيليم خان:

چرخ-ي گردون بير حقه باز فلک دير

هئچ کيمينن سازيگاري اولمادي

چوخ کيشي لر گلدي گئتدي دونيادان

چوخ کيمسه لر ايشين باشا وارمادي (حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

اي يارانلار مسلمانلار

گورينگ بو حکم-داوري

که مسجدده اولتورميشدي

بير گون مرتضي علي(ص ۱۴۹)

تيليم خان:

قبول اولسون مومنلرين ديلگي

آغام علي او مردلرين کؤمگي

حسن حسين يئر و گؤگون ديرگي

گؤيلوم ايستر زين العباني گؤرم (حکيم تيليم خان۲-آرشيو)

مختومقولو:

منم دئيه ن قوچ ايگيده

بير مناسب يار گرکدير

عرب آت يوولي ييگيده

آلماز ذوالفقار گرکدير(ص ۱۷۶)

تيليم خان:

تيليم, شاگيردليکدن وورماگينان دم

چوْخلاري لاف ائدر کي: من اوستادم

کلب اوْلوب قاپيدان گؤتورمه قدم

اوستاد علي کيمي شير- نر گرک(حکيم تيليم خان ديواني۱ ص۴۵)

مختومقولو(جيغالي):

کونگلار کوشکينده خيالينگ خاني

اولاد-هنکاره منگزار حکملي

عاشق چکر نالاني

ياسه سالار لالاني(ص ۱۹۴)

تيليم خان:

صحيفة عشقين درسين آلانلار

ختم ائدر بير به بير آياسين گؤزلر

عاشيق آياسين گؤزلر

اوْخور آياسين گؤزلر(تيليم خان ص۲۱۴)

مختومقولو:

منگلي خانم قولون ديشلاب

بيزدن که اويات ايلايور(ص ۲۰۳)

يا

منگلي جانه اوت سالار

اووي جسميمده قالار

مختومقولو اويالار

منينگ صاحب جماليم(ص ۲۴۶)

تيليم خان:

داد آغالار ياردان اؤترو

بي قرارام موٍسلمانلار!

صاباح- صاباح يوْللار اوٍسته-

اينتيظارام موٍسلمانلار!(تيليم خان۱ ص ۱۷۵)

مختومقولو:

اي يارانلار مسلمانلار

جبرده بولمه لي اولدي

نئچه زحمت چکن جانلار

جفاني گورمه لي اولدي(ص ۲۳۰)

تيليم خان:

گؤيول نئجه آغلامازسن

جانانيم گئتمه لي اوْلدو

دان يئلي نامه گتيرمز

غوربته يئتمه لي اوْلدو(تيليم خان۱ص۲۰۶)

مختومقولو:

آدم اوغلو آواره دور عاصي دور

بير سوز دئسنگ ياخشي اره بسيدور

آلقيشي کوب آلسانگ ايشينگ اونگ بولار(ص ۳۱۵)

تيليم خان:

آدام اوْغلو جبري, گلمز حئسابا

ميراثخورلار اوٍچون دوٍشر عذابا

حريص لر بايقودور, دوٍنيا خارابا

بايقو اوچوب گئدر ويرانا قالار(تيليم خان۱ ص۱۰۸)

جيحون بيله بحر-خزر آراسي

چول اوستوندن اوسر يئلي تورکمنينگ

گل غنچه سي قره گوزيم قره سي

قره داغدان اينر سئلي تورکمنينگ(ص ۲۲۵)

از اين نمونه اشعار مي توان در دوانين مختومقلي و تيليم خان به وفور يافت که شباهت هاي زيادي در مضمون و لغات دارند. طبق الگوهاي شعري آشيق ها، در اشعار مختومقلي �دئييشمه�هاي وي با دولت محمد آزادي را مي توان با دئييشمه هاي تيليم خان و آوالي غيبعلي، مباحثه زمين و آسمان و �مباحثه مؤو و قويون� اشعار به صورت سوال-جواب در شعر تيليم خان تطبيق نمود. البته در ادبيات ترکي دئييشمه (مشاعره) جايگاه خاص خود را دارد مانند: دئييشمه هاي �خسته قاسيم و لزگي احمد, �دده يادگار و آشيق رضا بهاري� و �.

با مقايسه اشعار حکيم تيليم خان و مختومقلي فراغي اگر نتوانيم اثبات کنيم که تيليم خان اشعار مختومقلي را مطالعه نموده و بر آنها نظيره نوشته است، به طور قطع مي توانيم بگوييم که هر دو از يک فرهنگ مشترک متأثر گشته اند. يکي از محققان معاصر در اين مورد مينويسد: � رد پاي سه شاعر بزرگ ترک در شعر تيليمخان ديده ميشود. اين سه شاعر عبارتند از يوسف خاص حاجب سراينده منظومه قوتادغو بيليگ، خواجه احمد يسوي و سيد عمادالدين نسيمي. مختومقلي رگههايي از عرفان و سوز يسوي را در خود دارد اما شعر تيليمخان و خستهقاسم بيشتر برشي از زندگي مردمان عادي هستند که به مقتضاي جواني گناه ميکنند و عاشق ميشوند و سپس تائب و رستگار ميگردند، غرور جواني و ضعف پيري و بعد از آن مسئله مرگ و پرسش نکير منکر، اگر چه از نظر کمي ادامه خواجه احمد يسوي است و ليکن ديگر شهود عرفاني در وي راه ندارد. البته اين مسئله طبيعي است چرا که چند قرن قبل از تيليمخان و خستهقاسم شعر عرفاني از شرق رفته بود و ديگر در شعر فارسي هم از شعر عرفاني به آن معنا که در عطار و مولانا وجود دارد خبري نبود.� (يادنامه حکيم تيليم خان صص ۹۶-۹۰- مقاله سيبي ميان دو آينه-سيد حيدر بيات)

تيليم خان در اشعار خود به تورکمن و تورکمان بودن خود اشاره نموده و اصالت خود را تورکمن يا تورکمان مي�داند:

تيليم خان اصلي تورکمانام

حق گوناهدان ائيله سين بوش

يا:

بو تورکمن تيليمين غوغالي باشين

آخير سالار مين بلايه گؤزلرين

هر چند بنا بر نظر مرحوم پروفسورمحمدتقي زهتابي ملت تورکمن غير از تورکماني است که تيليم خان خود را منسوب به آن مي داند و تورکماني که تيليم خان از آن ياد مي کند طايفه اي از ترکها بوده و امروزه در مناطقي نظير شهر کرکوک عراق نيز زندگي مي کنند و زبانشان ترکي آذربايجاني است در حالي که ترکمن ها در کشور جمهوري ترکمنستان و مناطق و استانهاي خراسان شمالي و گلستان ايران(ترکمن صحرا) زندگي مي کنند.

نکته جالب ديگري که تيليم خان و مختومقلي را به هم نزديک مي کند اين است که در ايران مناطقي به نام اين دو بزرگوار نامگذاري شده اند: تيليم خان نام دهي است در دهستان آتش بيک منطقه نظرکهريزي مابين شهرهاي مراغه و هشترود(سرسکند) آذربايجان و همچنين نام گردنه اي در نزديک روستاي مرغئي ساوه (مابين روستاي سنگک و ييلاق آسگين اوباسي) و مختومقلي نام بندري است در شرقي ترين ساحل درياي خزر در خاک ايران، درست نقطه قرينه شهر آستارا در ساحل غربي دريا. همچنين مردم ترکمن همه ساله در هفته آخر ارديبهشت ماه در آق توقاي ترکمن صحرا به احترام مختومقلي گردهم مي آ يند و مردم آذربايجان نيز همه ساله در آخرين جمعه تيرماه در مراغه(مرغئي) ساوه به احترام تيليم خان مراسم برگزار مي نمايند.

استاد اسدالله رحيمي مرداني محقق شيرازي از ديار مأذون قشقايي در سخنراني خود در پنجمين مراسم حکيم تيليم خان در روستاي مرغئي ساوه در تاريخ ۲۶/۴/۸۷ چهره مردم مرغئي را مانند ترکمن ها و لهجه آنان را شبيه ترکان قشقايي دانست. دکتر آراز محد سارلي در عنوان مقدمه ديوان مختومقلي مي نويسد: مختومقلي فراغي متفکر بزرگ ايران و توران.

با توجه به مطالب عنوان شده و اينکه اشعار شعرايي مانند خسته قاسيم، شاه اسماعيل خطائي، دوخارخانلي عباس, مأذون قشقايي و �. همانند تيليم خان در مناطق قم و ساوه و همدان و اراک و .. گستردگي دارند، مسأله محيط فرهنگي مشترک وجهه ملموس تري به خود مي گيرد. تا جاييکه آشيقهاي مناطق ساوه و همدان در ساليان قبل براي زيارت مزار خسته قاسيم به تيکمه داش مي رفته اند. (مجله وارليق-تهران-شماره هاي ۷۷و۷۸-مهرو آبانماه ۱۳۶۴-ص۴۶).

به نظر بنده مي توان ادبيات منظوم ترکان ايران را با نمايندگان ذيل که تشکيل مربعي را ميدهند در نظر گرفت:

مختومقلي فراغي، خسته قاسيم، حکيم تيليم خان و مأذون قشقايي. البته با افزودن نامهاي بزرگي چون شاه اسماعيل خطايي، آشيق رضا بهاري، حسن اوغلو اسفرايني، استاد شهريار, دهقان ساماني و � ميتوان مربع را به مخمس و مسدس و � تبديل نمود.

�-

[۱] � ديوان مختومقلي به کوشش اراز محمد سارلي- انتشارات موسسه فرهنگي و انتشاراتي مختومقلي فراغي-گرگان ۱۳۸۶

[۲] � ماهنامه بايرام زنجان شماره ۱۵-شهريور۸۷


منابع:

۱- ديوان مختومقلي به کوشش آراز محمد سارلي- انتشارات موسسه فرهنگي و انتشاراتي مختومقلي فراغي- گرگان ۱۳۸۶

۲- حکيم تيليم خان ديواني- بيرينجي جيلد- توپلايان: اسدالله اميري-انتشارات نويد اسلام- قم- ۱۳۸۶

۳- تيليم خان حياتي و ياراديجيليغي-دوکتور م ت زهتابي و دوکتور علي کمالي- نشر اختر- تبريز- ۱۳۸۲

۴- يادنامه حکيم تيليم خان- حاضيرلايان: اسدالله اميري- انتشارات نويد اسلام- قم- ۱۳۸۷

۵- مجله وارليق- تهران

۶- ماهنامه بايرام-ساي ۱۵-زنجان

ديوان عاشيق رضا بهاري- انتشارات مکنون-گردآورندگان: جواد نوري و سعيد جليلي هنرمند- شهر بهار

اسدالله اميري

همدان-۱۳۸۶

Qaynaq

Gunayturkestan

مختومقلي به روايت مرحوم << قره ايشان >>

دیوان مخدوم قلی فراغی

 مختومقلي به روايت مرحوم << قره ايشان >>
قره ايشان، يكي از نبيره‌هاي مختومقلي مي‌باشد كه وي در هنگام حيات اطلاعات خوبي در خصوص زندگاني مختومقلي در حافظه داشت. بدين جهت وي را كه گرچه سواد آنچناني نداشت، تاريخ متحرك مختومقلي و قوم گركز مي‌ناميدند. وي از دوران كودكي به زندگي و مبارزات مختومقلي علاقمند شده بود و براي جمع آوري و كسب اطلاعات...
در اين مورد، نزد خويشان و همه كساني كه در نقاط مختلف تركمن صحرا بودند، كه به‌نوعي از زندگاني مختومقلي اطلاعاتي داشتند، مي‌رفت و با آنان هم‌صحبت مي‌شد.
قره ايشان، شخصيتي متين و آرامي داشت. اطلاعاتش جالب و شنيدني بود، هر چند ممكن است برخي از اطلاعات وي واقعيت تاريخي هم نداشته باشد، اما اين اطلاعات كه نقل قول ديگران بود، در نوع خود جالب و شنيدني بود. من حدود 40 سال پيش وي را در گرگان ديدم و گفتگويي انجام شد كه در اين فرصت خلاصه آن گفتگو تقديم خوانندگان مي‌شود. وي نقل مي‌كند :
1 - حدود 50 سال پيش در ميان تيره گركز، زني به نام «تاجيم بي‌بي» زندگي مي‌كرد كه وي درباره زندگي و مبارزات مختومقلي اطلاعات زيادي داشت. تاجيم بي‌بي و تمام ريش سفيدان قبيله گركز، حرفها و دانسته‌هاي خود راجع به‌مختومقلي را از قول زني به‌نام «تاج حاللي قارّي» بيان مي‌‌كردند. اين زن در زمان كودكي، زبيده خواهر مختومقلي را به‌چشم خود ديده بود و از آن طريق اطلاعات زيادي راجع به‌شاعر به‌دست آورده و آنرا در بين مردم بازگو كرده بود. مي‌توان گفت كه اطلاعات آن زن زير بناي تمام دانسته‌هاي مردم اين منطقه در مورد مختومقلي است. بنا به‌روايت خانم تاج حاللي قاري، مختومقلي در روستاي آجي قوشان در شرق گنبد قابوس به‌دنيا آمده است. اين خانم گفته است: هنگامي كه دختري 9 ساله بوده، در آبادي آنان مراسم جشن و شادي برپا مي شود و تمام افراد محل از صبح زود به محل برگزاري جشن مي روند. خانواده مختومقلي هم به همراه مردم به‌آن محل مي‌روند. قاري ملا (پدر مختومقلي)، موقع رفتن به آن جشن، مختومقلي را كه نوجواني بوده، از خواب بيدار نمي‌كند و او در خانه تنها مي‌ماند. مختومقلي خواب مي بيند و در آن هنگام وحشت زده از خواب بيدار مي‌شود و بعد به‌طرف محلي كه جشن برقرار بوده، نزد پدرش مي‌دود. وقتي كه به آن محل مي رسد، دهانش كف كرده بود و عرق از سر و رويش سرازير مي‌شده و از ترس رنگش پريده بود. وي در آن هنگام سعي مي‌كرد حرف بزند، اما زبانش بند آمده بود. پدرش قاري ملا ( دولت محمد) به سويش مي آيد و با نگراني از حالش خبر مي‌گيرد. آنگاه مختومقلي پس از مدتي، آرامش خود را باز مي يابد و آنچه را كه در خواب ديده بود، در قالب شعري براي پدرش و ديگران اينگونه بيان مي‌كند :
برگيجه ياتيرديم تونينگ يارينده
بير تورت آتلي گليب تور غيل ديدي لر
خبريمز بار سنگا فرصت جاينده
شول يرده أرلر بار گورگيل ديدي لر...
ترجمه:
شبي خوابيده بودم كه در نيمه‌هاي شب
چهار سوار آمدند و گفتند: برخيز زجا
ما در فرصت مناسب، برايتان خبري داريم
در آنجا مردان الهي هست، مشاهده كنيد
مي‌گويند اين شعر، اولين شعري است كه مختومقلي سروده.
2 - شاعر در دوران كودكي ضمن چرانيدن گوسفندان مردم محل، از محضر و مكتب خانه پدرش دولت محمد آزادي كه از روحانيون و عالمان ديني مشهور آن دوره بوده، فيض مي برد و از همان كودكي با مفاهيم اسلامي و قرآن آشنا مي‌شود. به طوري كه شاعر در اين باره گفته است :
دعا قيلسام جبر و جفا اكثر دور
علم او گره‌دن استاد قبلام پدر دور
ترجمه:
اگر دعا كنم جبر و جفا بسيار است
كسي كه اولين بار به من علم آموخت استاد و قبله گاهم پدر بود.
4 - شخصي بنام « بركلي آقا» از اقوام خانم تاج حاللي قاري بود كه من او را از نزديك ديدم و با او هم صحبت شدم. او روايت مي‌كرد: مختومقلي در سفر به هندوستان با تجار و بازرگانان كشورهاي مختلف از جمله با تعدادي از سوداگران اروپايي آشنا مي شود. در آن زمان كشور هندوستان تحت سلطه انگليسي ها بوده است.
5 - مختومقلي با آگاهي از پيشرفت هاي علمي و صنعتي كشورهاي اروپايي، پيش گويي مي‌كند كه روزي اين پيشرفتها در ميان قبايل تركمن نيز رخ خواهد داد و آن را در اشعار خود مي‌آورد كه درك اين اشعار براي چادرنشينان آن دوره بسيار مشكل بوده است.
6 - شاعر در دوران نوجواني با دخترخاله اش بنام «منگلي» در مكتب خانه زادگاهشان درس مي خواند و آنها به تدريج نسبت به هم عشق مي ورزند.
7 - پدر منگلي « مدد پهلوان» و برادرش « بگمراد» نام داشتند. خانواده آنان در منطقه‌اي بنام «آق شور» كه در حوالي «آجي قوشان» قرار داشت، زندگي مي كرد.
8 - مختومقلي و منگلي بدون در نظر گرفتن عقايد افراد خانواده خود، قرار ازدواج مي‌گذارند كه در اين ايام برادران مختومقلي به نامهاي محمد صفا و عبدا... در راه سفر به افغانستان كشته مي شوند.
9 - خانواده منگلي با ازدواج اين دو مخالفت مي‌كنند. پس از آن منگلي را به زور به ازدواج شخصي به نام « شيخم چرپك» در مي آورند.
10 - مختومقلي بعد از سه سال تحصيل در حوزه علميه شير غازي با سرودن شعر« خوش قال گؤزل شيرغازي» (خداحافظ شيرغازي عزيز)، آن محل را به سوي زادگاهش، ايران ترك مي‌كند.
11 - نقل است در زمان مختومقلي روحاني اي به‌نام « زمان ايشان» زندگي مي‌كرد. او روزي با گرفتن رشوه، باعث مرگ تعدادي از تجار شده بود و مختومقلي با شنيدن اين خبر به او گفته است: تو زمان ايشان نيستي، بلكه زمان قصاب هستي.
12 - مختومقلي به همراه مادرش ارازگل و چند تن از بستگان و ديگر افراد طايفه اش اسير مي‌شوند و در زندان مشهد مي ماند. مي‌گويند در آن زندان به پاي اسيران زنجير مي بستند تا مبادا فرار كنند. در ان موقع زندانبان به‌پاي مختومقلي زنجير مي بست، اما همان شب قفل زنجير باز مي شد.
13 - اراز گل از زندان آزاد مي شود. در هنگام آزادي از او مي پرسند كه چه كس ديگري با شما در زندان است تا او را هم آزاد كنيم. ارازگل جواب مي دهد: در اين زندان داماد و پسرم زنداني هستند. اگر ممكن است هر دوي آنها را آزاد كنيد تا با خودم ببرم. رئيس زندان مي‌گويد: فقط يك نفر مي‌تواند آزاد شود، دامادت و يا فرزندت، كدام يكي را ارازگل مي‌گويد: دامادم چوپان و آدم بسيار ساده اي است، او تا به حال به غير از روستايش جاي ديگري را نديده و بدون شك از تنهايي و غصه دق خواهد كرد؛ اما پسرم شاعر و مردي تواناست، او هر جا كه باشد گليم خودش را از آب بيرون خواهد آورد و بعد او با دامادش به زادگاهش برمي گردد.
13 - بنا به روايت تاج حاللي قاري، زبيده خواهر مختومقلي، زني بود لاغر اندام و زرد چهره و سن زيادي هم نداشت. او چادر آبي به سر مي كرد و جامه اي مي پوشيد كه از پشم شتر بافته شده بود. وي زبيده را در 6-7 سالگي ديده بود.
14 - مي‌گويند زنداني شدن مختومقلي با دسيسه و توطئه خان عليخان صورت گرفته است. زيرا او مي‌خواسته است كه مختومقلي بايد از منگلي دور بماند تا او بتواند با خيال راحت منگلي را به عقد پسرش در آورد.
15 - شاعر آخرين دقايق عمرش را در كنار كوه « سونگي داغ» بوده، همانجايي كه مختومقلي بيشتر سالهاي عمرش را در دامنه‌هاي آن سپري كرده است. او در آخرين لحظه هاي عمرش در كنار چشمه « عباساري» مي نشيند و به‌كوهها و طبيعت اطراف خود نگاه مي كند و به‌گذر عمر مي انديشد و سپس در همان محل ديده از جهان فرو مي بندد. مي‌گويند وي قبل از مرگ، در همان موقع شعر «نالار گورينر»(چه ‌ها كه ديده مي‌شود) را مي‌سرايد كه اين اين شعر آخرين شعر شاعر محسوب مي‌شود. بعد دوستان و خويشان مختومقلي جسد وي را سوار بر شتر مي‌كنند و بنا به وصيتش به آق تقاي مي برند و در كنار آرامگاه پدرش دولت محمد آزادي به خاك مي سپارند.

یوکلان : محمد عالم گونش

دوتار چیست؟

 دوتار

دوتار چیست؟

نوشته: ع . احمدوف

ترجمه: عبدالحمید حق شناس
...

در خصوص رایج ترین ساز قوم ترکمن یعنی «دوتار» و اینکه چه وقت و بر چه پایه و اساسی بوجود آمده بلحاظ علمی هنوز اطلاعات تاریخی روشنی وجود ندارد. در پاسخ به این سئوال، خوانندگان و نوازندگان روایتی را که نسل اندر نسل حفظ کرده اند تعریف می کنند: اول بار شخص به نام «بابا قاممار» که مهتر اسب حضرت علی (ع) بوده دوتار را ساخته است، این روایت توسط خواننده ی مشهور ترکمن «شوکور باخشی» و نیز فیلسوف یونان باستان افلاطون نقل شده است. روایتی دیگر نیز در تألیف «ب. بلیاف» بنام «ساز ترکمن» آورده شده است. در بین مردم این روایات در حقیقت توسط مردم و در پاسخ به سئوال چکونگی خلق دوتار فراهم آمده است سخن گزافی نخواهد بود. در میان آسیای میانه ساز «دوتار» از اعصار پیشین وجود داشته. این خود به تنهایی گویای حقیقتی انکار ناپذیر می باشد. چنانچه دلایل علمی کافی نیز برای اثبات این ادعّا در دسترس نباشد امّا روایت های نقل شده از افلاطون (٤٢٧-٣٤٧ ق.م) و فیثاغورث در باب خلق دوتار، پایه ی محکمی ایجاد می کند.

سند پایه ای دیگر مربوط به شاعر قرن هجده ترکمن غایب نظر غایبی است که برای استخلاص تعدادی شاعر و نوازنده از مجازات مرگ، در پیشگاه امیر بخارا شعر معروف خود را با مضمون ذیل قرائت کرد:

ساز بیلن صحبتی یامان دییمأنگ لر

آدام حوّا دونیأ ایننده باردیر

ترجمه:« ساز و آواز را منکر نشوید – که قدمتی تا خلق آدم و حوّا دارد»

همانگونه که پیشتر گفتیم تحقیقاتی علمی در خصوص ریشه و مضای تاریخی کلمه ی «دوتار» به نتایج قطعی نرسیده است. چنانچه به ریشه شناسی مردمی «دوتار» رجوع کنیم با دو دیدگاه مواجه می شویم:

دیدگاه اول اعتقاد دارد این کلمه از دو واژۀ فارسی «دو» و «تار» تشکیل شده است. همانند سه تار و چهار تار رایج در نزد اقوام تاجیک و اُزبک. دیدگاه دوم «دوتار» را یک واژه اصیل ترکمنی میداند.

اگر در آن دقیق شویم کلمه ی دوتار در واقع ترکیبی از کلمه ی توت و تار است. در واقع دوتار از چوب درخت توت ساخته شده و به آن تار وصل می شده است. به همین خاطر نیز پیشینیان ما اصطلاح «توت تار» را بر آن نهاده اند که به مرور زمان این اصطلاح در محاورۀ عامّه بصورت دوتار شکل گرفته و ماندگار شده است. آنگونه که نوازندگان یادآوری می کنند و موسیقی دانان به آن معتقد هستند بعد ها تغییراتی در شکل و فرم نت ها در دوتار پدید آمد. دوتار نه تنها در میان مردم ترکمن بلکه در میان ازبک ها، تاجیک ها، قرقیزها و قره قالپاق ها نیز به عنوان ساز ملّی شناخته می شود.

صرفنظر از این که در میان اقوام مختلف تحت اسامی دُومبرا، کوموز، تامبور، چونگـگور و مانند آن از آن یاد شده است. امّآ همه ی این نام ها در واقع از خانواده ی دوتار بوده و با هم، هم خانواده هستند. هر چند در میان ترکمن ها کلمه ی دوتار کاربرد وسیع دارد امّا این تنها نامی نیست که بر آن گذاشته اند. در زبان برخی طایفه و تیره های ترکمن (در گویش طایفه یموت) اصطلاح « تامدیرا» به معنی دوتار مورد استعمال فراوان دارد. کلماتی نظیر «تامدیرا» « تامدیراچی» در واقع مترادف کلمات «دوتار» و «دوتارچی» موجود در زبان ادبی ما هستند.

امّا اصطلاح «تامدیرا» چگونه به وجود آمده است؟ در این خصوص نیز دو دیدگاه وجود دارد: دیدگاه نخست این اصطلاح را اینگونه معنی می کند« چیزی که در تنور پخته شده باشد» تنور را در ترکمنی «تامدیرا» گویند. سازندۀ دوتار قطعه چوب های توت را به منظور ساختن دوتار بریده ابتدا در سایه خوابانده سپس آنرا در بخار و گرمای تنور «تامدیر» خشک می کند. به همین خاطر به دوتار «تامدیرا» گویند. دیدگاه دوم بیانگر صدایی است که از آن بر می خیزد. مردم قزاق و قرقیز به ساز ملّی خود که شبیه دوتار است اصطلاحاً «دومبرا» می گویند. بنظر می رسد این اصطلاح نه برای توضیح چگونگی شکل گیری آن بلکه صرفاً برای توضیح نوع آواز صادر شده از این ابزار بکار رفته است.

دوممور- دوممور، دیم میر- دیم میر

در نتیجه اصطلاح «تامدیرا» نیز که بنظر می رسد از آوای « تیم میر- تیم میر، تام میر- تام میر» صادر شده از دوتار و در روندی مشابه با « دُومبرا» شکل گرفته است با این اصطلاح ریشه مشترکی داشته باشد.

بنظر می رشد از میان این دیدگاه ها، دیدگاه دوم به حقیقت نزدیک تر باشد.

از کتاب: آوای دوتار صدای مردم ماست، نوشته ع. احمدوف، انتشارات ترکمنستان ١٩٨٦
منبع: برگرفته از فصلنامه یاپراق سال پنجم ، شماره ۲۰، زمستان ۱۳۸۱ ویژه نامه موسیقی سنتی ترکمن

محمد عالم " گونش "

آواز و موسیقی ترکمنها

آواز و موسیقی ترکمنها

اساساً درباره سازهای موسیقی ترکمن تحقیقات همه جانبه ای صورت نگرفته است . اطلاعات ما درباره نوازندگان وسازو اواز های ترکمنی از سفرنامه های سیاحان روشن میشود که  در اواخرسده ششم واوایل سده هفتم میلادی – اواخر دوره ساسانی – عده ای از نوازندگان سمرقند، بخارا ، کاشغر وتورفان در دربار چین استخدام شدند و نوازنده ترکمن بنام " کوشا یاقو شا " بربط ترکمنی ( باربیوت ، باربیتوس به یونانی و پیپه به چین ) بهمرای به آورد.

موسیقی ترکمنی ، همانند موسیقی سایر ملل که ریشه در عقاید مردم دارد از ذهن مردم و آرزو های آنها الهام میگیرد، نوازنده به زبان ترکمنی درحالت ایستاده :

ایا دوستلاربرادر لار

الیمدان شونقاریم اوشدی

توتای دیسم قولیم یتمز

ایکی باقیم اوزیلیب غاچدی

آمین خدا ، آمین خدا

هو،ها ، هو ( درحالت حلقه زدن )

( درحالت ایستاده )

ای کریم بوباکریم قادر خدا سندن مدد

بارچالارنینگ آته سی آدم حوا سندن مدد

هرنه بولغای کل عالم انبیا سندن مدد

فخرعالم حق حبیبی مصطفی سندن مدد

هو،ها ، هو

ای آلای آلای ، ای آلای آلای

ای گوزیم سنی ای گوزله یار

ای دیلیم سنی ای سوزله یار

ای قلبیم سی ای ایسته یار

آلای آلای آلای

ایسته یور

آی آلای آلای

ایسته یور

هوهاهو

ترجمه :

ایا یاران برادران

مرغ شاهینم زدستم گریخت

دستانم به گرفتن آن قادر نیست

زیرا دوستم ازبدنم گسیخت

خدایا مرا یاری ده

هو، ها ، هو

ای کریم کارساز قادر متعال از تومدد

ای آدم وحوا نیای انبیا از تومدد

ای انبیا هرچه هستی عالم از شماست مدد

ای حبیب فخرجهان محمد مصطفی از تو مدد

دوتار ترکمنی

درادوار گذشته از ابریشم تابیده به جای سیم دوتار استفاده میکردند واز آلات موسیقی ترکمن میتوان از کمانچه ( قجق ) ، نی ( توتیک ) که خود نی به دوقسمت ( داش توتیک ) نی سنگی ودیگری ( قرق توتیک ) نی معمولی میباشد . علاوه برآن ( قووز) زنبورک نیز از وسایل موسیقی ترکمن ها است .

توتیک - نی ترکمنی

تاریخ موسیقی ترکمن نام آوران چون " شوکر بخشی " ، قره دالی گوکلان " ، " یاو بخشی " و" مختوم قلی قارلی " دارد.

ترکمن ها روایت میکنند که قدرت اعجاز دوتار ازیک قشون بیشتر است ، یکبار که برادر ( شوکربخشی ) را خان خیوه به اسارت برده بود ، بخشی توانست با پیروزی برنوازنده دربار، برادرش را ازچنگ خان نجات دهد ویا داستان زندگی " حاجی قولاق " حاکی ازستمی است براین گروه توسط خان ها وبیگ ها رفته است به گونه ای که دستهای نوازنده را خان برد تادیگر نتواند بنوازد ، از لحاظ سبک های مختلف نوازندگی بخشی های ترکمن به گروه های زیر تقسیم می شوند:

چولاق بخشی – متولد تقریباً 150 سال پیش ،

غوربان بخشی – متولد تقریباً 120 سال پیش ،

قارلی بخشی فرزند یول آمان متولد تقریباً 90 سال پیش ،

قره شاهیر بخشی درحدود / 100 سال است که وفات یافته است .

سوپی بخشی ،مامت آنه بخشی ، حدود/ 100 سال پیش تولد یافته است .

پنگ بخشی ، نوربخشی ، جمعه مراد بخشی – در حدود / 90 سال پیش تولد یافته است .

جان جان قجق بخشی ، بابا جان ایشان قجق چی ، در حدود / 90 سال پیش تولد یافته است .

ازلحاظ ترتیب تاریخی بخشی های ترکمن بدین ترتیب اند:

قره شاهیر             جباربخشی

کورقوجالی            پتک بخشی

حال نیاز بخشی       چولاق بخشی

دولت دوردی          قره دالی گوگلان

دوردی بخشی         حان دوردی غجق

ایلک بخشی           بک گلدی

همراه غجق چی      عالی بخشی

کرحان                 نوبت نیاز

ترکمن بخشی

بخشی ها اشعار آواز خود را از شعر شاعران ترکمن چون مختومقلی فراغی ، کمینه ، ملا نفس ، گور اوغلی میگیرند.

موسیقی بزرگ ترکمن را" مقام " میگویند که در حدود 500 مقام ترکمنی وجود دارد که هرکدام سبک و میزان ها خاصی دارد.

مقام های ترکمنی هر کدام از حادثه ای سخن میگویند مثلاً " گوگ دفه مقام " اشاره به منفجر کردن قلعه ترکمن ها توسط روس یا " بال صاید" اشاره به زندگی عاشقانه " صاید همراه " میباشد ، برخی از مقام های ترکمنی عبارتنداز :

1-     قونقر باش

2-     گوگ دفه

3-     اوچرادیم

4-     بال صاید

5-     آت چاپان ،

ذکرخنجروپرخوانی

یکی دیگراز آداب وسنت های ترکمن ها رقص نمایشی ذکر خنجراست که درمراسم مختلف نظیرجشن واعیاد ویاجشن های بزرگ قبیله ای اجرا میشود، درباره ریشه تاریخی این رقص اطلاعات کاملی وجودندارد، گویا این رقص به رقص دراویش صوفیان مربوط بوده ودر بین ترکمن ها نیز مروج آن فرقه نقشبندیه ویکی از یاران وشاگردان بهأ الدین معین " مشرب دالی " بوده است ، برخی از محققان معاصر، رقص خنجر ترکمن را همانند آیین گوات در بلوچستان وآیین زار در خلیج فارس میدانند و این نوع آیین ومراسم را علاج بیماریهای روح ، روانی میدانند و به ویژه آیین پرخوانی ( خواندن زیاد اورا دو حرکات نمایشی دست وپا ) را به " شمن " مرتبط میسازند ، در دورانهایباستانی ، بیماریهای روانی را با نی وساز چاره میکردند وبر بالین بیمار چنگ وتار مینواختند.

امین الله " گلی "

مأخذ : مجله گونش – شماره چهارم 1389 صفحه 20-22

نشرمطالب سایت یگیت با ذکرنام مجاز میباشد

میرحیدر خوارزمی

  میرحیدر خوارزمی

میرحیدر خوارزمی، خوارزم نینگ 14 نچی عصر آخرلریده و 15 نچی عصرنینگ اول لریده یشه گن شاعرلریدن بولیب، بونینگ هم حیاتی و ایجادی فعالیتی حقیده کیره کلی معلومات گه ایگه ایمسمیز.  او لیریکه سی و مخزن الاسرار داستانی بیلن، اوزبیک ادبیاتی و اوزبیک ادبی تیلی نینگ رواجیگه کتته حصه قوشدی. فارسی تیلیده گی شعرلری بیلن ادبیات اهل لری تمانیدن  اعتبارگه سزاوار بولدی. شاعر میرحیدر نینگ «مخزن الاسرار» ناملی اثری سقلنگن. بو کتاب نظامی گنجوی نینگ خودی شو ناملی اثریدن الهامله نیب، کینگ فایده له نیب یازیلگن اثر دیر.  اونینگ یازیلیش تاریخی هجری 812 ـ 817 ییلر اره سیده دییش ممکن.

حیدر خوارزمی نینگ حیاتی و ادبی فعالیتی حقده نهایت ده آز معلومات سقله نیب قالگن. بو شاعر حقیده نوایی «مجالس النفایس» و «محاکمه اللغتین» ده و دولتشاه سمرقندی «تذکره الشعرا» اثریده بعضی معلوماتلر بیره دیلر و اونی تعریفلیدیلر. علیشیرنوایی محاکمه اللغتین ده، حیدر خوارزمینی «خوش طبع» شاعرلردن بیری صفتیده، اونی امیری، آتایی، یقینی، سکاکی و باشقه لر قطاریده ذکر ایتیب اوته دی. مجالس النفایس ده سلطان اسکندر شیرازی فصلیده، ترکی گوی شاعر صفتیده تیلگه آلیب، بیر بیت مثنوی سیدن مثال کیلتیره دی. نوایی نینگ آیتیشیچه، حیدر خوارزمی، سلطان اسکندر نینگ درباری بیلن یقین علاقه ده بولگن. دولتشاه سمرقندی «تذکره الشعرا» اثریده حیدر خوارزمی حقده بوندای دیدی: « از فضلا و شعرا مولانا حیدر بود که در ترکی و فارسی اشعار ملیح و پسندیده دارد و جواب مخزن الاسرار شیخ نظامی به ترکی بنام امیرزاده اسکندر پرداخته.»  حیدر خوارزمی نینگ لیریکی میراثی سقله نیب قالمه گن یاکه نامعلوم بولیب کیلماقده. اوندن بیزگه قدر نظامی گنجوی نینگ پنج گنجی گه کیرگن بیرینچی داستانی «مخزن الاسرار» دن الهامله نیب و اونگه جوابا یازگن، شو نامده گی داستان یتیب کیلگن. بو اثرنینگ قولیازمه نسخه لریدن لندن و استانبول کتابخانه لریده سقلنه دی. دوکتور واحدی بیر نیچه قولیازمه اساسیده نشرگه تیارله گن. مخزن الاسرار نینگ تولیق متنی 1858 نچی ییل ده قازان ده نشر ایتیلگن. بابر اوزی نینگ « عروض رساله سی» ده، بو اثر آتینی  «گلشن اسرار» دیگن. بو داستانده گی ایریم سطرلر شاعرنینگ بیوگرافیسی و ایجادی فعالیتی حقیده آیریم معلومات و اشاره لر بیره دی. بعضی لر، مولانا لطفی هروی گه نسبت بیریلگن « گل و نوروز» منظوم داستانینی هم اوشبو میر حیدر شاعر منظوم قیلگن دییدیلر.

 میر حیدر اصلی خوارزم دن دیر. اونینگ « حیدر خوارزمی» دیب اته لیشی هم شو باعث دن دیر. او قچان دیر، فارس ولایتی گه کیلگن، بیر مونچه وقت سلطان اسکندر حضوریده بولگن، اونینگ درباری شاعری صفتیده خدمت قیلگن دیر. حیدر خوارزمی تخمینا 1409 ـ 1414 ییل لرده مخزن الاسرار داستانینی یره تگن.

حیدر خوارزمی ادبی فعالیتی نینگ دوامی و اتمامی و اونینگ باشقه اثرلری معلوم ایمس. بیز اونینگ ادبی میراثی و اوزبیک کلاسیک ادبیاتی ده توتگن اورنی حقیده فقط «مخزن الاسرار» داستانی و ادبیات اهل لری نینگ معلوماتی و همده بهاسی اساسیده فکر یوریته میز.

 مخزن الاسرار: 

 اصلا «مخزن الاسرار» فارسی تیلیده گی داستان دیر. اولوغ شاعر ـ نظامی گنجوی نینگ شو نامده گی داستانیدن الهامله نیب، بهره مند بولیب، اونگه جواباَ یازیلگن بو اثر نینگ بیر نیچه قولیازمه نسخه سی یتیب کیلگن. اولر لندن، پاریس، ویانا، قازان و باشقه جایلرده سقلنه دی.

 اولوغ آذربایجان شاعری ـ نظامی گنجوی اوزی نینگ خمسه سی بیلن شرق خلقلری ادبیاتیده ینگی دور باشلب بیردی. خمسه یازیش یاکه نظامی خمسه سی نینگ آیریم داستان لریگه جواب یلزیش کتته ادبی عنعنه گه ایلندی. شو عنعنه نینیگ میوه سی صفتیده 14 نچی عصر ده «قطب» نینگ ایرکین ترجمه سی«خسرو و شیرین» وجودگه کیلگن بولسه، 15 نچی عصرنینگ باشلریده حیدر خوارزمی نظامی نینگ « مخزن الاسرار»یگه جواباَ شو نامده گی داستانینی یره تدی. نظامی نینگ اولوغ ایجادی دهاسی، اونینگ بیوک هنری، حیدرخوارزمینی اوزیگه مفتون ایتدی. او نظامی داستانی کبی داستان یازیشنی آرزو قیلدی و کتته سیناوگه کیریشدی:

          عقل تنگیز ایردی و اندیشه قـــان       اورته سیــده گـوهر معنی نهـــان

          جان تیشی بیرله قازیبان اوقـــاننی       قیلدیم اوزیب غــوث بو عمـاننی

          اول کیشی قیلغای چو نظامی بوگنج         قازغانــه آلغـــای گـوهر دسترنج

          یــوق ایسه هر مفلس بی دستگاه       هیچ تاپه بیلغایمو بو مخزن گه راه

 حیدر خوارزمی اوزبیک ادبی تیلی ترقیاتی اوچون کورشگن سوز هنرمندلریدن بیری دیر. او مخزن الاسرار داستانینی یره تیشگه کیریشر ایکن، ایسکی اوزبیک تیلی نینگ بایلیک لریدن کینگ فایده لنیش، اونینگ قدرتی و کورکینی نمایش قیلیشنی اوز آلدیده قویدی. بنابرین او اوزیگه خطاب قیلیب:

          ترک ظهوری دور آچون ده بو کون       باشــله اولوغ ایر بیله ترکانه اون

          راست قیـــــل آهنگ نوا و حجـــاز       تیز یتوغان بیرله شودورغونی ساز

          ترک سرودینی تــوزیک بیرلــه توز      یخشی ایالغو بیلــه کوکله قبـــوز

 دیدی. حیدرخوارزمی اوز آلدیگه ایککی کتته وظیفه قویگن ایدی: نظامی داستانیگه جواباَ داستان یازیش و اونی ترکی تیلیده یره تیش. او بو ایککی وظیفه نی هم موفقیت بیلن ادا ایتدی. حیدر خوارزمی داستانی نظامی گنجوی داستانیدن خیلی کیچیک بولیب، او 615 بیتنی اوز ایچیگه آله دی. داستان 23 فصل دن تشکیل تاپگن، شوندن یتتی فصلی مقدمه بولیب قالگن 16 فصلی داستان نینگ اساسی قسمی دیر.

  مخزن الاسرار اوزبیک شعریتیده ایپیک ادبی خیلده اثر یره تیش بابیده کتته تجربه بولدی. او «قطب» نینگ خســروشیرینی دن کیین نظامی نینگ پنج گنجینی ترجمــه قیلیش یا که اونگه جواباَ ینگی داستـــان لر یره تیش یولیده کتته یوتوق ایدی.  حیدرخوارزمی «مخزن الاسرار» بیلن بیرتماندن اوزبیک و فارس ادبیاتی نینگ اوز ارا علاقه لرینی مستحکملش گه کتته حصه قوشگن بولسه، ایککینچی تماندن اوزبیک ادبی تیلی و اوزبیک ادبیاتی ترقیاتی گه مهم حصه قوشیب، نوایی کبی اولوغ شاعرنینگ یتیشیب چیقیشیگه معلوم زمینه تیارله گن شاعرلرنینگ بیری دیر.   

 مخزن الاسرار دن:

عاقل اگر ســوز بیلــه سوزنی یایار          عارف اوشول سوز ده اوزینی تاپــــار

اول که بیلور ســوز گهری قیمتین           سوزده تاپار سوزلاگوچی نینگ آتین

اهل نظر شیوه سینی ســـــوز بیلور           نور بصر میــوه سینی کــــوز بیلـــور

سوز کوزیدور اول که سورار حالنی          اوز سوزیدور اول کــه سورار حالنی              

 سوزده کوزو سوزلاگوچی دا نظر          یــــوق ایسه سوز کیزلاگوچیده خبر       

  ظاهر و باطن خبری سوز ده دور            اوزگه ده یوق هرنه که بار اوزده دور       

  اول کیشی کیم تاپمادی سوز گنجینی            قیلــدی هبــــا وهــــدر اوز رنجینی

کیم که نظر مظهریدن یومدی کوز          قـویمادی میراث اوزیدین غیر ســوز

عمر گرانمایه چــــو بولغــای تلف          سوزلر و سوز دنیا ده قالغـــای خلف

صدیق الحق شریفی

نمایشگاه قالین افغانستان در دانشگاه پنسیلوانیای امریکا

نمایشگاه قالین افغانستان در دانشگاه پنسیلوانیای امریکا

نمایشگاهی از قالین های افغانستان در دانشگاه پنسیلوانیای شهر فیلادلفیا در امریکا برگزار شده است.دانشگاه پنسیلوانیا از دانشگاه های معتبر جهان و امریکا است.

http://files.afghanpaper.com/pics/201105/201105301315024417.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201105/201105301315022584.jpg 

ادامه نوشته