بسمه تعالی

بسمه تعالی

زبان ترکمنی زبانی است که به ما از گذشتگانمان به یادگار مانده است و وظیفه ما در قبال این میراث عظیم حفظ و نگهداری آن است و یکی از عواملی که سبب حفظ این زبان خواهد شد استفاده از نامهای ترکمنی است. در اینجا قصد ارائه نامهای ترکمنی را داریم امیدوارم که مفید شما واقع شود

آتا:پدر بزرگ

آتا باللی:پدر و پدر بزرگ کوچک ،بزرگ کوچک اندام

آتا قلیچ:شمشیر پدر

آتا گلدی:پدر آمد،این نام برای اولین فرزندی است که بعد از فوت پدر به دنیامی آید گذارده می شود و چنین است کسی در خاک فرو می رود اما نامش بار دیگر زنده می شود فرزندی که نام مرده را زنده می کند در نزد ترکمن ها از احترام ویژه برخوردار است.

آتان:پرتاب کننده

آتلی: سواره صاحب اسب

آتیلا:آتا+ایله پدر ایل

آرپاچی:صاحب پیشه

آرتئق گل:گل زیادی،هنگامی که در خانواده چند دختر به دنیا می آید نام آخرین دختر را چنین می نهند که به معنای دختر بس است

آرتا:مقدس ،با صفا

آرتیق:افزون

آرکا:پشتیبان

آرق:جوی آب

آسلان:آویخته شده

آغابادر:آقا بهادر

آق اویلی: دارنده خانه سفید

آق ببک:نوزاد سفید

آغشام گلین:آنکه در شب آمده

آق گل:گل سفید

آقلی: سفیدی

آق منگلی: آنکه خال سفید دارد

آلا:رنگ نا همنواخت

آلابای:مرد سرخ

آلا نقوا:زیبای وحشی

آلپ ارسلان:فرزند شیر

آلپ تکین:شاهزاده قهرمان

آلتن آی:ماه طلایی

آلتی:شش از اعداد مقدس ترکمن ها

آلتین گلین:عروس طلایی

آلماز:الماس ،شمشیر برنده

آلما گل:گل سیب

آلا گل:گل رنگ

Majid Azimi‎

حریت وادیسی

داکتر محمد سنجر عمر

داکترمحمد سنجر "عمر"


حریت وادیسی

ــــــــــــــــــــ
قوی قدم میــــــــــــدان ارا باتور اینــــــــم مردانه سن
باغله بیل همــــــــت بلن خلقیــــــــنگ ارا دردانه سن


بر زمان لر بار ایدی ســـــــــــنده بـــــــتون کاشانه لر
نی سبـــــــــــبدن بول زمان لر ســـــــاکن ویرانه سن



کوپ جفا چکدی بو خلــــــــقیم ظـــــــلم ایله بیداد دن
حریت وادیــــــــسگه یول آچگــــــیل ای فرزانه سن



رازم ارا تیــــمور بلن گور اوغلنی اولگو توتـــــیب
قان بلن یو بو حـــــــــــــقارت داغــــــنی مردانه سن

تتره سون میدان ارا دشمن لرینــگ عزمنیگ کورب
یشنه گیل بو شوکت وشــــــــان ایچره ای شاهانه سن



ایله قربان جان پاکنـــــــــــگ بولمه گیل هرگز غلام
یشنه ایرکن نور دیــــــــــــــدم بولمه گیل زولانه سن



ایسترم من درگه دن بخــــــــــــــــت واقبالنگ بیوک
برلشب وحدت توزب یشـــــــــــــــنه گیل تورکانه سن

 

معلومات مختصر  درمورد زبان وادبیات ترکمن درافغانستان

معلومات مختصر  درمورد زبان وادبیات ترکمن درافغانستان

آثار ادبی فرهنگی ترکمن در افغانستان در طول سده ها بصورت شفاهی و بسیار کم هم بصورت قلمی بوده ، در قرن 12 خورشیدی آثاری از چاپ قازان، بخارا و لاهور هم بطور پراگنده در اختیار اشخاص باسواد که متاسفانه تعداد آنها هم خیلی محدود بوده قرار گرفته است و بازهم متاسفانه در اثر بعضی عوامل ما امروز نسخه هایی از آنها را در دسترس نداریم.

در کشور ما فقط در دهۀ سی قرن 14 هجری خورشیدی بود که یک فرض عین به توجه و کوشش عابد نظرخان رحمت الله علیه خلیفه صاحب قزیل ایاق و قربان خان رحمت الله علیه خلیفه صاحب قرمقول وبه همکاری مالی مرحوم حاجی ملا خداینظر نشر گردید که اولین مجلد چاپ شدۀ ترکمنی در کشور محسوب میگردد.

دهۀ دموکراسی (1342-1352) را میتوان آغاز فراهم شدن زمینه های معرفی و رشد زبان ترکمنی در افغانستان محسوب کرد. درین دهه بود که اولین شعر ترکمنی در سال 1345 در یکی از جراید غیر دولتی نشر گردید، این پارچه شعری بود از اوراز محمد"فر"

تحت عنوان"بو حالمده اؤلسم گورلر آغلاشر" (درین حالت اگر بمیرم مقبره ها خواهند گریست). وبعدازان در سالهای 1346-47 و 48 هم چند پارچه شعر از "فر" و از مولانا دولت فدایی در جراید غیر دولتی وقت نشر گرد ید.

در سال 1350 خورشیدی بود که بنابر کوشش وکلای ترکمن و اوز بیک در پارلمان وقت در رأس محترم عبدالکریم مخدوم خلیفه صاحب قزیل ایاق که دران وقت وکیل مردم شبرغان در ولسی جرگه بودند، حکومت وقت حاضر شد تا یک برنامۀ 45 دقیقه یی را

در رادیوافغانستان به زبانهای ترکمن و اوزبیک اجازۀ نشر بدهد. که در 11 میزان 1350 به نشرات آغاز کرد. 

من در آنوقت در سال اول پولیتخنیک کابل مصروف تحصیل بودم ، بنابر خواهش وکیل صاحبان عبدالکریم مخدوم و قاری عبدالله مرحوم که آنوقت وکیل ولسوالی شور دپه درولسی جرگه بود و مرحوم عبدالقادر سونمز(اولین تحصیل کردۀ لیسانس ترکمنهای کشور

در بخش ملکی) بتاریخ 9 میزان 1350 خورشیدی در رادیو افغانستان به دفتر برنامه های محلی (آنوقت به همین نام یاد می شد) رفتم

فهرست اولین برنامۀ اوزبیکی ترکمنی راکه بخاطر نشر در تاریخ 11 میزان آنسال ترتیب شده بود، ملاحظه کردم ودران یک مطلب

3 دقیقه ای بزبان ترکمنی که محترم عزیز عمر خوانده بود و یک پارچه آهنگ ترکمنی به آواز مرحوم آغامحمد بخشی ثبت شده بود

من به عنوان اعتراض بر ترکیب مطالب ثبت شده در برنامه از کار درآن ابا ورزیدم .

در هر صورت اولین برنامۀ مشترک اوزبیکی و ترکمنی بتاریخ 11 میزان 1350 خورشیدی از رادیوی دولتی وقت به نشرات خود آغاز کرد که خود آغازی بود به اینکه قدم های بعدی در انکشاف زبان ترکمنی در کشور برداشته شود.

قابل یاد آوری میدانم که قبل از آن در رادیو افغانستان فقط 5 پارچه آهنگ به آواز مرحوم احمد بخشی ( یکی از بهترین هنرمندان 

ترکمن در افغانستان) و 2 پارچه آهنگ به صدای مرحوم آغا محمد بخشی ثبت شده و در آرشیف موجود بود.

روز 13 میزان آنسال باز هم وکلای ترکمن در ولسی جرگۀ وقت مرا با خود به رادیو افغانستان برده و خواستند که بخش ترکمنی 

برنامه را گردانندگی کنم، ومن این مسؤلیت را پذیرفته اغاز بکار کردم، ولی مشکلات زیاد بود یعنی افرادیکه بزبان ترکمنی مطلبی 

بنویسد، اخبار و سایر مطالب معلوماتی مورد ضرورت برنامه را از دری ویا پشتو به ترکمنی برگردان کند یا نبود ویا بسیار کم بود

در آرشیف رادیو افغانستان فقط هفت پارچه آهنگ آنهم به صدای دونفر وجود داشت و ما در برنامه حد اقل هر روز دو یا سه آهنگ

ترکمنی ضرورت داشتیم، ولی من وهمکارانم هیچگاهی تحت تأثیر این مشکلات نرفتیم، با همکاری وکمک وکیل صاحبان و بعضی 

اشخاص روشن، درهر جای افغانستان که هنر مند ترکمن موجود بود به کابل دعوت کردیم، ودر یک خانۀ کرایی که نامش را

"ترکمن اؤیی" ( خانۀ ترکمن) گذاشته بودیم هنرمندان را جمع و بعداز تمرین آهنگهای شانرا در ستدیوهای رادیو افغانستان ثبت کردیم

هنر مندان: محمد سروربغشی ، چاری بغشی، شاهمردانقل بغشی، آننه بغشی، بگلی بغشی ،آننه دوردی بغشی، یغمور بغشی و شهید

عبدالمنان از اولین کسانی بودند که آهنگ های شان ثبت ونشر گردی

با آغاز این برنامه که ازساعت 6 الی 6 و 45 دقیقۀ عصر همه روزه از طریق امواج رادیو افغانستان نشر می شد ، واقعا"

مردمان اوزبیک و ترکمن کشور، با وجود کمی وقت آن خیلی خوشحال بودند ، در مدت نشر برنامه همه در برابر رادیو های خویش

می نشستند و با علاقه مندی آنرا می شنیدند، با وجود موجودیت کمبود ها در انتقال مراسلات پست ، روزانه 40 تا 70 نامه تنها به بخش ترکمنی برنامه میرسید.مردم باعلاقمندی آهنگ فرمایش میدادند، سوالات مختلف در زمینه های مختلف طرح میکردند، مطالب

برای نشر در برنامه می فرستادند و خصوصا" شاعران ما که تا آنوقت سروده های شانرا فقط 3یا 4 تن از دوستان شان می توانستند

بشنوند، آنهم فقط اززبان خود شان ، امکانات بدست آورده بودندکه اشعار وسروده های شان به سمع همه برسد، بدین ترتیب آنها بیشتر می نوشتند و می سرودند، حال داشتند امیدوار میشدند که آثار وایجادیات شان محکوم به پوسیدن در کنج

تاقچۀ خانۀ شان نخواهد بود.

درین برنامه محترمان احمداؤزگین، استاد خدایقل اینق،

محمد امان اوراز ، عبدالرحمن صحبت، محمد ظاهر غتی باش و عبدالحکیم دولت آبادی بامن همکاری میکردند که محترم استاد خدایقل اینق فعلا" استاد در پوهنتون جوزجان و محترم عبدالرحمن صحبت فعلا" هم در تلویزیون ملی وهم مسؤل جریدۀ وطنداران ترکمن مصروف کار های فرهنگی و مطبوعاتی هستند.

درین برنامه باوجود کمی وقت آن در همۀ جوانب و عرصه های زندگی مردم بخش های مشخصی گنجانیده شده بود

برنامۀ های،موعظه های دینی ، زندگی خانواده، زراعت ومالداری، اقتصادو تجارت، ادبیات و فرهنگ ، فولکلور، اطفال و جوانان، دیالوک ها و پارچه های تمثیلی، زن و زندگی وصحت شامل بود.

ولی عمر این نشرات کوتاه بود و فقط توانست 2 سال و 11 ماه و 20 روز ادامه داشته باشد، با آنهم برنامه تحرک بسیار 

جدی و موثر برای رشد فرهنگی ما بود.

دوستان بسیار عزیز نوشتن این مختصر برای فعلا" مشکل بود چون در خارج از کشور هستم اسناد و مدارک لازم 

در دسترس من نیست، با آنهم چون به دوستان وعده داده بودم نوشتم و تکمیل این نبشته و معلومات سالهای بعدازآنرا

میگذاریم برای بعد، همچنان اگر مطالبی درین مختصر ثبت نشده باشد هم بعدا"تکمیل خواهد شد ، امیدوارم این نبشته

سایر دوستان را هم که درین زمینه معلومات دارند تشویق کند تا با همکاری هم در آینده بتوانیم معلومات جامع ومکملی را

تهیه و به دسترس علاقمندان قرار دهیم.

با عرض حرمت

عبدالرحیم اوراز

موسیقی ترکمن

موسیقی ترکمن

تاریخ چند هزار سالة ترکمن سرشار از کوچ، هجوم، دفاع و درد و غم و شادی است، ‌فراز و نشیب زندگی فرزندان «اوغوزخان» که از بلندیهای خشک و صخره‌های «تیان شان» در غرب چین به مرور زمان به صحراهای گرم آسیای میانه و چمنزارهای سیحون و جیحون و کناره‌های خزر کوچیده‌اند. در طول زمان همواره بر سر تنازع بقاء خویش با امپراتوران چین، تزارهای روسیه، خوانین محلی به ستیز برخاسته‌اند و در این رهگذر ادبیات شفاهی ترکمنها به ویژه موسیقی این قوم سترگ بازگوکنندة حلقه‌های گسستة هویت فرهنگی آنان است.موسیقی در میان ترکمنها جزء‌ لاینفک زندگی است،‌ بیان آلام نهفتة درون و آیینة تمام‌نمای زیستن آنان، با الهام از طبیعت، روابط اجتماعی، اقتصادی، کوچ، تاخت و تاز،… و سایرمایه‌های اصلی یک زندگی است.


موسیقی ترکمن با پرداختن به رموز زندگی و روح آدمی محتوایی غنی می‌یابد، زبان گویای شور ایمان و عشق و مبارزه، ساز ترکمن همراه با «ش‍َل‍ْپِه»های دست نوازندة دوتار نفس می‌کشد، می‌خندد و شتاب می‌کند با نوازش آرشة کمانچه کند می‌شود به پرواز در می‌آید و با نوای نی ترکمن به میان ابرها سفر می‌کند و نظاره‌گر زندگی شبانان می‌شود و زنبورک و ذ‌َل ترکمن بی‌اختیار انسان را به رؤیا و تولد دوباره و باروری می‌رساند.


موسیقی ترکمن طوفانی است که وجود آدمی را به لرزه در می‌آورد، می‌گذارد و هیچ شنونده‌ای نمی‌تواند در برابر نیروی جاذبة آن مقاومت کند و یا بی‌تفاوت از کنارش بگذرد.
در موسیقی ترکمن چهار دستگاه اصلی وجود دارد که عبارت‌اند از: تشنید۱، م‍ُخمِسِ۲، ن‍ُوایی۳، و قِرق‍ْلِی (قِرخ‍ْلِی)۴ (یا چهل مقام) که هر کدام از این دستگاهها خلق‌شدة پنجه‌های استادانی گمنام در طول تاریخ موسیقی ترکمن است که به صورت سینه‌به‌سینه ویژگی فرهنگ قومی خویش را حفظ کرده و به زمان امروزین رسیده.


مقامهایی چون «گوگ دفه م‍ُقامی»۵، قونقورباش مقامی۶، حاجی قولاق۷، زیباگوزل۸، بیکه حالان۹، قیزدوردی۱۰، ساتا شدیم۱۱، آزادلیق۱۲، ییلغی لار۱۳، ش‍ُه رات م‍ُقامی۱۴، حاصل یقین چی۱۵، ا‌ُستاد‌ِم۱۶، سونگقی داغی۱۷، آوچی مقامی۱۸، بوجن‍ّت۱۹، بال سایات۲۰، آت چغر۲۱، همه از مهم‌ترین بخشهای موسیقی ترکمن‌اند که از دل همان چهار دستگاه بیرون آمده‌اند، با اشعاری ساده و بی‌آلایش و همه‌پسند، در این موسیقی بزرگ مرد ادب کلاسیک ترکمن «مختوم‌قلی فراغی» سهم بزرگ و به سزایی را دارد شاعر شهیری که با زبان ساده سرایندة پند، تلاش، شادی و زیبایی است. دومین بخش تصانیف موسیقی ترکمن از داستانهای حماسی و ادبیات لیریک ترکمن سرچشمه می‌گیرد منظومه‌هایی چون زهره و طاهر ـ شاه‌صنم و غریب ـ‌ حمراء ‌و حوری لقاء، حمراء و سایات یوسف و احمد و کوراوغلی.


و در بخش سوم موسیقی ترکمن به مسئلة موزیکوتراپی می‌رسیم، مسئله‌ای که به تازگی در غرب بر روی آن صح‍ّه گذاشته و به پژوهش پرداخته‌اند پ‍َری‌خوانی یا پ‍ُرخوانی که موسیقی مختص بیماران روحی است در این شکل از موسیقی ترکمن پ‍َری‌خوان با خواندن اشعار مخصوص و نواخت دوتار و انجام حرکات موزون و غریب تا اعماق روح بیمار نفوذ کرده و عامل تخریب روانی بیمار از تن و روان او فرا می‌خواند. در بخش چهارم موسیقی ترکمن عرفان پویا حاکم است و پدیدة بارزش ذکر خنجر می‌باشد.


پرباری موسیقی ترکمن به گونه‌ای است که تأثیر بسیاری در زنان این قوم داشته به گونه‌ای که آواهای حزین زنان ترکمن در قالبی سنگ صبوروار بیان می‌گردد، که می‌شود آن را بخش مجزایی در کنار موسیقی سازیک ترکمن دانست.


این دسته آوازها عبارت‌اند از: ل‍َـل‍َه۲۲،‌ هودی۲۳ و مرثیه‌خوانی.


۱٫ ل‍َـل‍َه (آواز زنان در غربت) شکلی خاص برای اجرا دارد بدین گونه که دختران به غربت شوی‌داده‌شدة ‌ایل در شبی مهتابی که بدر کامل می‌شود در بیرون محل زندگی قبیله دور هم جمع شده و به طور دسته‌جمعی آواهایی را سر می‌دهند که حکایت از غربت سنگینی چونان سنگی به ته چاه افتاده را دارد. بیان آرزوی دیدار مادر نارواهای همسر از زبان گمنامان مظلوم، با شعرهایی چونان قوی که به چشمة بکر جوشانی می‌ماند که از بلندای ابدیت قومی سرچشمه‌ می‌گیرد.


۲٫ هودیها همان لالاییهای ترکمنان است، اشعاری سرشار از امید و آرزو و آموزش زندگی و شناخت جامعه، که به ایجاد وابستگی کودک به فامیل و قبیله‌اش منجر می‌گردد.


۳٫ ‌مرثیه‌خوانیها با اشعاری حزن‌آلود و غنایی تصویری در قالب دوبیتی که پایان هر دوبیتی به گفتن اِی وای اِی وای ختم می‌شود در متن اشعار که دقیق بشوی می‌توانی رابطة متوفی را با سرایندة عزادار بیابی. وامبری در کتاب «سیاحت درویش دروغین» از مرثیه‌خوانی زنان ترکمن یاد می‌کند و می‌نویسد:

(زنها که در محوطة تنگ چادرها چهار زانو نشسته و خود را موظف می‌دانند به طور دسته‌جمعی فریادهای جگرخراش بکشند و اشک بریزند،‌ در عین حال از شانه کردن پشم و چرخاندن دوک نخ‌ریسی یا انجام دادن کارهای دیگر دست‌بردار نیستند) و این شاهدی است بر زیبایی و پیوند موسیقی در میان این قوم دیرین که تا امروز همچنان دست‌نخورده و بکر باقی‌مانده و پژوهشی دقیق و صحیح را می‌طلبد که بتوان از آن طریق اصالتهای به چشم‌نیامده و به گوش‌نرسیدة فرهنگی را به جهانیان نمایاند با آنکه در ترکمنستان حرکتهای بسیاری در زمینة شناسایی و آموزش نهفته‌های این موسیقی انجام پذیرد به جرئت می‌توان گفت در کشور ما متأسفانه این موسیقی پ‍ُربار فقط نمایش جشنواره‌ای داشته و بس بی‌هیچ تدقیق و پژوهشی پویا و بزرگان این موسیقی در حال احتضار، تهاجم فرهنگی را می‌شود با پویایی صحیح در این گونه زمینه‌ها پاسخی محکم داد.
سنندج ۲۷/۱۰/۷۱
با تشکر فراوان از موسی جرجانی یاورم در این پژوهشها
لازم به ذکر است که مطلب فوق از مجموعه‌ای در حال تکمیل با عنوان (موسیقی دشت ترکمن) انتخاب و ارسال شده است.

هوشنگ جاوید

مختومقلی از دیدگاه بزرگان علم و ادب

 مختومقلی از دیدگاه بزرگان علم و ادب

ناظم حکمت ادیب ترکیه ای در شان مخدوم قلی می نویسد:"من از آثار استاد مخدوم قلی درسهایی آموختم که هرگز نمیشود بر آن بها تعیین کرد.به زبان و به خاطر آزادی و سربلندی ملت خود شعر سرودن و مبارزه کردن را از استاد فراغی آموختم".

پروفسور"نووچنکو":"من تا کنون شاعری چنین خلاق و بی نظیر و دارای آثار پرمحتوا و موثر و واقعی ندیدم. شایسته اس...
ت او را در سطح وسیع به مردم کلیه جمهوریها شناساند".

ملا نفس،شاعر و نویسنده ی شهیر ترکمن(خالق منظومه ی"زهره-طاهر"):ای فراغی! کجاست آن سخنان شیرین و عسل مانند تو،تا اینکه نظیر عسل که زنبورها را به جنب و جوش می اندازد،انسانها را به تحریک وادارد و از خواب غفلت،بیدار و آگاه سازد.ای فراغی!کجاست آن آب حیات بخش(شعر)تو،تا کالبد نیمه مرده ی انسانها را حیات تازه بخشد".

آ.وامبری:"اشعار مخدومقلی دارای جنبه ی خاصی است به این معنی که نمونه ی کاملی از لهجه خاص ترکمنی را به دست می دهد.در ثانی،در نوشته های او یک قاعده و نظم محکمی وجود دارد که در سایر آثار ادبی به ندرت یافت می شود".

پروفسور برتلس:"مخدومقلی مانند جام جم است.چرا که او آیینه ی نمایان ادبیات ترکمن و تجلی احساسات و ادراکات یک ملت است.او گوهر گران قیمت و نگین انگشترینی است که نور و شعله اش چشم هر بیننده ای را خیره می کند".

بارتولد:"از میان ترکها، این تنها ترکمنها هستند که شاعر ملی چون مخدومقلی را دارند".

الکساندرخودزکو: "اشعاری که از او بجای مانده،نشانه ایست از خلاقیت آن ابر مرد".

ماتی کوسایف:"ادبیات ما قبل از این شاعر،هیچ شاعر دیگری به خود ندیده و هیچ شاعری به اندازه ی فراغی ادبیات ما را به اوج نرسانده است.او در مردمی کردن ادبیات ترکمن سهم فراوانی داشته است".

رسول حمزایف(شاعر داغستان):"من با ترجمه کردن اشعار مخدومقلی به زبان خودم،وجود چنین شخصیت بزرگ فرهنگی-ادبی را در عالم شعر،در میان ترکمن ها ثابت کردم".

بردی کربابایف:"او با اشعار و سخنان دلنشین و جذاب،عصر و آینده ی ترکمن را سربلند کرده است".
 
Arne Goli