۲۷۸ مین سالگرد تولد مختومقلی، شاعر ملی بزرگ دنیای تورک را گرامی می داریم

حضرت مخدومقلی فراغی

۲۷۸ مین سالگرد تولد مختومقلی، شاعر ملی بزرگ دنیای تورک را گرامی می داریم

دوصد و هفتاد و هشت سال پیش در یکی از روستاهای تورکمن صحرا بنام آجی قاوشان بزرگمردی پا به عرصه هستی گذاشته است که دیوان اشعار وی راهنمای زندگی ملت تورکمن شده است. دیوان اشعار او نه تنها زبان این مردم را احیاء کرده و به آن نظم جدیدی بخشیده است، نه تنها نغزترین شعرها را به این مردم اهداء کرده است بلکه بزرگترین معضلات دنیای تورکمن در آن به بحث کشیده شده و اندیشه های ژرف و راه چاره های مناسب ارائه شده است. وی شاعری است که در قرن هجدهم آن هنگام که تورکمنها به صورت طوایف پراکنده و گسسته از هم بدون یک حکومت واحد می زیستند می سروده:

تکه یموت گوکلنگ یازیر آلیلی
بیر دولته غوللوق اتسک باشیمیز

(کاش پنج تیره تورکمن: تکه و یموت و گوکلنک و یازیر و آلیلی یک دولت واحد تشکیل می دادند.)

اگر تورکمنها در آن دوره به سخنان مختومقلی گوش می سپردند بی شک امروز در سه کشور تورکمنستان و ایران و اوغانستان به صورت پاره پاره و جدا از هم تحت حکومت دولتهای متفاوت زندگی نمی کردند و بسیاری از مظالم و مصائب امروز را به دوش نمی کشیدند.

این مختومقلی بود که گستره جغرافیایی تورکمنها برای این مردم مشخص می کرد و می گفت:

جیحون بیلن بحری خزر آراسی

چول اوستوندن اوسر یلی تورکمنینگ

( در میان رود جیحون و دریای خزر

این باد تورکمن است که می وزد)

و هزاران نکته گرانسنگ سیاسی و اجتماعی و اخلاقی و فلسفی دیگر می توان در دیوان اشعار آن شاعر یافت. شرق شناس برجسته روس بارتولد در تحقیقات خود با مد نظر قراردادن ادبیات کلاسیک خلقهای تورک زبان می نویسد: « در میان خلقهای تورک این تنها ترکمنها هستند که شاعر ملی بزرگی چون مختومقلی دارند.»

آری مختومقلی بزرگترین چهره ادبی تورکمنهاست و بزرگترین معلمی که تاریخ به این خلق اهداء کرده است و در میان تورکمنها هیچ شخصیت سیاسی و ادبی نمی تواند جای وی را بگیرد. مختومقلی امروز به اسطوره ملی تورکمنها تبدیل شده است و هر سال در هفته آخر اردیبهشت در تورکمن صحرا و تورکمنستان که به روزهای جشن مختومقلی معروف است یاد آن شاعر گرامی داشته می شود.

آرامگاه مختومقلی در روستای آق توقای ترکمن صحرا است و در روز آخر هفته مختومقلی دهها هزار تورکمن شیفته مختومقلی دور آرامگاه وی گرد می آیند. جمهوری اسلامی که از این اتحاد و یکدلی تورکمنها به شدت وحشت دارد تمام همت خود را برای کنترل مراسمهای مختومقلی در شهرهای مختلف تورکمن صحرا بکار می گیرد و سعی می کند که آن را وارد قالبی حکومتی بکند و با ایجاد فضای امنیتی سعی در کاهش تجمع تورکمنها دارد اما مختومقلی چنان جایگاهی در میان این مردم دارد که نمی توان آن را در قالبها گنجاند و تورکمنها با حرکت خود جوش خود مراسمهایی با شکوه و پر ازدحام را در تورکمن صحرا به نمایش می گذارند و یک بار دیگر با آرمانهای ملی مختومقلی بیعت می کنند.

سازمان آزادیبخش تورکمن صحرا نیز با بزرگداشت یاد مختومقلی فراغی این اسطوره ملی ترکمن روزهای مبارک مختومقلی را به تمام تورکمنها و دوستداران ادب و فرهنگ تورکمن تبریک می گوید.
با امید به تحقق تمام آرمانهای ملی مختومقلی.
سازمان آزادیبخش تورکمن صحرا

منبع گونی تورکستان

انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان دراندخوی افتتاح گردید

نماینده گی انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان در ولایت فاریاب ولسوالی چهارگانه اندخوی بااشتراک جمع کثیراز اوستادان وفرهنگیان  روز جمعه  ۱۶ ثور ۱۳۹۰ رسماْ با قطع نوار افتتاح شد.

اوستاد محمد صالح راسخ یلدرم حین قطع نوار

اوستاد محمد صالح راسخ یلدرم حین قطع نوار

کمال خان مسئول انجمن دراندخوی

کمال خان مسئول انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان در اندخوی

فرهنگیان ومتنفذین اهالی مردم اندخوی

اعضای علمی وفرهنگی انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان دراندخوی

انجمن فرهنگی ترکمنهای افغانستان اندخوی

محمد ولی کمینه

کمینه - kamina

 محمد ولی کمینه

كمینه یكی از شعرای بزرگ تركمن می باشد، او سال 1190 هجری قمری در ناحیه سرخس و در خانواده فقیری به دنیا می آید و زندگی  خود را با رنج و مشقت زیادی می گذراند، نام شاعر محمد ولی و كمینه لقب اوست، ‌لقب كمینه را شاعر به این خاطر برای خود برگزیده است كه خود را از همه كمتر و كوچكتر می دانسته است.

 او تحصیلات ابتدائی خود را در مكتب خانه های سرخس به پایان رسانیده و سپس در خیوه و بخارا به تحصیلات عالی میپردازد و یكی از افراد فاضل و در عین حال خوش سیمای زمان خود محسوب می شود. كمینه اولین بار با دختری به نام (قربان بخت) ازدواج می كند، قربان بخت پس از 29 سال زندگی با شاعر از دنیا می رود و این فقدان به شاعر بسی ناگوار می آید و به همین مناسبت در شعری با عنوان (باریندا ) نهایت اندوه و خود را ابراز می دارد:

بیركم اوتوزییل دیر سوروشدیم دوران
یارســـــن سیز گره كمز بوفانی جـهان
كمینه باردینگ طاووس دك هـــــر یان
ایندی شادلیق یوقــــــــدور دنیا باریندا


ترجمه :

بیست ونه سال با تو به سر بردم ،بدون تو این جهان فانی برایم ارزشی ندارد، كمینه، مانند طاووس به هر طرف می رفتی ، دیگر در این دنیا برایت شادی نخواهد بود.


رنج و عذاب روحی كه شاعر مدت ها گرفتار آن بود ،‌ سبب تحلیل رفتن نیروی جسمانی او می شود. شاعر سپس با زنی به نام (خینای ماما ) ازدواج می كند او نیز پس از مدتی از دنیا می رود. بالاخره شاعر برای سومین بار زنی به نام (جما گل) را به همسری انتخاب می كند و تا آخر عمر با او زندگی می كند.


كمینه از قربان بخت دارای 2 پسر به نام های خدایار و الله یارمی شود، و نبیره های شاعر در حال حاضر در قید حیات می باشند. كمینه با عده ای از افراد معروف زمانه خود آشنایی و رفت و آمد داشته است و به اشعار ملانفس یكی از شاعران مشهور هم عصر خود بسیار ارج می نهاده است. كمینه، مختومقلی فراغی، عارف و شاعر شهیر تركمن را استاد خود خطاب می نموده و ارزش و احترام خاصی برای وی قایل بوده است، طوری كه روایت می كنند: شعرای آن عصر، ‌شبی گرد هم جمع می شوند و یك جلسه ادبی تشكیل می دهند ( شب شعر).

 یكی از آنها كمینه را مخاطب قرار داده می گوید درباره چه موضوعی باید شعر گفت؟
كمینه جواب می دهد: مختومقلی دشت وسیع سخن را درو كرده و برای ما جز خوشه چینی چیزی دیگر باقی نگذاشته است. دوران پیری كمینه مطابق با زمانی بوده كه ملانفس تازه به دوران می رسد، آن طور كه شایع است روزی از كمینه می پرسند: آیا موفق به خوشه چینی سخنان مختومقلی می شوید؟

او در جواب می گوید: درحال خوشه چینی هستم ولی جوانی از طایفه( وكیللر) و از تیره یازی هم چون اسپ تندپایی كه هردو پایش را بسته باشند جهش كنان از كنار من نمی ماند. مقصود شاعر از تشبیه فوق ملانفس می باشد. كمینه و ملانفس و شخصی به نام امان شبهای زیادی را در كنار یكدیگر به مشاعره و نقد شعر می گذرانند. امان نیز یكی از شعرای هم عصر كمینه بود.


همان طوری كه اشاره شد كمینه تمامی حیات و زندگی خود را در فقر وغریبی گذرانیده است و در اشعارش بیشتر از درد، رنج،‌ فقر و نا داری شكوه فراوان دارد.


نام كمینه با پوستین چهل وصله اش در بین تركمن ها و هزاران هزار افراد فقیر و تهی دست به صورت ضرب المثل درآمده است، به بخشی از شعر( غریبلیق) كه در آن كمینه دردهای اجتماعی عصر خویش را به خوبی نمایانده است، توجه كنید:

گونده مونگ غوصام بار، یوز الم بیلن
درد یـمــینگ بارینـدان بـتـر غـریب لیق
ســــوراغــی من بولدم غایغی غم بیلن
گلیپ دوشر خاطار، خاطار غــریب لیق


ترجمه :

هزاران غصه و صدها درد همراه من اند و بدترین آنها درد فقر است او همیشه سراغ مرا می گیرد و دسته دسته در سرای من ماوا می گزیند.

او در بعضی از اشعارش برای زنان احترام خاصی قائل می شود،طوری كه ملانفس قطعه شعر او را در این باب بنام قولپاق ( گیسو ) را ستوده است.


از اشعار معروف دیگر كمینه «قاضیم» «‌ ایچمک» و «‌بیله گلی » می باشد که شهرتی بسزا دارند. او درباره قضات بی صلاحیت عهد خود اینگونه سروده است :


دییسم قاضــی لار کارینی 

آیدیپ بولمـــــــــاز یارینی

یالان سوز لرینگ بارینی

ساتار سینگیز پولا قاضیم

ترجمه:

اگر از اعمال قاضی بگویم،
قادر به بیان نصف آن نخواهم بود ،تمام حرف های دروغ را،به پول می فروشید ای قاضی ها.

کمینه در بذله گویی نیز در میان ترکمن ها شهرت خاص و عام بود. بنابراین او را باید شاعری دانست که میدانگاه جولان برای قلم خود را بسیار وسیع انتخاب نموده بود.


با توجه به اینکه اوزان اشعار و ابیات ترکمنی هجایی هستند، اشعار محمد ولی کمینه بیشتر 14 هجایی و بصورت 7+7 هجایی می باشند. در پایان این قسمت یکی از قطعات عاشقانه و زیبای کمینه را نیز بنام «محبوب من» می آوریم که هم از نظر ترتیب هجاها و هم به عاریه گرفتن واژه های فارسی، نزدیکی خاصی با نمونه های سروده فارسی دارند :

 سودیگیم

 
قره گـــــــوزلی نازک بدن

 بیر باق بو یانه سودیگیم

آی جمالینگ شعله سالار

 جلاد گوزونگ جانیم آلار

قا چان سندهن مهریم قانار

گیتمه داش یانا ســـودیگیم


غمزانگ اوقــــی برمز آمان

 نوربت،آمان، دور بیر زمان

کیرفیگی اوق،قاشـــی کمان

دیشی دوردانه ســــــودیگیم


کمــینه نینگ یـوق چاره سی

 گوزه لینگ بولماز خاراسی

اوزین قـــیسغانـینگ آراسی

اورتا میانه ســـــــــــودیگیم

ترجمه :
ای سیه چشم و ظریف اندامم ،
 نگاهی به سویم کن محبوبه من، روی ماهت نور می پاشد ، چشمان خونریزت جانم را می گیرد،مگر از مهرت، سیر می شود،از من دور مشو محبوبه من ،تیر غمزه ات امانم نمی دهد ، تورحمی بکن و لحظه ای دست نگهدار ،ای مژگانت تیر، ابرویت کمان ، ای داندان، دوردانه، محبوبه من ،کمینه چاره ای ندارد ، (دل) زیبا که نباید مثل سنگ خارا باشد.

آثار کمینه در عین سادگی خود، دارای انتقادات شدید علیه نابرابری های اجتماعی است. وی می کوشد در اشعار و طنزهای خود، رویدادهای واقعی زندگی مردم بخت برگشته جامعه خود را بازتاب دهد، آثار و غزل های عاشقانه کمینه که عمری بیش از یک سده در میان مردم ترکمن دارند در جمهوری ترکمنستان به زبان های مختلف ترجمه شده است. وی در سال 1260 هجری قمری در سن هفتاد سالگی با کوله باری از درد و فقر دارفانی را وداع می کند.