اگر پول ندارید واز بیکاری رنج میبرید، این جملات را درخاطرات تان بسپارید!

 

1. آدم علیه سلام دربانک پول نداشت (عمرش طولانی بود)

2. نوح علیه سلام ازماستری فارغ نشده بود (عمرش طولانی ومنطق اش کامل بود)

3. پیامبر اسلام (ص) هیچ سرمایه ی مادی نداشت (یکنیم میلیار انسان برایش درود میفرستد)

4. عبدالرحمن جامی 54 کتاب ورساله نوشت ( نه برق بود، نه کاغذ ونه مکتب؛ فقط استقامت داشت)

5. میلیاردها حیوانات بحری که وزن تعداد ازآنها بیشتراز صدها تن است، (چاق هستند) درکدام موقف دولتی کار نمیکنند ومعاش هم نمیگیرد (خداوندج برایشان رزق وافر عنایت میفرماید.)

6. هرکس معنویت، موقف، سرمایه وافتخار دارد؛ نتایج برنامه ریزی وتعیین اهداف والای وی است. (بیش ازهفت میلیارد انسان روی زمین را کسی بجز خودش نیک بخت ویا بد بخت نساخته است.)

7. بجز الله (ج) انتظار کمک ودستگیری از دیگران را نداشته باشید. (چون درطول عمرمان تجربه کردیم که هیچ کس ضامن خوشبختی دیگران نیست.)

8. ازخود بپرسید که دریک شبانه روز چند کار هدفمندانه ازقبیل: برنامه ریزی، مطالعه، تحقیق، ارتباطات عاقلانه وتلاش های موثر انجام میدهید. (اگر جواب منفی باشد! دستاوردی نخواهید داشت)

9. از هیچ کس شکایت نکنید؛ چون ما هستیم که پالیسی برای زنده گی را ترسیم وتطبیق میکنیم.

10. هرشکست یک گامی برای پیشرفت است، تجارب زنده گی آینده را میسازد. هرگز ناراحت نباشید چون متکی به خدای هستیم که بنده گانش را دوست دارد وهیچ کس را تنها نخواهد ماند

داستان کوتاه و آموزنده

داستان کوتاه و آموزنده : 

 

مردی خسیس طلاهایش را در گودالی پنهان کرده بود‌ هر روز به آنجا سر میزد، یک روز یکی از همسایگانش طلاها را برداشت، مرد خسیس به گودال سر زد اما طلاهایش را نیافت و شروع به ناله و زاری کرد.

 رهگذری پرسید: چه شده؟ مرد حکایت طلاها را گفت، رهگذر گفت: این که ناراحتی ندارد. سنگی را در گودال بگذار و فکر کن که همه اش طلاست، تو که از آن استفاده نمیکنی، سنگ و طلا چه فرقی برایت دارد؟ ارزش هر چیزی در داشتن آن نیست بلکه در استفاده از آن است !

شادی افکار

شما هرگز یک دزد را 

به خانه تان دعوت نمی کنید، 

پس چرا اجازه می دهید 

افکاری که شادی شما را می دزدند 

در ذهنتان سکنی گزینند؟!

 

چارلی چاپلین

موفقیت

موفقیت

متعلق به آن‌هایی می‌شود،

که می‌دانند چه می‌خواهند

و برای رسیدن به هدف خود

تلاش می‌کنند

و هیچ‌گاه واژه غیر ممکن را نمی پذیرند.

 

سخنان بزرگان

اتحاد

اتحاد وهمبستگی ، ملت های داغ دیده قلب دشمن را پاره میکند.

۱۰خصوصیت افراد موفق و خوشحال:

 ۱۰خصوصیت افراد موفق و خوشحال:

۱) مشتاق: افراد موفق آماده و علاقه مند کارکردن و آموختن مطالب جدید هستند.
۲) آگاه: افراد موفق از جدید ترین اخبار اطلاع دارند.
۳) این افراد مخاطره جو و اهل ریسک هستند.
... ۴) قاطع: ضرب المثل قدیمی که می گوید برای تصمیم گیری سریع باش و برای تغییر تصمیم آرام رفتار کن.
۵) عاشق یاد گیری: در کتابخانه این افراد درباره همه موضوعی کتاب یافت می شود.
۶) متعهد: این افراد خود را برای کسب نتیجه بهتر و رضایت بخش مسئول می دانند.
۷) مصر (يعنى خواستار) و سر سخت: در ذهن اینگونه افراد ناامیدی جایی ندارد و آنها فقط تلاش کردن را می شناسند.
۸) انعطاف پذیر: افراد موفق نسبت به شرایط مختلف انعطاف پذیرند. ( انعطاف پذیر يعنى شايستگي هماهنگي با هر وضع و هر محيط )
۹) خلاق: همه ما درای غریزه ای هستیم تا در زندگی نوآوری کنیم افراد موفق به طور کامل از از این غریزه خود بهره برده اند.
۱۰) معنوی: این افراد در مورد مسائل معنوی خود متعهد هستند.

موفق و خوشحال باشيد

از مجله الکترونیکی ویستا

اندخوئیم

اندخوئیم

اندخوئيم وصفينــــگ يازيب گر ايلاسم بير بير بيـــــان
توتيا دور توفـــــــراغينگ آيتسم بولار من بي گُمــــان
ســـقلاســــين هر بير بّلادن تا ابّد كـــــون و مــــــــكان
...
توخته دينگ گوسينگ آچيب دُشمانه ساري نوش جان
ملّتينگ گوزياش دوكيب خوربولمه سين موندن بويان
آغزي بــــير دور ملِّتينگ بولــــسين اَبد حق مهربـــان
شاعـــــــرلار قلم توتيب وصفينــگ يازردن نـــــا توان

*****
عام و تام نورين ســاچن اَول شـــاهمردان ســنده بــــار
بـابَي ولي جان , دوز كان تـــاپدي خاكينـگ دن اختيـــار
آق قـــــينه بندرينگ جوشيب بولســـين هردم كامــــگار
مدرســه , مكتب قورييب عــالم , كدرلار شــور و شـــار
خــاكينگه بد گوزدن تكـن بولسـين رقيبينگ شرمِِ ســـار
ايــاغه قَل ماق اوچــين بـيردينــگ شهيدلار بي شمــــار
اوستينگــــــه رحمت ياغورســــين تا قيامــت بيروبـــار

*****
خانچهارباغ, قرغان, قرمقول,اندخـويم ديرتورت دوغن
تركــــمن, اوزبــــك دن عبارت مـــــلّتي جوشيب چوغن
اهل خلــــقي آغزي بير دور اوستيــــــنه رحمت يـــــغن
دشت و صحراسي گُلســـتان اونديرر سـبزي و سـوغن
حـاصل خيز هر نقطه سي هــــم چروا دار مــالين سغن
گـــــوترلـــــيب چـــتري جـــــهالت پرده حــــكمت آغن
قرشــــي توخداب دُشمــــنه زور و بزور علقـــيم بوغن

*****
دشـت ليلي , طــوطي ميدان چـول لارينگ شور و شرر
دانـگ ســـــحر نرم و مــــلايم ييل لارينگ لـــــذت بيرر
گـــورمه سين هيچ ملّتينگ موندن بـويان ظــلم و ضرر
اوســتينگه هجوم ايـله گَن بولســين همـــيش زيرو زبر
بُرج برقــــينگ نـــور ساچر قالمز كشــــي هــيچ بي اثر
معدنــــي پـــطرول و ديزل بـــيزلاره ســــــيم هـــمده زر
"خـــيرالله" وصفينگ يازن كوپ قيل و قال دن بي خبر

مزارشريف 28/10/1390

اوچ فکرِ؛ سن حقده

اوچ فکرِ؛ سن حقده

اوچ ذادی دویئب اولانیب بیلسانگ.اوران گویچلی دیر

بیلیم
عقل
...
سويئگی

انسان اوچ چززیق دان چیقسه هر بیر اربد و غیر انسانی ایشلری ادمگی باشارار.

۱.شریعت و اسلام قانون دان چیقسه

۲.آدم کارچلیک دان چیقسه

۳.شرم وحیادان داش بولسه

اوچ نارسه نی انسان سونگقی دمیناچه اوزیندان آییریب بیلمز

1. نفس

2. غم غصه

3. آرزو و امید

ترکمن لرینگ اوچ غووی خاصیتی بولوب دیر

زحمت کش لیک و قناعت لی لیق

ناموس جانگ لیق

ترکانه لیق

بیز لرینگ ایزا غالمغمیزه اوچ نارسه سبب بولوب دیر

من من لیک

علم بیلیم اوچین خرچ ادمزلیک ومبارزه گوراش ادمز لیک و یالته لنمق

آغیز آله لیق

دورمیشی سویئجی ادیان اوچ بها یتمأجک عنصر بار دیر

ساغلیق

ابرای شهرت

بیلیم

اتا بابالرمیزدان میراث غالن اصلیتینگی و کیم لینگی هیچ قاچن اونیتمه

فرهنگ فولکور و مدنیت ینگی
داب دستورو فولکورینگی

سویجی ترکمن دیلینگی و تاریخینگی

هر بیر یاش یگیت اوچ نارسأنینگ قدرینی بیلمک اوچین اوچ ذادی تجربه ادسین

دینچ و راحت گونلرینگ قدرینی بیلمک اوچین دینچسیز لیق و غین چلیق گونلری تجربه ادملی دیر

دولت و بایلیق قدرینی بیلمک اوچین غریف لیق و پولسیزلیغی تجربه ادملی دیر

ساغلیغینگ قدرینی بیلمک اوچین ناساغلیغینگ دوزینی دادیب گورملی دیر

عاقل ونادانی سأیغر جق بولساینگیز ایکیسنگ هم اوچ یرنه فکر ادینگ سوزینه

عمل ایشینه

و خصلتینه

هر بیر انسان اوچ اوستینلیگه کان اونیس برسین

بیرینجی اوز اوستینلیگنی

ایکینجی مشغله اوستینلیگنی

اوچینجی ایل اوستینلیگنی

ایلکی بیله اوزینی اونگرماسه بشغه لره یاردم ادیب بیلمز

بول دنیاده ینه اوچ خیلی انسان ترقی اوچین چکالشیار

بیرینجیسی گلجک دنیا عشقینده جان چکیار

ایکینجیسی حاضرکی دنیا عشقینده جان چکیار

اوچینجی سی هم گلجک و حاضرکی دنیا اوچین جان چیکیار

فکریمچه اوچینجی سی خاص غووی دیر

*حاجی قلی یولداش ینگ « جیحون سسی » دیین آدلی گوندالیک یازغی کتابچه سیندان * گوچیرلن شعر لر

مخدوم قلی فراغی به احمدشاه بابا

دعوتنامۀ منظوم

 مخدوم قلی فراغی به احمدشاه بابا

یا احمـد شاه یرده یاییلـیپ چـاوینـگ

آدینگ آسـمان گـیده ر  عرشِ اعلایه

گِلان نوکرینگ دِر ، گیلمه ین آوینگ

بییـک لیـک زینه سـین قیـل پـایه پایه

 

ایـرانـه غـلـیچ اُور یوویـرت سـپاهـــی

باشینگ ده  بیرک بولسون دولت کُلاهی

هـمـایـون داغیـنده شـیرلارینگ شاهی

گـویـا بـیر نهنـگ ســن  مـَوج دریـایـه

 

 بیشه لرنینـگ اوان تـایـان شـیری سن

رُومِســتان بینیسی دیوینگ بیری سن

زال اوغلی نینگ الماز پیکان بیری سن

گُشــتاسـپ اوغـلی دک بیللــی بـلایـه 

 

پیشینگ ایران بـولســه  پُشتیـنگ تـوران دِر

دوست ایشینگه خُوشوقت دشمان حیران دِر

اقـبالینـگ آچیلار ایشیـنگ دَوران دِر

مَرحَمت نظرینگ سالسانگ بو جایه

 

فـراغـی دیر رواج بـیرسـین سن دِینی

شاه لرینگ شاه لری اسلامینگ زینی

امـرینـگ مُـطِـیع اِیـت  ایـران زمـینی

روز و شــب نـالــشیم بــو دِر خـدایه

 

ترجمه  :   ای احمدشاه ! در روی زمین شهرت و آوازه ات پهن شده ، و نامت به آسمان  بلند گشته و به عرش اعلی رفته است . آنکه به تو رجوع کرده  در شمار نوکرانت قرار گرفته است و آنکه از تو رُو گردان شده ، در پنجۀ تو اسیر گشته است ، و تو به معراج بزرگی مقام گرفته ای .  به ایران سپاه بفرست و با شمشیر آنرا  فتح کن . کلاهِ دولت و اقبال بر سَرَت قایم باد . بر کوه های بلند  پادشاه شیران باش .  به نظر من  در موج دریا حیثیت نهنگ قوی را داری .  شیر ژیان بیشه هستی ، قهرمان رومستان و مردی قوی پنجه هستی .  پیکان تو مانند پیکان الماسگونِ رستم زال شکافنده است و تو مانند پسر گشتاسپ به کار های بزرگ اقدام میکنی .  اگر به ایران رُو کُنی  توران ترا پشتیبان است .  دوستان به کارنامه هایت خوشحال و دشمنان از آن به حیرت اندر شده اند .  استقبالت روشن و کشاده است .  به کار هایت کُشایش ها است .  امید است نظر مَرحمتت به اینجا (یعنی : خراسان) نیز  بیفتد .  فراغی ترا به حیث شاه شاهان ، مُروّج دین و سبب آرایش اسلام میشناسد .  ایران زمین را  تحت نگین خود بیار ، روز و شب از درگاهِ رَبّ ودود  استدعایم همین است و بس .

 ترجمۀ کاندید اکادمیسین دکتور محمد یعقوب واحدی

حریت وادیسی

داکتر محمد سنجر عمر

داکترمحمد سنجر "عمر"


حریت وادیسی

ــــــــــــــــــــ
قوی قدم میــــــــــــدان ارا باتور اینــــــــم مردانه سن
باغله بیل همــــــــت بلن خلقیــــــــنگ ارا دردانه سن


بر زمان لر بار ایدی ســـــــــــنده بـــــــتون کاشانه لر
نی سبـــــــــــبدن بول زمان لر ســـــــاکن ویرانه سن



کوپ جفا چکدی بو خلــــــــقیم ظـــــــلم ایله بیداد دن
حریت وادیــــــــسگه یول آچگــــــیل ای فرزانه سن



رازم ارا تیــــمور بلن گور اوغلنی اولگو توتـــــیب
قان بلن یو بو حـــــــــــــقارت داغــــــنی مردانه سن

تتره سون میدان ارا دشمن لرینــگ عزمنیگ کورب
یشنه گیل بو شوکت وشــــــــان ایچره ای شاهانه سن



ایله قربان جان پاکنـــــــــــگ بولمه گیل هرگز غلام
یشنه ایرکن نور دیــــــــــــــدم بولمه گیل زولانه سن



ایسترم من درگه دن بخــــــــــــــــت واقبالنگ بیوک
برلشب وحدت توزب یشـــــــــــــــنه گیل تورکانه سن

 

وطن

 وطن

وطنم     آزاده  بول  ،   پارلایپ  هواده  بول

صلح شور لیق یول  بیله ، صاحب اراده بول

وطنم گل گل زار بول ، سولی وآبشار بول

باغبوستان دوزالیپ ،  گوگار گلله بهار بول

وطن باشقه آغلامه  ،  هجرت بستر باغلامه

عزیز لار دن آیرلیپ ، یورک باغرینگ داغلامه

وطن عشقینگ کان منده ، یوراگیم سانگه بنده

اورنگده  نثار  جانم   ،    تهاجم     یئوز    گونده

قربان سنینگ  دشتینگه  ،  داغ   وغایه  پستینگه

دشمان لارینگ خور بولوپ ، گیلسون آیاق آستینگه

"یاور" محبوبی وطن ، بیگنج لیک دوبی وطن

غرری یاشینگ گراگی ،  راحت اسبابی وطن

برنجی صحیفه

زبان ترکمنی

زبان ترکمنی

ترکمنی از خانواده زبان‌های آلتایی و از گروه زبان‌های ترکی جنوب غربی (اغوز) و زیر گروه زبان‌های اغوز شرقی است. ترکمنی با زبان‌های تاتاری کریمه و سالار و ترکی استانبولی، آذربایجانی و ازبکی مرتبط است. ترکمن‌ها و گویندگان بیشتر این زبان‌ها به راحتی زبان یکدیگر را می‌فهمند. زبان ترکمنی را می‌توان حد واسط زیرمجموعه‌های غربی(ترکی استانبولی و ترکی آذربایجان) با زیرمجموعه‌های شرقی (ترکی قزاقی، ازبکی، قرقیزی و اویغوری) زبان ترکی دانست. به عنوان مثال برخی از کلماتی که در ترکی استانبولی و ترکی آذربایجان باهم تفاوت دارند را می‌توان به هردو فرم آن در زبان ترکمنی یافت[نیازمند منبع]. یک ترکمن می‌تواند به راحتی لهجه‌های مختلف ترکی را فرابگیرد اما به دلیل گویش دشوار ترکمنی، یادگیری مکالمات ترکمنی اندکی دشوار است. در زبان ترکمنی سین با حرف ث تلفظ می‌شود و ز به صورت ظ.

  ضمن آنکه حروفی که از بینی ادا می‌شوند و در شیوه‌های ترکی استانبولی و ترکی آذربایجانی معاصر حذف گردیده اند در ترکی ترکمنی کاربرد وسیع دارند. این حروف مانند "ـنگ" در گروه ترکی اغوز شرقی نیز به صورت گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند.

 ترکمنی مانند دیگر زبان‌های آلتایی از گروه زبان‌های ملتصق است. افعال بی‌قاعده و کلمات مذکر و مؤنث ندارد و ساختار جمله به شکل فاعل + مفعول + فعل است.

زبان ترکمنی ترکمنی (خط لاتین: türkmen - سیریلیک: түркмен) زبان مردم ترکمن و زبان ملی کشور ترکمنستان است. ترکمنی از زبان‌های آلتایی واز شاخه اغوز خانواده زبان‌های ترکی است.

ترکمنی در گذشته با خط عربی نوشته می‌شد، در سال ۱۹۲۸ خط لاتین جایگزین آن شد و در سال ۱۹۴۰ خط سریلیک جای آن را گرفت. در ۱۹۹۱ خط لاتین بر پایه خط ترکی (استانبولی) جایگزین خط سریلیک شد.

مختومقلی فراغی بزرگترین شاعر زبان ترکمن است. نوشته‌های این شاعر قرن هجدهمی در مرحله میان زبان جغتای کلاسیک و ترکمنی امروزین قرار دارند. از دیگر شعرای ترکمن می‌توان به محمد ولی کمینه، دولت محمد آزادی، مسکین قلیچ وملانفس وازشاعران معاصر ستارسوقی ونازمحمد پقه درایران وکریم قربان نفس درترکمنستان اشاره نمود.

 

محمد ولی کمینه

کمینه - kamina

 محمد ولی کمینه

كمینه یكی از شعرای بزرگ تركمن می باشد، او سال 1190 هجری قمری در ناحیه سرخس و در خانواده فقیری به دنیا می آید و زندگی  خود را با رنج و مشقت زیادی می گذراند، نام شاعر محمد ولی و كمینه لقب اوست، ‌لقب كمینه را شاعر به این خاطر برای خود برگزیده است كه خود را از همه كمتر و كوچكتر می دانسته است.

 او تحصیلات ابتدائی خود را در مكتب خانه های سرخس به پایان رسانیده و سپس در خیوه و بخارا به تحصیلات عالی میپردازد و یكی از افراد فاضل و در عین حال خوش سیمای زمان خود محسوب می شود. كمینه اولین بار با دختری به نام (قربان بخت) ازدواج می كند، قربان بخت پس از 29 سال زندگی با شاعر از دنیا می رود و این فقدان به شاعر بسی ناگوار می آید و به همین مناسبت در شعری با عنوان (باریندا ) نهایت اندوه و خود را ابراز می دارد:

بیركم اوتوزییل دیر سوروشدیم دوران
یارســـــن سیز گره كمز بوفانی جـهان
كمینه باردینگ طاووس دك هـــــر یان
ایندی شادلیق یوقــــــــدور دنیا باریندا


ترجمه :

بیست ونه سال با تو به سر بردم ،بدون تو این جهان فانی برایم ارزشی ندارد، كمینه، مانند طاووس به هر طرف می رفتی ، دیگر در این دنیا برایت شادی نخواهد بود.


رنج و عذاب روحی كه شاعر مدت ها گرفتار آن بود ،‌ سبب تحلیل رفتن نیروی جسمانی او می شود. شاعر سپس با زنی به نام (خینای ماما ) ازدواج می كند او نیز پس از مدتی از دنیا می رود. بالاخره شاعر برای سومین بار زنی به نام (جما گل) را به همسری انتخاب می كند و تا آخر عمر با او زندگی می كند.


كمینه از قربان بخت دارای 2 پسر به نام های خدایار و الله یارمی شود، و نبیره های شاعر در حال حاضر در قید حیات می باشند. كمینه با عده ای از افراد معروف زمانه خود آشنایی و رفت و آمد داشته است و به اشعار ملانفس یكی از شاعران مشهور هم عصر خود بسیار ارج می نهاده است. كمینه، مختومقلی فراغی، عارف و شاعر شهیر تركمن را استاد خود خطاب می نموده و ارزش و احترام خاصی برای وی قایل بوده است، طوری كه روایت می كنند: شعرای آن عصر، ‌شبی گرد هم جمع می شوند و یك جلسه ادبی تشكیل می دهند ( شب شعر).

 یكی از آنها كمینه را مخاطب قرار داده می گوید درباره چه موضوعی باید شعر گفت؟
كمینه جواب می دهد: مختومقلی دشت وسیع سخن را درو كرده و برای ما جز خوشه چینی چیزی دیگر باقی نگذاشته است. دوران پیری كمینه مطابق با زمانی بوده كه ملانفس تازه به دوران می رسد، آن طور كه شایع است روزی از كمینه می پرسند: آیا موفق به خوشه چینی سخنان مختومقلی می شوید؟

او در جواب می گوید: درحال خوشه چینی هستم ولی جوانی از طایفه( وكیللر) و از تیره یازی هم چون اسپ تندپایی كه هردو پایش را بسته باشند جهش كنان از كنار من نمی ماند. مقصود شاعر از تشبیه فوق ملانفس می باشد. كمینه و ملانفس و شخصی به نام امان شبهای زیادی را در كنار یكدیگر به مشاعره و نقد شعر می گذرانند. امان نیز یكی از شعرای هم عصر كمینه بود.


همان طوری كه اشاره شد كمینه تمامی حیات و زندگی خود را در فقر وغریبی گذرانیده است و در اشعارش بیشتر از درد، رنج،‌ فقر و نا داری شكوه فراوان دارد.


نام كمینه با پوستین چهل وصله اش در بین تركمن ها و هزاران هزار افراد فقیر و تهی دست به صورت ضرب المثل درآمده است، به بخشی از شعر( غریبلیق) كه در آن كمینه دردهای اجتماعی عصر خویش را به خوبی نمایانده است، توجه كنید:

گونده مونگ غوصام بار، یوز الم بیلن
درد یـمــینگ بارینـدان بـتـر غـریب لیق
ســــوراغــی من بولدم غایغی غم بیلن
گلیپ دوشر خاطار، خاطار غــریب لیق


ترجمه :

هزاران غصه و صدها درد همراه من اند و بدترین آنها درد فقر است او همیشه سراغ مرا می گیرد و دسته دسته در سرای من ماوا می گزیند.

او در بعضی از اشعارش برای زنان احترام خاصی قائل می شود،طوری كه ملانفس قطعه شعر او را در این باب بنام قولپاق ( گیسو ) را ستوده است.


از اشعار معروف دیگر كمینه «قاضیم» «‌ ایچمک» و «‌بیله گلی » می باشد که شهرتی بسزا دارند. او درباره قضات بی صلاحیت عهد خود اینگونه سروده است :


دییسم قاضــی لار کارینی 

آیدیپ بولمـــــــــاز یارینی

یالان سوز لرینگ بارینی

ساتار سینگیز پولا قاضیم

ترجمه:

اگر از اعمال قاضی بگویم،
قادر به بیان نصف آن نخواهم بود ،تمام حرف های دروغ را،به پول می فروشید ای قاضی ها.

کمینه در بذله گویی نیز در میان ترکمن ها شهرت خاص و عام بود. بنابراین او را باید شاعری دانست که میدانگاه جولان برای قلم خود را بسیار وسیع انتخاب نموده بود.


با توجه به اینکه اوزان اشعار و ابیات ترکمنی هجایی هستند، اشعار محمد ولی کمینه بیشتر 14 هجایی و بصورت 7+7 هجایی می باشند. در پایان این قسمت یکی از قطعات عاشقانه و زیبای کمینه را نیز بنام «محبوب من» می آوریم که هم از نظر ترتیب هجاها و هم به عاریه گرفتن واژه های فارسی، نزدیکی خاصی با نمونه های سروده فارسی دارند :

 سودیگیم

 
قره گـــــــوزلی نازک بدن

 بیر باق بو یانه سودیگیم

آی جمالینگ شعله سالار

 جلاد گوزونگ جانیم آلار

قا چان سندهن مهریم قانار

گیتمه داش یانا ســـودیگیم


غمزانگ اوقــــی برمز آمان

 نوربت،آمان، دور بیر زمان

کیرفیگی اوق،قاشـــی کمان

دیشی دوردانه ســــــودیگیم


کمــینه نینگ یـوق چاره سی

 گوزه لینگ بولماز خاراسی

اوزین قـــیسغانـینگ آراسی

اورتا میانه ســـــــــــودیگیم

ترجمه :
ای سیه چشم و ظریف اندامم ،
 نگاهی به سویم کن محبوبه من، روی ماهت نور می پاشد ، چشمان خونریزت جانم را می گیرد،مگر از مهرت، سیر می شود،از من دور مشو محبوبه من ،تیر غمزه ات امانم نمی دهد ، تورحمی بکن و لحظه ای دست نگهدار ،ای مژگانت تیر، ابرویت کمان ، ای داندان، دوردانه، محبوبه من ،کمینه چاره ای ندارد ، (دل) زیبا که نباید مثل سنگ خارا باشد.

آثار کمینه در عین سادگی خود، دارای انتقادات شدید علیه نابرابری های اجتماعی است. وی می کوشد در اشعار و طنزهای خود، رویدادهای واقعی زندگی مردم بخت برگشته جامعه خود را بازتاب دهد، آثار و غزل های عاشقانه کمینه که عمری بیش از یک سده در میان مردم ترکمن دارند در جمهوری ترکمنستان به زبان های مختلف ترجمه شده است. وی در سال 1260 هجری قمری در سن هفتاد سالگی با کوله باری از درد و فقر دارفانی را وداع می کند.

ای قلمیم

عبدالخلیل ارکین

   عبدالخلیل ایرکین

ای قلمیم

قلمیم

قلمیم یاز گویچ باریچه

یاداما بورینگ دینگله مه

 ایلری گیت .

دانه دانه ، یاز سوزلری

اناندیرگیلا جاگینگه

یاینات هر گوران گوزلری

ای قلمیم

سن یاز دایم در دانه لر

عقل لر حیرانی بولسین

کونگلوم ده گچان سوزلریم

بیرین بیرین دنیا بیلدیر

یواش یواش انگلاتمانگله

یریوزین بیلیمه دولدور

ای قلمیم

مدنیت معماری سن

یازا- یازا

دیه – دیه

بیلگی حُجته بای اوزینگ

گچر هردم هر بیرگه

معنی لی گره کلی سوزینگ

ای قلمیم

یازینه یاز

کونگیل سوزیم

باغبان کبی

یکه یکه

اک یاشاسین

علاقه لی سنگه عاشق

بولان ایشینه باشلاسین

ای قلمیم

دینمه دان یاز

بیلگی اوچین ، بیلیم اوچین

هربیر سوزی ، یرلی یرده

اوقه یان آغلاسین گولسین

بیلیم سیزدان ذات غورشالماز

یتر که معنی دان بیلسین

ای قلمیم

بو دیلمیز

بیرزمانلار یاساق لانمیش

بیرآزسونگره لیقدان لاندی

چیقدیق یاساق لیقدان بوگون

ایندی یوق دیریاساق سوزی

اوقالیم انه دیلینده

قزیل بولسین ایلینگ یوزی

ملا رستم " مُخلص"

ملا رستم مخلص

نازک خیال شاعر مرحوم ملا رستم " مُخلص" قزل آیاقلی نینگ عمر یولی بیلان باغلان شیقلی بیر غیسغه جه معلومات

ملا رستم " مُخلص "  دولت یار " مخدوم " اوغلی ، دولت یار " یحیی " اوغلی ، یحیی " محمدسید" اوغلی ملا رستم " مُخلص "  قزل آیاق لی لبابینگ قزل آیاق اوبه سینده (۱۳۰۹) هـ  ش بیرمونگ اوچ یوز دوقوز لانجی هجری شمسی ییلینده چهار شنبه گونی بیر روحانی مشغله ده دنیا اینیار ، ومرحوم ملا رستم " مُخلص " شول حقده آیدیب دور:

بیرمونگ اوچ یوز دوقوزلانجی آت ییلی

دنــــــــــــیا گلیب گوزیم آچدیم یرانلار

غم خانه گلدیم دیب داغلایوب دلی

گــوزیاشیمنی یره سا چدیم یرانلار

چهارشنبه گـــون برجِ جوزا آینده

گوزیم آچیب گلدیم غم سراینده

وطــــــــن توتدیم برخرابات جاینده

گاهی یانیب گاهی اوشدیم یرانلار

قــــزل آیاق ایلینده لباب یوردینده

انه دین اوغولیب آغلایوب شونده

رسول امت من الله غه بنده

یرا دانه تصـدیق اتدیم یرانلار

ترکمنستان روس لار طرفیندان باسلیب آلینندان سونگ ملا رستم " مُخلص "  مهاجر بولوب افغانستان نینگ جوزجان ولایتی نینگ قزل آیاق اوبه سینه گوچیب گیلیور لار.

ملا رستم " مُخلص " باشلانغچ اوقولارینی مرحوم قزل آیاق خلیفه بابه نینگ مدرسه سینده مرحوم مولوی نیاز بیردی رحمة الله علیه نینگ یانیندان باشلاب دور، شول مدرسه ده ینه حرمتلی مولوی شهاب الدین سنگچهار یک لی نینگ یانیندان هم علم حاصل ادیب بیوک یوقاری اُوقیب لی علم حاصل ادیجی لرینگ سانیندا اوزینی تانیدیب دور ، سونگ شول مدرسه ده برناچه وغت درس بریجی  حیثنده مشغول لانیور، ملا رستم " مُخلص " شعر وادبیاته آیراتین اونس بیریور. واول ( مُخلص ) تخلص ادینمک بیلان شعر یازماق لیغه مشغول بولیار. وغوشغی لر نینگ مضمونی بیوک درجه ده بولوب ترکمن خلقی نینگ دردلی واحساسلی شاعر لرنینگ جمله سیندان حساب لانیور.

مخلص بیر اولی مرتبه لی شاعر لردان بولیب اوغان ترکمن لرنینگ بیر گورنیکلی ادبیات چی سی وعالمی حساب لانیور، و اول همیشه ایل اولس نینگ سواد لی علم لی بولماق لیغی اوغرینده کوپ تلاش لر ادیب خلقی علم لی بولماق لیغه چاغریوردی . وایل اولس نینگ درد وغین چلیق گوریان لیغنی سوز بیلان بیرین بیرین بیان اتیور دی ، مخلص یاشایش ده غریب لیق وکمبغل لیق تکلیفنی کوپ چکیب وشونینگ اوچین دور کیم ، همیشه غریب ومسکین لرینگ گوون ایسلاک لارینی اوز غوشغی لرینده بیان اتیوردی ، وهمیشه عدل ، انصاف و انسان سویرلیک طرفنده دوریب ظالم وجابر لارینگ ، نادان و احمق لارینگ اتیون جبر وظلم لارینی غتتی تنقید اتیور ، ومرحوم مخلص اوز زمانیندا  خلقی نینگ چکیان درد و الم لارینی آیدینگ و آچیق بیان اتیور دی ، ظالم ، قاتل و جابر لری برک تنقید اتیور دی و اولارینگ ظلم وستم لارینه  باتور لیق بیلان یوزمه یوز غرشی لیق بیلدیریور دی ، شول سباب دان تالانگچی اوغری لار و شول زمان نینگ ظالم وستم گرلاری نینگ الیندان رحم سیز لیک بیلان  شهید ادیلیور(۱۳۶۱) هـ ش .

ملا محمد رستم " مخلص " رحمة الله تعالی  اویلی بولوب اوندان بیر اوغول  واوچ قیز غالیور، ایدیلمان غالماسون ملارستم " مخلص " نینگ ( دیوان مخلص ) دان باشقه هم بر ناچه رساله لار  یازیب دور :                              

رساله دوستی مخلص (( تصوف))

ترکمنی ضرب المثل لار

چابغه تیار بولان انشأالله تیز وغتده سیز عزیز لاره غوویشار. وینه هم بیر توپلام نی مخلص نینگ اوزی خوش خط ادیب یازدیریب تیار لان اکن لار ، اما بیر کشی شول کتابنی دیلاب آلیب دور تا شول وغت غچه امانت دیلاب آلان کتاب نی پس بران یوق اگر کتاب نی یتیران بولسه هم اظهار ندامت هم ادان یوق معلوم بولیور کیم ................ شول سباب دان تاشول وغت غه  چه چاپ بولمان غالدی و برچه ترکمن خلق لاری هم موندان بیخبر غالدی .

شول یتان کتابغه مخلص ناچه ترکمن شاعر لارینگ یازان تاپدی متل لار(چیستان) لارینی یازیب دی اول شاعر لار دان شیدائی ، شاه قندی ، ملا نفس وباشغه ناچه شاعر لار وفارسی چیستان لار دان هم ضمیمه ادان تی لار ، اول نایاب ترکمنی تاپدی متل لاری شاید شولوقت غه چه کوپ آدم لار اشدیب واوقیب گورمادیک بولسه لار. آخرده اسلاگیمیز شول که اگر قیسی کشی شول کتابنی تافیب اله گتریب (( مخلص زاده مکتبه)) سینه غوشرماق بیلان اولی سیلاغ لره اییه بولوب بیلار لار وکوپ هم منت دار بولجاق. 

هرکیم اوز دیلنی بیلماک حقنده

اوز دیلنی بیلیب ماهــــــر بولمغان

باشغه نینگ دلینینگ یولین آنگلامز

اوزغــــــریب حالینه نظر سالمغان

گــدار یولین ساغ وسولین آنگلاماز

 

عاقـــل لار اول دان اوز دیلین بیلار

هرغوران سوزلاردان معنی لار آلار

نادان هــر دل دیار برچه دان غالار

هیچ مجلیسنگ قیل وقالین آنگلاماز 

 

اوز دیلینده ســـــــــــوزین یرینه یتیران

باشـــــــــــــغه نینگ دلینی اله گتیران

بیلیم دار آدنی شـــــــــول دور گوتاران

نادان شول کشی نینگ حالین آنگلاماز

 

نادان احــــــــمق اوز دیلیندان عار ادار

آخـــــــــــیراوزین قوم خویشه زار ادار

نصــــــــــیحت سوزلارین دل آزار ادار

کامه ده غرق بولسه سالین آنگلاماز

 

" مخلص " سوزدیار سن فکر ادیب گورگیل

خریدار تاپیلسه سونگره ســـــــــوز اورغیل

بولماسه خریداراوم ســــــــــوم اوتور غیل

ســـــــــــوزیوقماز لار سوز اقبالین آنگلاماز

 

مأخذ : دیوان مخلص

انترنت صحیفه سینه یوکلان : امین محمدی

اوزبیک لر وترکمن لر حقیده

استاد عبدالحمید " آگه "

رحمتلی استاد عبدالحمید " آگه "

اوزبیک لر وترکمن لر حقیده

ازلدن قانیمــــیز بیــــر، جانیـــمیز بـــیر،

شکوه و عظمتیمیز، شانیمیز بیـــــــــر. 

ایکیمیز بیر یقـــادن باش چیقرگــــــــن،

قرار و وحدت و پیــــمانیمــــــــــــیز بیر. 

وطن باغینی خُرّم یـــشنه تـــــــــورمیز،

امید و ایستک و ارمـــــانیــــــمیز بــــیر. 

قالیب هر یېرده قوردیک مسکن و جای،

ولېکـــــن ایلدیز و بنــــــــــیانیمیز بیــر. 

اېریشدیک مقصد و منزلگه بـو لکون،

یوره کــدن جوش اۉرگن قانیمیز بــیر. 

ترنُّم ایله رم  بیـــــر لیـک نواســــین،

یازیلگن حجَّت و بُرهـانیـمیز بیــــــر.

ترکمنیم

محمد عالم " گونش "

محمدعالم " گونش"

ترکمنیم

غفلت اویقوســــــندن برگون اویانیب

ایاغینگه غالار موسن ترکمـــــــــنیم ؟

هوشیار بولیب گون دن،گونه دایانیب

اونگه گتجک بولارموســن ترکمنیم ؟

 

دوست کیم دیر،دشمان کیم تانیب بیلارسن؟

قاچان  بیربیرگه، مــــــــــــهر سالار سن

یاکه قسمت  شـــــول دیب، آخرأولارسن

یااوزینگی بیلارموســـــــــــــن ترکمنیم ؟

 

باشقه لاربیر لاشدی، باقسنگ تورت یانه

فرصت یوقــــدیربلسنگ، غاراب دورمانه

آغـــــــزبیرلیک ایلاب ،غوشولیب سانه

حــــق حــقــوقینگ آلار موسن ترکمنیم ؟ 

 

اولادینگ چولده دیر، مدام خوار بولیب

بیلیم دن خــــــبرسیزگوزلی کور بولیب

بیر بیرگــــی غولداب همه زور بولیب

آیتغین شـــــویله بولارموسن ترکمنیم ؟

  

آته بابانگ کـــیم تی ؟ بللی جهانه

شولارینگ یولینه بولسنگ روانه

بولمسه آزار کان ، بوشیرین جانه

جانه رحـــــم سالارموسن ترکمنیم؟

 

اوغل غیزینگ علــــم یوله شایلاسنگ

قاچان بیرگون من  من لیگی تایلاسنگ

ذرّه آرمـــانم یوق ، بیرلیک آیلاسنگ

شول آرمانم قیلارموســــــن ترکمنیم؟

 

أویلانغین بیرزمان اونگینگ ایزینگا

بیرلشماگـــی أوورت اوغل غیزینگا

عـالـم آیدر ییقلایمـــــــی ؟ دیزینگا

یاکه ایندی بیلارموســــن ترکمنیم ؟

بول شعر  محمد عالم " گونش " نینگ اوز بویوک ترک خلقی اوچین ، یوراکدان جوشیب آیدانی دیر.

اندخوی من

اندخوی من

اندخوی ای شهر بس زیبای من

از پـدر مـادرتـــویی مأ وای من

باســـتانی بودنت روشن چوماه

ای مبارک مــــهد دل آرای من

 

فصــــــل زیبای بهارت بی نظیر

عطـــــــــــــرگلهایت برد سودای

خوش نسمیت میوزد، ازنگهتش

شادمان شد قلب حسرت زای من

  

لحــــــــــــظۀ آرام گیرم دربرت

میرود از سرهمـه غـوغـای من

گل به گلــزارت شگفته مشکبار

خوشنما از لاله ات صحرای من

  

جلــوه های دشت عنبرزای تو

ذوق بخــشد در دل شیدای من

گرستایم لذت خـــــــربوزه ات

میچکد شهد از لب گویای من

  

خــــاک تو حاصل فراوان میدهد

وصف و تعریفش کند لبهای من

شــــــهره گشته صُنعت قالین تو

بافته آنرا نکـــــــــــو لیلای من

  

نام تو مشـــهور در عالم شده

اندخوی ای مسکن رعنای من

دایما " پیغـــــــام " دارد آرزو

باد خــــرم ملک بی همتای من

شعر از : الحاج رمضان " پیغام "  ارسال احمد جواد شادمان

خط بابری

خط بابری

تورکان در تاریخ چندین خط اختراع نموده، آنهارا به گنجینۀ دانش وتمدن بشری افزوده اند. خط ارخون – یینی سای وخط اویغوری از آن شماراند.افزون براینها ، تورکان در درازای تاریخ از خطوط مختلفی چون میخی ، هیروغیلف ، آرامی ، سغدی ، لاتین ، عربی ، سیرلیک وغیره  استفاده نموده اند.

همچنان ، آنها بااستفاده از خطوط دیگر خطهای دیگری نیز ایجادکرده اند. ظهیرالدین محمد بابرشاه درسده دهم هجری دست به اختراع خطی تازه زد که درتاریخ به نام " خط بابری" یاد میشود. به گونه یی که خودبابر در اثر ماندگارش " بابرنامه " نوشته ، او این خط را در سال 910 هجری درکابل اختراع کرده است.چنان مینمایدکه ، بابرباتوجه به نارسایی خط عربی در ارائه ونمایش ویژگی ها آوایی زبان تورکی ودشواریهای نوشتاری وخوانشی متنهای نوشته شده با این خط " خط بابری" را اختراع کرده است.

باوجود آنکه ، بابر در " بابرنامه " در مورد خط اختراعی خود سه بار سخن رانده ، ولی درهیچ یک از آنها راجع به مقصدش از این کار و ویژه گی های آن معلوماتی نمیدهد. بابر دریکی از شعر هایش از این خط چنین یاد کردی دارد:

تورکلرخطی نصیبینگ بولماسه بابر نیتانگ

بابرخطی ایماس دور خطی سیغناقی دورور

در دانش بابرشناسی امروز، دو الفبای منسوب به " خط بابری" برای دانشمندان معلوم است :

یکی الفبای متشکل از 29 حرف است که طاهربن محمد قاسم مؤرخ عصرهشترخانی درکتاب " عجایب الطبقات " با عبارت " خط بابری این است " معرفی کرده است.

دیگری خط " مصحف بابری " است که زیرشماره (50) درکتابخانه آستان قدس رضوی شهر مشهد (ایران ) محفوظ است. گفتنی است ، خط مصحف شماره (50) درکتابخانه آستان قدس رضوی سالها ناشناخته مانده بود. نهایت ، دانشمند ایرانی احمد گلچین معانی بامطالعه وپژوهش روی خط این مصحف دستویس ، نظر به اینکه سال کتابتش نیمه نخست سده هفدهم میلادی ( نزدیک به زمان بابر) ، کاغذش کشمیری وتذهبش هندی وخطش مجهول وناشناخته بود، خط مصحف را بدون شک وشبهه همان " خط بابری" اعلان کرد. حال ما دو الفبای مختلف منسوب به " خط بابری" در اختیار داریم که هیچ یک از حروف آنها به هم همانندی ندارد. این مسئله را که کدام یک ازاین دو خط واقعاً " خط بابری" است یا اینکه هیچکدام ، پیداشدن یک متن نوشته به این خط کدام از کتابخانه یی حل خواهد کرد. به هر رنگ ، " خط بابری" آخرین خط اختراعی تورکان درتاریخ تمدن بشری است.

 

هردوالفبا را باحروف عربی به گونه مقایسوی در جدول ذیل نشان داده شد:

خط بابری

محمد حلیم " یارقین "

محمد صالح راسخ یلدرم

محمد صالح راسخ یلدرم

محمد صالح راسخ یلدرم

محمد صالح راسخ یلدرم فرزند ملا محمد قُلی در سال 1338 هـ ش در قریۀ باغبوستان ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب دریک خانوادۀ روحانی بدنیا آمد. درچهار سالگی پدرش را ازدست داد. تعلیمات ابتدایی را درمکتب متوسطۀ قرغان وبعداً در لیسۀ ابومسلم اندخوی فرا گرفت . درسال 1358 بعداز سپری نمودن امتحان کانکور به فاکولتۀ ادبیات وعلوم بشری پوهنتون کابل شامل شده و درسال 1361 از آن فاکولته فارغ گردید و درسال 1362 هـ ش شامل کدر علمی فاکولتۀ ادبیات وعلوم بشری پوهنتون کابل گردید وتا سال 1371 در آن فاکولته مشغول تدریس بود.

استاد محمد صالح راسخ یلدرم از سال 1363 تا 1365 طور داخل خدمت پروگرام ماستری را سپری نموده ودیپلوم ماستری خویش را در رشتۀ زبان وادبیات دری از آن پوهنتون بدست آورده است. در سال 1371 بنابر مشتعل شدن جنگ در کابل اوبه مزارشریف رفت و در پوهنتون بلخ مصروف تدریس شد وتا هنوز در آن پوهنتون ایفای وظیفه منماید.

استاد راسخ یلدرم عضو هیأت رهبری انجمن نویسندگان جوان افغانستان ، عضو شورای مرکزی انجمن نویسندگان افغانستان و معاون انجمن فرهنگی امیر علی شیر نوایی بود.

محمدصالح راسخ یلدرم

 مقالات ونوشته هایش در مجله های هنر، عرفان ، ملیت های برادر، افغانستان – تودی ، تعاون ، دُر دری ، توغری یول ، اندیشه ، یولدوز، یاغدو وجراید دیگر چاپ شده است که تعداد آنها بامقالات چاپ ناشده در حدود 100 مقاله میرسد.

کتابهایی تحت عناوین : " ناصرخسروقرن پنجم هجری " ، " بررسی هایی دربارۀ ادبیات شفاهی دری " وکتاب " شجرۀ تراکمه " را تصحیح ومنتشر کرده است. 

استاد راسخ یلدرم دیوان بیرم خان و داستان " زهره – طاهر" را نیز تصحیح نموده است.

استاد راسخ یلدرم اولین فرهنگ ترکمنهای افغانستان را تحت نام" فرهنگ راسخ" (ترکمنی – دری ) را درسال 1388 به مردم افغانستان تقدیم نمود.

موصوف برندۀ جایزۀ ادبی " نوایی " ازسوی انجمن نویسندگان افغانستان وجایزۀ ادبی " ناصرخسرو" میباشد. درسیمینارهای بین المللی حکیم ناصرخسرو منعقدۀ کابل ، سیمینار فردوسی منعقدۀ کابل ، تاریخ ومدنیت ترکمنها منعقدۀ عشق آباد ، مواریث فرهنگی ترکمنها منعقدۀ عشق آباد ، سیمینار خواجه احمد سیری منعقدۀ مزارشریف و....دیگر کنفرانسها وسیمینار های علمی اشتراک کرده وسخنرانی نموده است.

استاد راسخ یلدرم درقبال وظیفۀ دانشگاهی در کمیته های فرعی با اکادیمی علوم افغانستان ، وزارت اطلاعات وکلتور، وزارت تعلیم وتربیه  ورادیو افغانستان همکاری داشته است.