قرقین و خماب ولسوالی های فراموش شدۀ افغانستان

قرقین و خماب ولسوالی های فراموش شدۀ افغانستان

سلام به تمام دوستان عزيز كه با مشكلات مردم ولسوالي هاي فراموش شدۀ ولايت جوزجان (قرقين و خماب) همدردي و علاقه مندي نشان دادند. هرچند بنده مطابق مسلك و وظيفه كه عضو كميسيون صحت ولسي جرگه ميباشم، به بهانه نظارت از چگونه گي عرضه خدمات صحي در آن مناطق سفر نمودم. اما مشكلاتی را شاهد شدم كه شايد در هيچ نقطۀ افغانستان نظيرش ديده نشده باشد. ابتدأ زمانيكه راهي ولسوالي قرقين شديم در نيم راه نيروهاي امنيتي ولسوالي مرديان كاروان موترهای مانرا تسليم نيروهاي ولسوالی قرقين نمود. نزديك بندر كلفت بوديم، تاريكي همه جارا فرا ميگرفت. با وجوديكه رنجر سربازان ولسوالي در راس كاروان موترها رهنمايي ميكرد براي مدت يك و نيم ساعت در ميان ريگستان بندر كلفت مفقود بوديم. حتي سربازان ولسوالي كه باشنده گان بومی اين مناطق بودند راه اصلي را تشخيص داده نميتوانستند. دليلش اينكه در آن ولسوالي يك راه واحد وجود ندارد. در طول ده سال گذشته هم هيچ نمايندۀ از وزارتخانه های مربوطه سفري نكرده است.

وزارت فوايد عامه كه در راس آن يكتن از باشنده گان اصلی اين ولايت قرار دارد از حال احوال همشهریان و هم ولایتی های خود خبری ندارد. زیرا اکثریت وزیران دولت ما به نیت خدمات بهتر مطابق ضرورت های مردم نی بلکه بخاطر اجرای امر و نهی در داخل شعبات وزارت میکنند. از همین سبب است که اکثریت وزیران در شش ماه یک بار هم از پایتخت بیرون سفر نمیکنند. حتي در طول ده سال گذشته وزارتهاي مربوطه لازم نديدند كه حد اقل يك موتر بولديزر را وظيفه بدهند تا يك راه واحد براي باشنده گان ولسوالی های قرقین و خماب خط كشي بكند. زمانيكه به خانه يكي از بزرگان قوم رسيديم نصف شب سپري شده بود. مردمان مهمان نواز آن ولسوالي با نگراني و اضطراب منتظرمان بودند. در جريان صحبت هاي صافدلانۀ آن مردم دريافتم كه يكي از مشكلات جانكاه كه در صدر تمامی مشكلات روزانه اين مردم بي دفاع قرار دارد از دست دادن خانه هايشان بوسيله تخريبات درياي آمو ميباشد. صبح وقت به سوي ساحل درياي آمو روانه شديم.

قرقین وخمآب ولسوالی های فراموش شده افغانستان

 سفرمان بيشتر از ده دقيقه را در بر نگرفت. زيرا تخريباب درياي آمو در حدي بوده كه تنها در سال گذشته خانه هاي نشيمن دو قريه جمع نيم از همين قريه كه ما در آنجا شب را سپري كرديم طعمه اين اژدهاي بزرگ شده بود. در جريان سفر موتر حامل مان قبل ازاينكه كوچه اختتام بيابد ناگهان در لب یک جر توقف كرد، متوجه شديم كه ادامه اين راه با هزاران خانه و كاشانه اطرافش را دریا بلعیده بود. تنها سال گذشته در زمان طغيان سيلابها كه دقيقأ ماه هاي حمل و ثور ميباشد هشت كيلومتر قريه جات تخريب گرديده و ساحات تخريب شده مربوط به كشور همسايه مان تركمنستان گرديده. با تخريب اين قريه جات نه تنها مردم مظلوم و بي دفاع ولسوالي هاي قرقين بي خانمان ميشوند و خاك خودرا ازدست ميدهيم بلكه منابع زير زميني مانرا كه بيشتر در آن مناطق قرار دارد تسلیم کشور همسایه مینماییم. اما در در کشورما آب از آب تكان نميخورد.

 دولت مردان غيور ما كه با اين اوصاف در جهان شهرت دارند اندكي هم به فكر خاك خود كه حيثيت مادر و ناموس را دارد نيستند. كميسيون با كفايت مبارزه با حوادث طبيعي نيز نظاره گر صحنه هاي بي خانمان شدن مردم بي دفاع ولسوالي هاي قرقين و خماب ميباشد. كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان نيز از بسكه جاي پاي حكومت را تعقيب ميكند، مبادا تحقيقات و اعتراضات شان كسر شأن به دولت تلقي نگردد، نسبت به بي خانمان شدن دوامدار آن مردم خاموشي اختيار کرده. هر روزه در ولسوالي هاي قرقين و خماب حد اقل نيم كيلومتر قريه جات و زمين هاي زراعتي مردم تخريب ميگردد. اين مساحت در موسم سيل خيزي روزانه به چند كيلومتر ميرسد. و كميسيون مبارزه با حوادث طبيعي به عوض طرح یک پلان كارا و دراز مدت به ارسال چند افغاني كمك بخاطر ساختن موانع يا آبگردان هاي غير موثر اكتفا ميكند. در صورت كه بي مهري حكومت نسبت به خاكش به چنين منوال ادامه پيدا كند در سه يا چهار سال آينده ما دو ولسوالي افغانستان را بدست خود به کشور همسایه مان تركمنستان خواهيم سپرد. اين افتخار در تاريخ كشور ثبت نام دولتمردان فعلي افغانستان خواهد شد.

بلاخره ساحل تراژیدی دریای آمورا به سوی مرکز ولسوالی قرقین ترک نمودیم. در نزدیک کلینیک ولسوالی چشمم به یک مکتب برخورد. مکتب که به کمک کشور دوست ترکیه مطابق معیارات ساختمانی و ضرورت های درسی اعمار شده بود. به همسفرانم گفتم "خدارا شکر حداقل عرضه خدمات تعلیم و تربیه در این ولسوالی به استندردهای کشوری برابر است". بنابر تقاضای بنده و استقبال گرم مسئولین معارف ولسوالی موفق به دیدار و ملاقات با اعضای معارف ولسوالی قرقین شده، دریافتیم که در این ولسوالی نه تنها یک مکتب بلکه پنج لیسۀ ذکور و اناث فعالیت دارد. شاگردان ذکور و اناث همه روزه با شوق و علاقۀ فراوان بخاطر فراگیری درس و تعلیم به این لیسه ها مراجعه میکنند.

اما جای نهایت تآسف و تآثر اینجاست که در این پنج لیسۀ ذکور و اناث تنها سه استاد فوق بکلوریا تدریس مینمایند. باقیمانده تمام استادان فارغین دوره ابتدائیه مکتب یا ملاهای مساجد بودند که به شکل اجیر استخدام گردیده بودند. با در نظرداشت این وضعیت مکاتب آن ولسوالی، مردم خانه بدوش این مناطق نه تنها از حال، بلکه از آینده خود نیز چندان امید باز شدن روزنۀ روشنی را نداشتند. در افغانستان یک اصل تغیر ناپذیر وجود دارد، اینکه برای تمام عرضه خدمات دولتی پایتخت کابل و مراکز شهرهای بزرگ معیار گرفته میشود. اگر در این شهرها استادان تحصیل کرده است، بنآ نزد مسئولین معنی آن اینست که سرتاسر افغانستان از این ناحیه مرفوع میباشد. در حالیکه خدمات تعلیم و تربیه در شهرها و مناطق دور دست افغانستان کاملآ به شکل غیر متوازن عرضه میگردد. این خود بیانگر آن است که دولت افغانستان برخلاف شعارهای دوره انتخابات به رشد متوازن در سرتاسر کشور عقیده مند نیست. وزارت معارف کشور همیشه در کنفرانسهای داخل و خارج کشور از رجوع میلیونها اولاد وطن به مکاتب سخن میراند.

اما خبر ندارد که سویه درس و تعلیم در مکاتب اطراف شهرها در چی وضعیت ناگواری قرار دارد. در طول ده ها سال این لیسه های نام نهاد یک شاگرد باسواد را فارغ نمیدهد. مسولین ولایتی این وزارت نیز همیشه راپور خیر و خیریت را تقدیم مقامات مینمایند. در صورت رسانیدن اطلاعات درست به وزارت، مسئولین میتوانند از میلیاردها دالر کمک که در عرصه بلند بردن سطح تعلیم و تربیه اولاد وطن صورت میگیرد،  یک مقدار آن را به شکل معاش منطقوی تخصیص داده و صدها جوان تحصیل کرده که در هر ولایت افغانستان داد از بیکاری میزند به مکاتب آن مناطق دور دست استخدام نماید. این تجربه از زمان حکومت های شاهی در معارف این کشور موجود بوده. اما دیده میشود که دولت فعلی ما برخلاف گذشته ها طرح هیچ پلان دراز مدتی را در هیچ یکی از ساحات ضرورتهای مردم و کشور روی دست ندارد.

 گلایه مردم مظلوم ولسوالی های فراموش شده ولایت جوزجان نیز از همین ناحیه بود. بلاخره نوبت رسید به اصل نظارت از کلینیک صحی ولسوالی قرقین. برخلاف توقع شخصی بنده عرضه خدمات صحی در ولسوالی ها نسبت به سایر خدمات دولتی پیش قدم بوده است، اما قناعت بخش نبود. زیرا ولسوالی قرقین دارای یک کلینیک جامع بود که داکتران مردانه و زنانۀ تحصیل کرده همه روزه بخاطر تداوی مردم خدمت مینمودند. همچنان نرس، قابله، واکسیناتور، فارمسست، لابرانت و رهنمای جامعه که اکثریت مطلق شان تعلیمات متوسطه طبی را فرا گرفته بودند ایفای وظیفه مینمود. ادویه جات و واکسین های ضروری که از طرف ارگانهای غیر دولتی کمک میشود در کلینیک وجود داشت. آمار و ارقام ثبت و راجستر مراجعین ماهوار نیز مطابقت به معیارات تعیین شده داشت. بجز داکتر جراح که در طول یک ماه صرف یک یا دو واقعه جراحی را ثبت نموده بود. دلیلش همین بود که داکتر مذکور از تجربه کافی برخوردار نبوده و اعتماد مردم را کسب کرده نتوانسته بود. از همین سبب در کلینیک مذکور یک داکتر جراح و یک نفر انستیزیلوگ معاش بدون خدمت کافی را اخذ مینمودند. همچنان سامان و وسایل اتاق جراحی نیز دست نخورده استهلاک میگردید. کلینیک در یک تعمیر کهنه جابجا شده بود و ضرورت به ترمیم اساسی داشت. اتاقهای عاجل چون ولادت و جراحی از اثر بی توجهی مسئولین گرم نگهداشته نشده بود.

به همین شکل نظارت ما از کلینیک های ولسوالی خماب نیز صورت گرفت که عین مشکلات ولسوالی قرقین در آنجا نیز محسوس بود. در ولسوالی خماب "ان جی او"  مربوطه در پست داکتر یک نرس را استخدام نموده بودد که مردم از اثر بی اعتمادی به وی مراجعه نمیکرد. آمار و ارقام ثبت شده پائین تر از خط معیاری گراف مراجعین را نشان میداد.

تخریبات دریای آمو، نبود استادان تحصیل کرده در مکاتب و عدم موجودیت یک شعبه تربیه معلم نیز از جمله مشکلات درجه اول باشنده گان ولسوالی خماب را تشکیل میداد.

به همین شکل سفر سه روزه نظارت و ارزیابی ما با طی نمودن 80 کیلومتر راه در 6 ساعت زمان خاتمه یافت. بعضی از تصاویر نشر شده نیز بیانگر مشکلات راه ریگستانی ولسوالی خماب میباشد که حاجت به تفصیلات بیشتر نیست.

داکتر عنایت الله بابر فرهمند وکیل منتخب ولایت جوزجان در ولسی جرگه

تشکر نامه ؛ محترم حاجی عبدالنیم " نعیم "

 تشکر نامه ؛ محترم حاجی عبدالنیم " نعیم "

حرمتلى امين محمدى،سلام !

سيزه ير وگوگى يارادان تنگريتعالى دان جان ساغليق واليب باريون أوز اؤلى ايشلارگيزه برك اوستونليكلار دليورين.البته بويله بر عاجز دوستينگيزه حرمت غويب، سيلاب وغؤى عالمانه يازؤ يولانيگيز اؤچون منتدارليك بيلديريورين. دوغريدان هم شعر ويازيجيليق دنياسينه آديم آرديشليق آنگساد ايش دالدور ؛من اوزيمى بويله بر اؤلى علمى وهنرى مقامه ايرشمانه مناسب بلنيميوق.شونده ده ايل گونينك باشيند...ان گچريون غتى غينچيليقلارى،دورميزينگ گورنيكلى عدالتسيزليغى وگيشى ،گيشى غايغي سيندان بيخبروتفاوتسيز غاليشى منينگ معنوى دنيامده برحسرتلى دؤيغى دورديؤر.زيرنجلى فرصتلاريمده ويكه ليك حالتلاريمده گوؤنه گلانينى يازغا گچريب راحتلنيورين.

ايندى منينگ گلجگ ياش نسل لاره بر گنگاشيم بار.بولار اوز علمى وفرهنگى دنيا سينده يأدؤسيزاونگه گيدسه لار.وگچن ادبيات دنياميزينگ يالقيملى يلدوز لارنينگ اؤرنينى بوش غؤيمه جاق بولسه لار.وشول أؤرده فيسبوك آرقلى تانيشان معرفت دنياسى بيلان غزيقلانان يگيتلارميز هر قايسى سى:محمد عالم گونش،محمد امين محمدى،محمد هاشم وليزاده ،رسول راسخ ،محمد قاسم عبادى،چهارى اديب...وباشقه لار.تا اديب بلسه لار دورميزينگ كورنيكلى عالم ويازى جيلارى :حرمتلى استاد عبدالكريم (بهمن) عبدالرحيم (اوراض)،استاد محمد صالح (راسخ)،ياتان يرى ياختى عبدالمجيد (توران)وباشقه لار يانى ؛ دواملى كوششلارى بيلان اؤزلاريندان بويسانجلى ادبى،علمى وتايخى ميراث لار يادگار غؤيسه لار.تا بويله چتراشيقلارى بيلان ايل گونينگ بهبيدلى حيات گچرماگينه فخر لانسه لار. اؤلى حرمتلار بيلان عبدالنعيم جده 9\2\1433

معلومات مختصر درمورد اندخوی باستان!

معلومات مختصر درمورد اندخوی باستان!


اندخوی درجنب آن بلاد مشهورکشور جایگاه خاص دارد که ازگذشته ها دوروپرافتخارحکایه میکند . قدمت تاریخی این شهربه دوره هایی میرسد که هنوزبا نامهای اندخوی انخـد ، انتخد ، الخد و اندخود وغیره شهرت نیافتـه بود .
در دایره المعارف بریتانیـکا اسکندرمقدونی بنیان گذارآن قلمداد گردیده است . چنانچـه احداث بالا حصارانـدخوی درسال 328 قـبل ازمیلاد بـه این جهانکشا نسـبت داده شـده است. ظاهرآ نخستین اثری که درآن تذکررفته است، کتاب المسالک والممالک ابوالقاسم عبدالله ابن خرداد میباشد.این ماخذ معتبربه نیمه دوم سده سوم هجری قمری تعلق دارد
درمنبع دیگری آمده است که تسط مسلمین درناحیه جوزجان ازجمله شهرهـای میمنه و اندخوی به سال ( 33 ) هجری قمری صورت گرفته است .
مردم اندخوی ومیمنه درین مقطع زمانی و مکانی به دین مقدس اسلام مشرف شده اند ابواسحق اصطخری جغرافیه نگارسده سوم هه ق ساحه اندخوی را مربوط بیک رستاق میداند که مرکز آن شهرکوچک اشترج بوده است .
اندخوی همانند مناطق همجوارش دوره های پرشکوهی را سـپری نموده است در قـرن دوم ( 160هه ق) شخصی بنام حارث بن سریج ازجانب خـلافت مسلمیـن اداره ولایـات خراسان را به عهده گرفت که مقرآن درحدود اندخود بود بین سـده های سوم و چهـارم درسـده پنجم هه ق ( یـازدهم میلادی ) شهرانـدخـوی درمسیرخطـوط مواصلاتی نظامی غزنویان قرار داشت چنانکه عبورآلتن تـاش حاجب خوارزمی یـکتـن ازشخصیـت هـای نظـامی و سیاسی دوره غزنوی ها که امیرخوارزم بود درسال 421 هه ق به ایـن شهر دربـرگهای تاریخ بازتاب یافته است .
انـدخوی به سبب اینکه درمسیرســوقیـات نـظامی موقعیت داشت لگد کوب سم اسپان مهاجمین قرار گرفته شیرازه آرامش را از هم پاشید ابوالقاسم ابن حوقل جعرافیه نگارسده چهارم ،انـدخوی را متشکل ازهفت قـریه وانمود
کرده موقعیتش را درمیان بیابان تعین میکند درحدود العالم مولفه ( 372 ) هه ق گفته شده است که اندخوی( شهریست اندرمیان بیابان جایی است با کشت وبزربسیارنعمت کم گی لوسترانج خاورشناس انگلـیسی انـدخوی را به جانـب شـمال شبـرغان معرفی داشته مینویسد( درشـمال شهرشبرغان محلی وجـود دارد بنام اندخود یاد میشود .

مردمان آن زراعت پیشه میباشند ) مورخین پیشینه شغل ایـن مردمان را پـرورش حیوانات اهلی که سابقه آن بیشتراز هزارسال باشد وانمود میکنند . باستـان شناسـان شـوروی سابـق طی سـال هـای 1969میلادی مناطق جنوبی و شرقی اندخوی را از جمله ذخایرمواد نفتی آن میحط شمرده اند . اندخوی دارای بیش ازیکصد وپنجاه هزارنفوذ بوده با کشورترکمنستان همسرحد میباشد بندرآقینه ازجمله بنادرمهم تجارتی بین دو کشوربه حساب میرود . پـیداوارمهم آن قالـین وپوست قره قول بوده، زبان اصلی شان ازبیکی وترکمنی همچنان بلسان دری نیزآشنایی کامل دارند . مردم انـدخوی فرهـنگ دوستی را ازنیـاکـان خویـش بـه میـراث بـرده اند بدین لحاظ این ولسوالی با داشتن چندین لیسه ومتوسطه بخود میبالـد .

شخصیت هـای سیاسی ، ملی و فـرهنگــی انـدخوی

ازجمله شخصیت های ناموروپیشـکام اندخوی یکی هم مرحوم قاضی بابا مراد اندخویی میباشد اودرسـال 1237خورشیـدی درگـذرکارگـرخانـه انـدخوی چشـم بـه جهـان کشـود موصوف مبادی علوم را درمـدارس دینی انــدخوی فــراگرفت جهت تحصیـلات عالی بـه بخارا شتافت . دراین دیارمعرفت پرورتحصیلات خویش را بپایان رسانیــد .

در سال 1307 هه ق به حیث قاضی محکمه شرعیه میمنه مقرراشغال وظیفه نمود .

درسال 1316هه ق به حیث قاضی دارالقضای کابل تعین و مقررگردید . درسـال 1322هه ق درترکیب هیتی تحت ریاست سـردارعنایت الله خان معین السلطنه عازم هنـدوستـان شده موفقانه بازمیگردد .

درسال 1337 هه ق پس از اشغال کرسی قاضی نظامی . علیـه استبـداد ومطلق العنانی به مبارزه پرداخت با نیروی تحول پسند و عدالت خواه مشروطه خواهـان اول با اراده و عزم استوارداخل میدان شد .

قاضی بابامراد از شخصیت های معروف دربارهای امیرعبدالرحمن خان و امیرحبیب الله خان بحساب میرفت. درزمان امیرامان الله خان نیزدوباره به حیث قاضی دارالقضای کابل تعیـن وظیفــه شـد . درسال 1309 خورشیدی در زادگاه اش اندخوی وفات کرد . روانش شاد باد .

یکی دیگرازچهره سرشناس اندخوی استـاد محمد کریم ( نزیهی ) جلوه شاعرونویسنده و اندیشمند کشورعضوجنبش مشروطیت دوم بحساب میرود .

استاد محمد کریم نزیهی در دوره های هفـتم وهشتم ازسال های 1328 الی 1333 هجری شمسی به حیث وکیل در ولسی جرگه ایفای وظیفه نمود .

درسال 1310هه ش عضویت انجمن ادبی کـابل را حاصل نمود .او بمثابه یک نویسنده آگاه وپیشکام جنبـش مشروطیت با سـروده هـای شورانگیـزخویش جوانان رابه مبارزه علیه بیدادگیری های وقت دعوت میکرد .

درنتیجه برای مدت 20 سال ازجانب سردارمحمدنعیم خان ممنوع القلم اعلان گردید ولی هرگزاز مبارزه اش علیه نا برابری دست نکشید .

دانشمندان و استادان اندخوی

1 مرحوم مولانا میـرمحمـد امین ( قـربت ) 2 الحاج صـوفی محمـد رحیـم قـاضی زاده 3 الحاج نادرنیاز قادری 4 استاد محمد امین ( متین اندخوئی ) 5 ایرگش ( اوچقون ) 6 فیض الله ( ایماق ) 7 عبدالحمید ( آگه ) 8 الحاج محمد اشرف ( عظیمی ) 9 محمد اسحق ( ثنا ) 10 عبدالرسول ( کارگر ) 11 عبدالقیوم ( رحمانی ) 12 داکترعبدالله رحیمی 13 استاد عنایت الله ( بیریا ) 14 پوهنمل محمد عالم ( لبیب ) 15 عزیزه ( عنا یت ) 16 عبدالقادر ( مرادی) 17 امان الله ( جواد ) 18 عبدالله ( کارگر ) 19 رمضان خان 20 غلام سخی ( وکیل زاده ) 21 عبدالعزیـز( شـرفی) 22 عبدالکـریـم ( بهمن ) 23 عبدالرحیـم ( اوراز ) 24 فیـض الله ( قـرداش ) 25 محمد صابـر( کـارگـر) 26 مولانا اسدالله ( نصرت ) 27 عنابت ( ایماق ) 28 روزبه (امیری)29 ولی احمد (ولی زاده) 30 قاری محمد علی 31 عاجره جان ( آرش) 32 عادله جان ( وکیل زاده ) 33 عبدالمجید ( توران)  محمد صالح راسخ ( یلدرم)   وغیره

اشخاص ذیل ازجملـه مردمان صاحب نفوذ اندخوی بشمارمیرونـد

1 وکیل بشیر احمد ته ینچ 2 وکیل محمد عمر 3 وکیل ملا چاریـارقــل 4 الحاج نادرنیـاز 5 وکیل محمد ظریف 6 وکیل حاجی امان گلیدی 7 وکیل جوره بای 8 وکیل محمد عیسی 9 وکیـل قربان نظر 10 سناتـورالحاج نظام الـدین 11 سنـاتور عبدالرحیم اوراز 12سید عبدالعزیز13 حاجی کریم بای 14حاجی کنجه بای 15 پیرنظرخوجین 16 نزیرقل خوجین 17حاجی یولداش بای18روزی بای قریـدار19 کوندوغدی بـای20 گـدای بای21 رئیس عبدالعزیـز( سیما) 22 شیرمحمد خـان( مجر) 23 رئیس محمد صادق 24 قـاری محمد یونـس 25 آقـمراد بای 26 غلام بـای 27 جنـرل عمرآغه 28محمدشاکر( کارگـر) وکیل 29حاجی صادق بای30 رئیس صلاح الدین31 قاری عبدالرحمن 32 داکتر جماهیـر33 انوری تاج الـدین قصاب 34 آلتی بای ولسوال 35 مدیـرعطا خان 36 مدیرعزیزخان 37 انجنیرامان الله(مشتری) 38 قاضی نورالله(غضنفر) 39 داکترامیـرمحمد ( سعیدی) 40 رئیس صـادق بای41 صدرالدین مخدوم 42 رحمان نظر(نظری)43 فیض محمد خان سرمعلم 44( قریدار) محمد عثمان 45 عالم جان (عاجز) 46 حاجی عبدالله جان( کندهاری) 47 رمضان افغان 48 فتح محمد خزندار 49 نورالله خان سرمعلم وغیره.