ضرب المثل های ترکی اوزبیکی

 اته لرسوزی عقل نینگ کوزی

دانش عوام شاخه يي است از علم مردم شناسي و عبارت است از علم به آداب و رسوم، بازيها و سرگرميها، قصه ها، افسانه ها، داستانها، ضرب المثلها، چيستانها ، ترانه ها، سرودها و تصنيفهاي شادي و غم يك قوم و ملت كه زبان به زبان و دهن به دهن از نسلي به نسلي مي رسد و جمع آوري و بررسي دقيق انها بسياري از نكات تاريك و مهم زندگي و معيشت، اخلاق وعادات، عواطف و احساسات و طرز تفكر و انديشه و اجمالاً خصايث روحي و ملي ان قوم و ملت را آشكار مي سازد.

 ما اكنون ضرالمثلها را موردبحث قرارر مي دهيم

ضرب المثلها

ضرب المثلها در ميان مردم و از زندگاني مردم پديد مي آيد و با مردم پيوند ناگسستني دارد. اين جملات كوتاه زيبا لولو انديشه و دانش مردم ساده و ميراثي از غناي معنوي نسل هاي گذشته است كه دست به دست و زبان به زبان به آيندگان مي رسد و آنان را آمال و آرزوها، باغم وشادي ، با عشق ونفرت، با ايمان و صداقت و با اوهام و خرافات پدران خود آشنا مي سازد زبان شيرين تركي، در نتيجهء فكر موشگاف و باريك بين و نكته سنج تركي از لحاظ امثال و حكم از بهترين و غني ترين زبانهاي زندهء دنياست.

ما مي خواهيم با ترجه و توضيح مختصر ضربالمثلهاي تركي اوزبيكي در خدمت هموطنان عزيزخويش باشيم:

ضرب المثل: آته لر سوزي عقل نينگ كوزي

ترجمه: گفتار پدران چشم عقل و خرد است.

توضيح : گفتار بزرگان و پندواندوز پدران و نيكان ما آيينهء تمام نماي عقل و خرد است كه بايد از ان استفاده كرد و بر غناي فرهنگي امروزي مان بايد افزود و از نكات مثبت و عمده آن در زنگي بهره ور و از نكات منفي آن درس عبرت گرفت.

آز آز اورگه نيب دانا بولور          قطره قطره ايغيليب دريا بولور

ترجمه:  با كم كم فراگيري انسان دانشمند مي گردد و از مجموعهء قطره ها دريا به وجود مي آيد.

توضيح: انسان نبايد انتظار آن را داشته باشد كه در يك شب و روز و در مدت اندك عالم و دانشمند گردد؛ زيرا اين نا ممكن است، بايد اندك اندك آموخت تا دانشمند شد و نبايد دنبال فراگيري علم و دانش را ترك گفت يعني علم و دانش را بايد فراگرفت هر چند اندك هم باشد، همینگونه قطره به تنهايي خود قطره است اما از مجموع قطره ها دريا به ميان مي آيد. اين ضرب المثل از فرموده هاي امير عليشير نوايي است.

ضرب المثل : مهمان كيلر ايشيك دن ، رزقي كيلرتيشيك دن

ترجمه: مهمان از در مي آيد و روزي وي از سوراخ (روشندان) مي آيد.

توضيح: يعني با آمدن مهمان از در رزق و روزي او از روزن مي آيد. نبايد با آمدن مهمان پريشان و دلتنگ شد بلكه به عزت و احترام مهمان هر چند نان و پياز هم باشد و هر آنچه كه در توان ميزبان بوده باشد در خدمت مهمان قرار دهد و از مهمان با پيشاني باز استقبال نمايد، پيغمبر خدا صلي الله عليه وسلم فرموده اند: كسيكه به خدا و روز آخرت ايمان داشته باشد بايد مهمان خود را عزت و اكرام نمايد، و اين ضرب المثل تركي اوزبیكي هم دلالت به مهمان نوازي تركان مي كند.

ضرب المثل : بال شيرين، بال دن باله شيرين

ترجمه : عسل شيرين است اما فرزند از عسل شيرينتر است.

توضيح : اين ضرب المثل اوزبیكي بال بر فرزند دوستي و شفقت تركان نسبت به فرزندان شان است. در زبان تركي اوزبیكي براي عسل بال مي گويند و اين باله كلمه مجرد نيست بلكه كلمه مشتق است كه از بال گرفته شده كه به معناي عسل است يعني والدين فرزندان شان را كه از عسل هم شيرينترند ، دوست مي دارند.

داکتر اسدالله محقق

اســــــطوره های تاریخی ترکان

اســــــطوره های تاریخی ترکان

اسطوره تاریخی ترکان

اسطوره شناسی

ماترکان ، که تاریخ درخشانی ازگسترش فرهنگ بشری ، تبلیغ شیوه ی حیات معقول وغیرت ومعنویت درسراسرکشورهای جهان داریم، دارای مجموعه ی عظیم میتولوژی نیزهستیم که به دو گونه ی :

اول- اسطوره – های آفرینش

دوم - اسطوره های تاریخی تقسیم میشوند. اسطوره های آفرینش ترکی در اساطیرملل یونانی ، آلمانی ، چینی ، هندی، وبه تبع آن فارسی وجزآن ، تأثیرجدی برجای گذاشته است. اسطوره های تاریخی نیز در آویزش با قهرمانی ها، بزرگواریها ، خرد ورزیها وگاه مصائب وبلایای اجداد ونیاکانمان آفریده شده است. در « دیوان » از میان این اسطوره ها ، چهاراسطوره به مناسبت هایی نظیر وجه تسمیه وشرح اتیمولوژی وریشه – شناسی نام های تاریخی وجغرافیایی داده شده است.

 

نخستین اسطوره ی تاریخی

به هنگامی که ذوالقرنین ، سمرقند را پشت سرنهاده به سرزمین ترکان گام می گذارد، بافرمانده جوان ترکان موسوم به " شو" رو در رو میشود. وی کسی بودکه قلعه ی " شو" درنزدیک " بالاساغون" را نیزبنا کرده بود. هر روز در دیوان کاخ وی در شهر ، 360 بار برای بیگان طبل ودهل می نواختند. زمانی که خبر نزدیک شدن ذوالقرنین را به " خاقان شو" میرسانند، بی اعتنایی میکند ودرپاسخ ، فرورفتن اردکها درآب استخر نقره ای متحرک خود اشاره میکند.واین ، درحالی است که چهل ترخان خودرا برای کنترل اوضاع مرزی به اطراف رود خجند اعزام داشته بود. چون ذوالقرنین از رود خجند رد میشود، خاقان بالفور به سمت مشرق به راه می افتد . مردم نیز به دنبال وی ره می سپارند.

 تنها بیست ودو نفر برجای میماند. دوتن نیز خسته از راه وعرق ریزان به آنان میرسند. آن دو مرد میگویند: " ذوالقرنین مسافری است که سرانجام ازین جاهم رد شده ، میرود ولی مابرجای خود میمانیم " . بیست ودو تن دیگر به آنان " قال آج " ( درمعنای : کرسنه بمانید) . میگویند واین ریشه ی نام ترکان قالاج (خلج) است که دو تیره اندوچون ذوالقرنین برآنان میگذرد وآنان را درهئیت ترکان میبیند ، به آنان " تورک مانند " خطاب میکند ونام " تورکمن " نیزاز آن روزگار میماند.

این اسطوره را کاشغری در ریشه یابی معنای کلمه ی " تورکمن " می آورد . موضوع اصلی اسطوره ، تکیه برخرد ورزی وتدبیر خاقان شو است که گرچه میتوانست با ذوالقرنین مقابله کند، اما راضی به ریختن خون تلفات انسانی نمیشود.

نظامی گنجوی خرد ورزی خاقان ترک دراین اسطوره را از زبان او خطاب به اسکندر چنین به نظم کشیده است :

رقیب منا، خیزش ودر پیش کن

توشونیزواندیشه ی خویش کن...

خطایی که امـــــــــیدواری دهد

عتابی که برصـــلح یاری دهد

فســــونی که بندد ره جنگ را

فریبی که نرمی دهد سنگ را

من وتوزخاکیم وخاک از زمی

همان به که خــــاک بود آدمی

همه ســـــرورخاک است وبس

کسی نیست درخاک بهترزکس!

قویدل مشو، گرچه دستت قوی است

که حکم خـــدا برترازخسروی است

ربیع از ربیعی نماید ســـرشت

حموزاز تموز آورد سرنوشت

سکندر به انصاف  نام آوراست

وگرنه زما هریک اسکندراست

مپندارکز من نیاید نـــــــــــبرد

برآدم به یک جنبش ازکو گرد

ولیکن به شاهــی ونام آوری

نیم باتو درجســــتن داوری...

 

دومین اسطوره ی تاریخی

هنگامی که اسکندر به سرزمین اویغوران نزدیک شد، باچهار هزار سرباز خاقان رو در رو گشت که به هردو سوی پشت وروی خود تیراندازی میکردند. ذوالقرنین وقتی این حال را می بیند ، میگوید اینان شکار چیان ماهری اند که هیچگاه گرسنه نمی مانند.

محمود کاشغری میگوید که این اسطوره را از " نظام الدین اسرافیل توغان تگین " فرزند  " تونقاخان " شنیده است.

سومین اسطوره ی تاریخی

خاقان ترک ، سربازان جوانی را برای مقابله با اسکندر ، اعزام می دارد. وزیرش از او میخواهد که افراد تجربه دیده را اعزام کند. هم ازاین رو، خاقان فردی سالخورده وتجربه دیده اعزام میکند. دراولین شبیخون ، جوانان ترک سپاه اسکندر درهم می پراکنند وجوانی از آن میان ، باشمشیریکی از سپاهیان را تاناف به دونیم میکند چنانکه حتی کمر زرین وی را نیزمی بُرد ودانه های طلا از کمر بند او بردامنه ی کوه پخش میشود. از آن روزگار، آن کوه را " آلتون قان " (= خون زرین) مینامند.

دراین اسطوره ی تاریخی ، موضوع اصلی ، بیان شجاعت ، تهور وغیرت جوانان ترک وخرد ورزی خاقان است .

چهارمین اسطوره ی تاریخی

" خاقان شو" تاچین را پشت سر نهاده بود. وقتی ذوالقرنین به تعقیب او می پردازد، خاقان نزدیک سرزمین اویغوران ، قشونی را به جنگ با اسکندر اعزام میکند. اسکندر نیز سپاهی میفرستد که درآلتون قان به هم میرسند. اما باهم صلح میکنند واسکندر راه خود پیش میگیرد ومی رود و " شو " درآن سرزمین قلعه ها وشهرهایی مستحکم بنا میکند وبرآنها طلسم نیز می نهد.

نشرمطالب وبلاگ " یگیت " باذکر نام مجاز میباشد.

میرزا اسدالله خان غالب ترکمن الاصل دهلوی

میرزا اسدالله خان غالب ترکمن الاصل دهلوی

میرزا اسدالله خان غالب

( 1212 هـ ق / 1796 م  -  1285 هـ ق 1869 م )

میرزا اسدالله خان غالب ، عبدالله بیگ نینگ اوغلی بولوپ اصلی سلجوق ترکمن لریندان بولیور.اول مشهور شاعرویازیجی بولوپ دیر، اونونگ آته بابه لری، زمان شاه عالم نینگ وقتینده اوز دوغدیق جای لریندان گوچوپ هندوستانینگ لنگهو شهرینده اوتریمدار بولوپ دیرلر.

عبدالله بیگ اول یردان حیدرآباده باریپ نواب نظام علی خانینگ خدمتینده بولیور، اوندان سونگره " الور" باریپ راجه بختاور سنگهـ  خدمتینده بولوپ یاراغ گوتریار وحربی ایشلاربیلن غاتناشیار وبیرسواش ده شهید بولیور.

شول وقت میزرا اسدالله خان غالب باش یاشینده بولوپ آته دان یتیم غالیورواگره صوبه داری نصرالله بیگ خانینگ حمایت نینگ آستینده یاشایور.

سنه ( 1806م ) ییلده بریتانیا کمیسارلیقلاری طرفیندان باسیب آلینان زمانی اودوقیز یاشینده اکن ، میرزا اسدالله خان غالب یاشلیغیندان شعر آیدماق لیغه باشلایور واجد علی شاه سنه ( 1847 م ) ییلنده دهلی تختنده اوتریور ومیرزا غالب نینگ شعرلرینه هرییلده ( 500) روپیه انعام بیریوراکن .

نواب رامپور (1859 م ) ییلده میرزا غالب نینگ شاعرلیغینی ایشدیپ هرآیده (100) روپیه آیلیق برمه لی بولیور، میرزا غالب بیرآز وقت دان سونگره رامپوردان دهلی باریور و(73) یاشینده شول یرده عالمدان ئوتیور.وخواجه نظام الدین اولیانینگ غابتالینده توپراغه تابشرلیور.

میرزا غالب دینگه شاعر دالدی اول چپرو اوکده یازیجی هم دی ، اونونگ " قاطع برهان " آدلی اثری نثرشکلنده یازیلاندیر، اونونگ بول اثری سنه ( 1276هـ ق ) ییلنده یازیلیب دیر.

اونونگ بول اثری هندی عالملارینگ اورته سینده کوپ کان غوغا توزیریور، بیرتوپاری برهان تبریزی بیلن بولدیلار وغاتی انتقاد اتدیلار وبیر توپاری هم میرزا غالب بیلن بولوپ اوندان دفاع اتدیلار.

غالب از خاک پاک تورانیم

لاجرم  در  نسب فرهمندیم

ترک  زادیم  و در نژاد  همی

به  سُـترگان  قوم   پیوندیم

ایبکم   از  جماعت   اتراک

در  تمامی ز ماه  ده  چندیم

فن   آبای ما کشاورزی ست

مرز بان  زاده ی  سمرقندیم

میرزا غالب ذواللسانین شاعربولوپ فارسی و اردو دیل لرینده شعرآیدیپ دیر، اول اردو شعرینگ اساس غویجی سی بولوپ شونونگ اوچون " پدر شعراردو"  یادلان یورلر. اونونگ شعرلرینده فلسفه وعرفان عقیده سی کوپ بولوپ وفارسی دیلینده دام شعر آیدانینه غووانیپ بو یله دییور:

فارســــی ببینی نقش های رنگ رنگ

بگذرازمجوعه اردو که بیرنگ منست

غالب تورک بابری لر دورینده یاشاپ شونونگ اوچینم بابری لرینگ اینگ سونگقی شاه سی ایکینجی بهادرشاه زمانینده یاشاپ اونی وصف اتیورویاش نینگ سونگینه چنلی شونونگ بیلن بولیور.

نشرمطالب یگیت با ذکر منبع مجاز است

قــــربان دوردی ذلـیلی

قـربان دوردی ذلـیلی

 قـــربان دوردی ذلیلی

دوست نزدیک ومعاصر سیدی ، قربان دوردی ذلیلی ( 1795- 1850 م ) یکی از شعرای برجسته این دوره است که مؤلف اشعار اجتماعی وعاشقانه زیاد میباشد. او خواهرزاده شاعر بزرگ ترکمن مخدومقلی فراغی بوده ودرسال 1795 میلادی ( 1220 هـ ق ) متولد شده است. ذلیلی تحصیلات خودرا در مدرسه " شیرغازی " خیوه به اکمال رسانیده ودرتاریخ ادبیات ترکمن یکی ازشعرای خوش قریحه وبا استعداد محسوب میشود.

ذلیلی درسال 1819 میلادی هنگامی که خان خیوه محمد رحیم خان مقاومت ترکمن هارا درهم شکسته ، سرزمین شاعر را غارت میکرد، ذلیلی را به مثابه فرمانده نظامی که درنبرد رویا روی قرارداشت ، به اسارت در می آورد. شاعر هفت سال را دراسارت بسر برده وقمست اعظم آثار خویش را نیز مثل مسعود سعد سلمان دراسارت سروده است.

قربان دوردی ذلیلی بعدازمرگ محمد رحیم خان از خیوه فرار کرده به زادگاهش برمیگردد. آثار این شاعر رزمجو نیز به آفرینش ادبی سیدی مشابهت کلی داشته وبین هر دو مناسبات دوستانه خیلی نزدیکی برقرار بوده است.

اشعار ذلیلی ازبهترین نمونه های اشعار کلاسیک ترکمن محسوب میشود که درآنها اندیشه ها وافکار گوناگونی بازتاب یافته وحوادث و وقایع آنروز گار ترسیم گردیده است.

منبع : کتاب تاریخ وفرهنگ ترکمنها صفحه 183- 184

مؤلف کتاب : استاد محمدصالح راسخ یلدرم 


بیگانه یغشی

اوتورشی بیر، کونگلی آیه غرداش دان

شــــــــیرین ملاقات لی بیگانه یغشی

یوز مونگ منت بیلن بیریلن آشــــــدان

ایسنگ طعام یاقـــــــمز دهانه یغشی

 

کونگلیل بیرقوش، قین اوچمه سی بوسن سونگ

کایش آرتار غصــــه ســـــــــری باســــــــــن سونگ

دیدینگینگ بولمان ســونگ عشقینگ تاسن سونگ

ســـــوزله ســـــنگ ســـــوزگیلـــــمز زبانه یغشی

  

آتسنگ نشانه دگر اوقینگ دوغری سی

بیرمنزله یتمز یوکینگ ایگـــــــــــری سی

باســــــمه سیندن چیقار اوبه اوغرسی

یگـــــــــــیت ساده گراک ترکانه یغشی

  

بیله نینگ یغشــــــــی لیق یادیندان گیتمز

دوست ، دوستدان یمانلیق گورسه اونوتمز

بولاندان ســـــونگ عاجزلیقدان ایش بیتمز

بولماق لــــــــیق هرایشـــه مردانه یغشی

  

اصلینه یت سوزمعنی سین سورمده

چیقماق مشکل پیکام غالسه یاره ده

عقــــل اوروش ایتمز " آو" دییپ آره ده

اوروش اتمـــــــــــک یابیر نادانه یغشی

  

ذلیلی دییر یورگین اولینچانگ سرخوش

گیزله ســـــــرینگ هرنامرده ایتمه پاش

اگرالدان گـــــــــــیلر، گیلمز هربیرایش

هابای ، سیاست دشـــــــمانه یغشی

نشرمطالب وبلاگ یگیت با ذکرمنبع مجاز میباشد

محمود کاشغری

محمود کاشغری

حتما شما هم از چند ماه قبل انتخاب سال ۲۰۰۸ به عنوان سال محمود کاشغری از سوی یونسکو را در مطبوعات خوانده و یا شنیده اید.

محمود کاشغرلی
یونسکو سال ٢٠٠٨ را – به پیشنهاد وزارت فرهنگ ترکیه- به نام محمود کاشغری زبانشناس مشهور ترک (اصلا از ترکان اویغورستان- ترکستان شرقی) نامگذاری کرده است.


سال ۲۰۰۸ دقیقا مصادف با هزارمین سال تولد این شخصیت مشهور تاریخی است که جزو یکی از پیشرو های رشته زبان شناسی و دایره المعارف و لغت نامه نویسی است.


وقتی به زمان های بسیار دور و دانشمندان آن زمان فکر می کنیم اولین حسی که به ما دست می دهد حس تعجب است.تعجب از این که چطور یک نفر در هزار سال قبل ،زمانی که هنوز کتابت به آن معنای کامل رایج نبوده و اغلب مردم دارای سواد خواندن و نوشتن نبودند عمر خود را صرف اینگونه کار ها می کند و ماحصل آن یکی از بزرگترین و قدیمی ترین دایره المعارف ها و لغت نامه های دنیا می شود .


تصور کنید اگر کسی امروزه و با وجود انواع وسایل نقلیه سریع و وسایل دیجیتال پیشرفته بخواهد تمام کشور های تورک نشین را از چین تا قلب اروپا مسافرت نموده ، لهجه های مختلف را یاد بگیرد ، فولکولورهای آنها را ضبط کند و با آنها مدتی زندگی کند ، چند سال باید صرف کند و چه هزینه گزافی باید متحمل شود؟!. حالا به حدود هزار سال قبل برگردید . زمانی که کاغذ برای نوشتن بسیار نایاب بود و وسایل سفر اسب و شتر بودند. نه نقشه درست و حسابی بود و نه امکاناتی که لااقل بسیاری از کار ها را سریعتر کند.تنها چیزی که در دانشمندان آن زمان وجود داشت همت،بالا بود.


کاشغری اغلب کشورهای تورک نشین را گشته است.با آنها زندگی کرده ، اخت شده و اغلب شعر ها ، ضرب المثل ها ، گویش ها ، لغات و اصطلاحات را ضبط کرده است و در نهایت در سنین کهنسالی کتاب را به پایان رسانده و از خود برای ما به یادگار گذاشته است.

محمود کاشغری یا به بیان کاملتر محمودابن حسین ابن محمد کاشغری در سال ۱۰۰۸ میلادی(۳۸۰ هجری) به دنیا آمد.عده ای زادگاه او را کاشغر می دانند ، اما بسیاری نیز بر این عقیده اند که وی خان زاده ای است که در شهر بارسغان که امروزه در شهر قرقیزستان واقع شده است به دنیا آمده و سپس به کاشغر رفته.


آنطور که نوشته شده است وی در جوانی به علت اینکه پدرش فرمانروا بود فنون رزمی و سوارکاری را در حد اعلای خود فرا گرفته اما سپس به علت عشقی که در دلش ایجاد شده بود به سیر و سفر و جمع آوری اطلاعات پرداخت تا کتابهای خود را بنویسد.


وی سپس به بغداد رفت .این دوره مصادف شده بود با قدرت روز افزون تورک ها و زمان خلیفه عباسی ابولقاسم عبدالله ابن محمد المقتدای بامرالله.به همین دلیل نیاز به آشنایی بیشتری با زبان و فرهنگ تورک ها در بین حکومت وقت احساس شده بود. همین باعث شد که این کتاب بیشتر ارزش پیدا کند.


سال تالیف کتاب را بین سالهای ۴۶۶ و۴۷۰ حدس می زنند که تقریبا کاشغری در آن زمان حدود ۸۸ سال داشته است. به گفته خود کاشغری این کتاب چهار بار بازخوانی ، تصحیح و بازنگری شده است تا کتاب بی نقصی نوشته شود.


وی سپس از بغداد به زاد بوم خود برگشته و در شهر کاشغر ساکن شده است و در سال ۱۱۰۵ میلادی در سن ۹۷ سالگی در گذشته است.

کاشغر و مزار کاشغری
مزار محمود کاشغری در شهر اوپال در نزدیکی کاشغر قرار گرفته است.کاشغر مرکز ایالت ترکستان چین و یکی از غربی ترین شهرهای چین است. این شهر مروارید جاده ابریشم نام داشته و یکی از قدیمی ترین شهرهای اسلامی چین است.


کاشغر شهری سرسبز و آباد است و رود “قیزیل سو” که از دامنه های “آلا داغ” سرچشمه می گیرد از میان این شهر می گذرد.این شهر تاکستان های مشهوری دارد.


مزار کاشغری نه در خود کاشغر که در شهر اوپال قرار دارد .قبلا در مورد مزار کاشغری حدس و گمان هایی زده می شد اما به طور رسمی تعدادی از باستانشناسان در اواخر سال ۱۹۸۲ توانسته اند مزار وی را در ۴۵ کیلومتری شهر اوپال کشف کنند.وقفیه این مکان نیز سپس پیدا و منتشر شد و از سال ۲۰۰۶ مزار کاشغری به موزه تبدیل شده است و همه ساله میزبان گردشگران بسیاری است.

دیوان لغات ترک، در اصل لغت نامه-دائره المعارفی برای یاد دادن زبان ترکی به اعراب و به زبان عربی است. در این اثر همچنین در باره تاریخ، فولکلور، میتولوژی، جغرافیا، مردم شناسی، طوائف و ادبیات ترکان پیش و پس از اسلام معلومات داده می شود و قواعد دستوری زبان ترکی و لهجه شناسی آن بررسی می گردد. نقشه رنگی مدور موجود در دیوان، نخستین نقشه جهان ترک است. محمود کاشغری و اثرش دیوان لغات ترک را بنیانگذار تورکولوژی و یا علم ترکی شناسی نامیده اند.


بی شک دیوان لغات ترک در ردیف سنگ نوشته های اورخون، یکی از مهمترین گنجینه های ادبی جهان تورک، ترکان آزربایجان جنوبی و دیگر نقاط ایران است. اما آزربایجانیان دلیل دیگری برای اعزاز و گرامیداشت این اثر گرانقدر دارند. زیرا آنها سهم و نقشی اساسی در حفظ این اثر و رساندن آن به روزگار ما داشته اند. چرا که نسخه منحصر به فرد دیوان لغات ترک، تحفه آزربایجان و یا دقیقتر محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی به جهان تورک و مدنتیت می باشد.


این کتاب نخستین واژه نامه جهان و کتاب تورکی پژوهی و به صورت دانشنامه است. کاشغری در این کتاب مخزنی از واژگان تورکی تهیه کرده است که بر اساس قواعد صرف زبان عربی نوشته شده است. وی در این کتاب برای شرح کلمات از ضرب المثل ها ، شعر های حماسی فولکولر ملل تورک و همچنین مثال هایی از زندگی مردم بهره برده است. وی در این کتاب دو زبان عربی و تورکی را در مقابل هم قرار داده و به این ترتیب قدرت این دو زبان را مساوی دانسته و حتی اشاره کرده است : “تورکی و عربی همچون دو اسب شرط بندی هستند”.


این دانشنامه در هشت کتاب و هر کتاب در دو بخش و هر بخش بر اساس هنجارهای صرف زبان عربی سازه بندی شده و حاوی ۷۵۰۰ تکواژ ، ۲۹۰ ضرب المثل و ۲۲۰ قطعه شعر است.


خود کاشغری در مقدمه دیوان خود می نویسد :
“من شیوه های گویشی تیره های ترک،ترکمن ، اوغوز ، چیگل، یغما، قیر غیز و سروده هایشان را فرا گرفتم ،ضبط کردم و بهره ها بردم.بدانگونه که زبان هر تیره از آنان با بهترین اسلوبی در پیش من گرد آمد. من آن را به رساترین صورت نظم دادم و به آراسته ترین ترتیب بیاراستم. به فضل الهی این کتاب را به عنوان یادگار جاویدان و اندوخته ای ابدی تالیف کردم و دیوان لغات الترک نام نهادم… من این کتاب را به سخنانی سرشار از حکمت ، سجع، امثال،شعر، رجز و نثر بیاراستم و به ترتیب حروف ، معجم ساختم. جهت آنکه خواهنده بتواند خواسته خود را در جای خود و جوینده جسته اش را در جایی که باید بیابد، هر کلمه ای را در جای خود آوردم .ژرفایی آنها را معلوم ساختم و سختی های آنها را هموار کردم…. در کتاب برای باز نمودن دیدگاهها ، دانش و جهان بینی ترکان ، مثال ها از اشعارشان آوردم.مثل ها و سخنان حکمت آمیزشان را نیز که در فراخی و آسایش و شادمانی ، با اندیشه هایی والا بر زبان رانده اند، فراهم ساختم….همراه با آن در کتاب کلمات بسیار مهمی گرد آوردم.بدینگونه، کتاب در پاکیزگی و شفافی به نهایت رسید و در زیبایی و لطافت به غایت برتری برفت.


در این کار که دل بر آن داده ام ، از خداوند مدد می جویم . هر گونه نیرو و توانایی ما از اوست و او ما را بسنده است و نیکوترین یاور ماست. ”


کاشغری در همین مقدمه به حدیثی از پیامبر اشاره می کند که به گفته خودش از دو نفر از پیشوایان بخارا و نیشابور شنیده است. وی می نوسید:


“سوگند یاد می کنم که من از یکی از امامان ثقه بخارا و نیز یکی از امامان اهل نیشابور شنیدم و هر دو با سلسله سند روایت کنند که پیامبر ما چون نشانه های رستاخیز و فتنه آخر الزمان و نیز خروج ترکان اوغوز را بیان داشت چنین فرمود : زبان ترکی را بیاموزید زیرا که آنان را فرمانروایی دراز آهنگ در پیش است.
اگر این حدیث صحیح باشد – بر عهده راویان آن- پس آموختن زبان ترکی کاری بس واجب است و اگر هم درست نباشد خرد اقتضا می کند که مردم فرا گیرند”.

تنها نسخه موجود دیوان لغات الترک به خط کاشغری نبوده بلکه به خط یک آزربایجانی اهل ساوه بنام “محمد بن ابی ابکر بن ابی الفتح الساوی” است. ناسخ خود را چنین معرفی می کند: “از نوشتن فارغ شدم بنده نیازمند به خدای تعالی محمد بن ابی ابکر بن ابی الفتح الساوی ثم الدمشقی، عفا الله تعالی عنه”. در واقع این نسخه منحصر به فرد دیوان لغات الترک را که توسط محمد ساوی از شهر ساوه آزربایجان جنوبی استنساخ شده می بایست “نسخه آزربایجانی دیوان” نامید. این نسخه که تخمینا بعد از گذشت دویست سال از تحریر کتاب در شهر دمشق سوریه نوشته شده اکنون در موزه آیاصوفیای استانبول در ترکیه نگاهداری می شود.

نکته جالب در مورد این کتاب این است که تا مدتها اثری از این کتاب پیدا نشده بود تا اینکه مرحوم علی امیری آن را در راسته صرافها پیدا کرد . ماجرا به طور خلاصه از این قرار است که علی امیری مثل همیشه به دوستی به نام برهان بیگ در این راسته سر می زده است.یک روز برهان بیگ به او می گوید یک نسخه خطی گرانقیمتبرای فروش نزد من آورده اند که مشتری ندارد. کتاب را به بنیاد دانش نشان داده ام و آنها قیمت آن را به یک سوم قیمت تعیین شده پیشنهاد کرده اند.علی امیری بعد از نگاه کردن به آن متوجه می شود که اثر گم شده بسیار با ارزشی را پیدا کرده است.ارزش کتاب سی لیر تعیین شده بود پول کتاب را پرداخت کرده و با عجله به منزل می رود تا اوراق آشفته دیوان را منظم کند و آن را مطالعه نماید.بعد ها معلم رفعت این کتاب را از امیری به امانت می گیرد و آن را رونویسی و تصحیح می کند.


به این ترتیب افتخار نخستین نشر متن این کتاب نصیب مرحوم احمد رفعت ،معروف به معلم رفعت گردید که وی آن را در سال ۱۳۳۵ هجری قمری در استانبول به چاپ رسانید.


سپس در سال ۱۹۲۸ مرحوم کارل بروکلمان این کتاب را به زبان آلمانی برگرداند.البته این ترجمه کامل نبود و تنها شامل ۷۹۹۳ تکواژ می شد.


سپس این کتاب توسط عاطف قونیه ای و بعد از آن توسط بسیم آلاتای به ترکی استانبولی ترجمه شد.وی در واقع دو ترجمه معلم رفعت و عاطف قونیه ای را که دارای اشکالات زیادی بودند،تصحیح کرد و کتاب او بی نقص تر از بقیه شد.


در سال ۱۹۶۳ این کتاب به ترکی ازبکی نیز برگردانده شد صالح مطلب اوف با استفاده از ترجمه آلاتای این کتاب را در تاشکند منتشر کرد.


ترجمه انگلیسی دیوان نیز در سال ۱۹۸۵-۱۹۸۲ توسط دو تن از اساتید دانشگاه هاروارد به نام های روبرت دنکوف و جیمز مک کلی در سه مجلد به چاپ رسید.


در سال ۱۹۹۷ ترجمه این کتاب به زبان ترکی قزاقی نیز آماده چاپ شد.اصغر کرماشولی آگابایوف در شهر آلما آتی دست به ترجمه این کتاب زده و آن را در سه مجلد چاپ کرد.


بالاخره در سال ۱۳۸۴ شمسی این کتاب توسط دکتر حسین محمدزاده صدیق به فارسی ترجمه شده و در اختیار فارس زبانان قرار گرفت.در بعضی از مطالب این متن نیز از این کتاب کمک گرفته شده است.

آفتاب آذربیجان