علم حقیده

علم حقیده 
علم لیک انسان نینگ یوراگی قویاش کبی پارلاق بوله دی . علم نی اوغیرلب بولمس ، علم نه

یوقاله دی ونه ساتیله دی ، علم همیشه تیریک . علم دنیا اورته گه کیلگن دن باشلن گن ، علم نینگ آخری یوق.

هرقنچه علم نی بیلسه میز ینه هم هیچ نیمه نی بیلمیمیز علم نینگ آخرینی بیلگن خداوند دن باشقه هیچ کیم یوق.

علم هم هر کیم گه نصیب بولمیدی مثلی که علم بیر دریا بولسه بیرار ته اوسودن ایچیب قاله

دی وبیرار ته ایچمی قاله دی . انسان کوشش قیلسه علم گه یتیشه دی . علم لیک انسان علام ، علم سیز انسان ظالم دیگن لر. علم بیشیک دن باشلنیب تا گور گه چه کیره ک.

بیوک عالم ابوریحان بیرونی جان اوزماق حالتیده بیر دوستی اونی کوریش اوچون کیلدی ،

بیرونی اوندن بیرسوال نینگ جوابی نی سورادی ، دوستی اونینگ حالینی بیلیب ایتدی نیمه

قیله سیز دیب جواب بیردی ،بیرونی دوستیگه ایتدی هر نیرسه نی بیلیب اولگن ، بیلمی اولگن دن افضل دیر.

پروین صالحی

مـادر

M.Hassan Qarizada

مـحــــمــــد حـــسـن "قاریزاده"


بوی بهشت میدهد دســــت دعای مادرم

سجده پس از خدا بـرم در کف پای مادرم


مادر از نظر بزرگان

 در دنیا دو تصور برای من زیبا است تصــور گل وتصور مادر (مالرب)

زن تا زن است شیطان دوستش دارد وچون مادر میشود خداوند (ج) دوستش دارد (دانو نزلو)

مادر بهترین وآخرین تحفۀ آسمانی است (ملیتون)

شیرین ترین بوسه بوسۀ مادر است (دیکنیز)

اولین رنگی که شناختم رنگ دیده گان مادرم بود (لانگ فلو)

ترکــمن متل لری

محمدتوردی

یولان : محمد توردی اندخویلی


ترکمن متل لری

یخـــشی آدم یاد دان چــیقمز.

یخـــشی جانینگه یولداش ، یامان نانینگه.

یخـــشی ده یات بولمز، یامان ده اویات.

یخشـــی ده ن شرافت ، یامان ده ن کثافت.

یخـــشی سوز بال ده ن سویجی.

یخـــشی نینگ قدرینی اولـن ده ن سونگ بیلر لر.

یخـــشی نی گورمک جنت .

یخـــشی نیت یارم دولت.

یخــشا تای تاپلماز، یمانه یار

حــقـیـقـت داشی یارار.

حـــق سوز آجی بولار.

حسابلـــی دولـت آغرای شماز.

حسابلـــی دوست اوزاق گــیدر.

نادان دوســت ده ن دانا دشمن غووی.

نادان ســوزله دیگی چه حالین بیلدیرر.

عادل اولــر ، عدالت اولمز.

عالم بولماق آنگـساد، آدم بولمق غـین.

چاغــه عزیز، ادبی اوندن هم عزیز.

کـوپ اوقان ، کوپ بــیلر.

کوپ بیل آز ســــــــوزله.

کیــــشی نینگ اوزینه غره مه ، سوزینه غره.

معـــــــــنی سیز گپ بولمــز، دانه سیز چوپ.

سویجی دیل خـزینه دیر، بیره ن بیلن توکانمز.

نقـــل لر

نقـــل لر



غـوللـیق دا یاشان دن گـورده یاتن یغـشی   (یوگوسلاوی)

دوسـت تاپی بیلمه سنگ اوزینگه دشـمانی کوپ لـدمه  (یونانی)

ایــش اوزینگ کی بولمــسه ایشنگ نامه (هندی)

احـمق آدمه شــیطانینگ بیرینجی درسـی حـسادت (فرانسوی)

بهــانه ات جگه همـیشه بهانه بار (اسپانیایی)

کوویشی غره بوله نی بـیلن ایچی غره بولی بیلــمیار  (سوئیدی)

حـــقیقــتی گپ له شــیطان اویالســین (امریکائی)

حــق یولــنده اولن شــهید (عربی)

مــوفقـــیت لـــیق تـنبل آدمه نصــیب ایت میار (آلمانی)

 یـولان : عالم نظر یره لی

چاقی

مردان چاق کم هوش ترند

چاق

مـردان چاق بیشــتر در خــطر ابتلا به کم هوشـی هســتند. پژوهشــگران امریکایی طی تحقـــیقات جدیدی اعلام کردند که ظرفـیت ذهنی در اثر افزایش وزن کاهــش می یابد در حالیکه این عارضه برای زنان چاق کمتر اتفاق می افتد . این پژوهـش نشان می دهد که چاقی موجب کندی ، عملــکرد هوشی انسان می شود ، هر چند که مردان چاق از فاکــتور هایی چون سطح سواد ، تحصــیلات وغیره برخوردار باشـــند با این حال در مــقـایسه با هـمتایان لاغـر خود هوش کمتری دارند.

 سعدالله سدید

اندخوی باستان


مسجد جامع حضرت باباولی ع

مسجد جامع بابا ولی ع


مسجد جامع حضرت باباولی ع

مسجد جامع باباولی ع

 

چای ضدسرطان


چای بخورید


متخصصان معتقدند چای علاوه برخواص ضدسرطانی درحفظ سلولهای بدن بویژه پوست موثراست.

به گفته دکتران متخصص تغذیه : مطالعات نشان داده که چای ضمن افزایش جریان خون درپوست درحفظ زیبایی پوست افرادنیزبسیارموثراست.

با خوردن  200  سی سی چای  44  میلی گرم کافئین دریافت میشود، دریافت این مقدار کافئین ضمن رفع خستگی پوست به علت تانن به حفظ سلولهای بدن کمک میکند.

داکتران کلیه را عضوی در معرض رادیکالهای آزاد (موادسرطان زا) مواد غذایی بویژه ترکیبات نیتروزی فرآورده های گوشتی دانست وتصریح کردند : خواص آنتی اکسیدانی چای ازبروز سرطان کلیه ومعده پیشگیری می کند وبه دلیل وجود ماده فلاو نوئید ، با مصرف آن کلسترول بدخون کاهش می یابد.


ارسالی : محمد حسن "قاریزاده"

حامد کرزی رئیس جمهور منتخب افغانستان شد

حامد کرزی

به گزارش بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان ( afghanpaper )، بنا بر گزارشات رسیده از کمیسیون مستقل انتخابات محترم حامد کرزی به عنوان رئیس جمهور منتخب کشور در دومین انتخابات ریاست جمهوری کشور برگزیده شد.

محترم عزیز الله لودین رئیس کمیسیون مستقل انتخابات دقایقی پیش در یک کانفرانس خبری که با حضور تمامی اعضای این کمیسیون برگزار شد ، اعلام کرد: از صبح روز یکشنبه دهم عقرب که محترم عبدالله با اعلام نظر نهایی خود از شرکت در دور دوم انتخابات انصراف داد، اعضای کمیسیون مستقل انتخابات که با توجه به ماده 156 قانون اساسی ، مرجعیت در تصمیم گیری های مورد نیاز انتخابات را عهده دار می باشد، مشورتهای لازم را با حقوق دانان و سران سیاسی برای یک فیصله جامع در این زمینه انجام داده اند.

وی ابراز داشت: پس اتلاق فیصله مورخه 28/7/88 کمیسیون مستقل انتخابات مبنی بر برگزار شدن دور دوم انتخابات در شانزدهم عقرب، این کمیسیون تمام آمادگی های لازم را داشت که متاسفانه داکتر عبدالله انصراف داد.

رئیس کمیسیون مستقل انتخابات افزود: براساس نشست نهایی تمام اعضای کمسیون مستقل انتخابات که تنها مرجع تصمیم گیرنده در مورد انتخابات می باشد، به منظور جلوگیری از حوادث ناگوار، صرف شدن هزینه های گزاف، و با توجه به رعایت مصالح عمومی کشور، و جلوگیری از طولانی شدن پروسه انتخابات که ضررهای معنوی و مالی را در پی داشته است، یک تصمیم نهایی اتخاذ شده است.

عزیز الله لودین با اشاره به دلایل فوق بیان کرد: اکنون که داکتر عبدالله یکی از دو نامزد ذی صلاح دور دوم از شرکت در انتخابات انصراف داده است ، کمیسیون مستقل انتخابات با توجه به آراء به دست آمده در دور اول، محترم حامد کرزی را به عنوان رئیس جمهور منتخب افغانستان معرفی می نماید.

هنوز هیچ یک از مقامات کشورهای خارجی حتی بان کی مون دبیر کل سازمان ملل که در افغانستان به سر می برند ، در این مورد ابراز نظر خاصی نداشته اند.

منبع : afghanpaper

 

انم (مادر)

انم

انه

انم

انـــــــــم مــــنی دوره دییپ ، آلمــــــانی اورتدی

آچیپ گوزی جــهان ده ، هم گـــورمانی اورتدی

 

آلـــــــــیپ منی غوجــاغنه ، آرقه لرمه یپه لاپ

غویوپ امجک آغزیــمه ، سویداممانی اورتدی

 

سلانچـــــــــــاقده یاتــــــریپ ، الله ویا حی دییپ

ســـــیویپ اوریپ لـرمنی، اویخله مالی اورتدی

 

توتــــیپ الیم توردریریپ ،تندره دیپ یوردیریپ

یاده مان وارنـــیمان ، یوری مــــــــانی اورتدی

 

گولیپ باقیب همیشه ،سیویپ سویجی سوزبیلن

آیدیپ ینگل ســــــوزلری ، گــــپله مانی اورتدی

 

آیدیپ پند ونصـــــــــیحت ، خیر و شر آنگله دن

ســــعادتینگ یولـــــینی آخــــــــتر مانی اورتدی

 

بهمن غل دیر اناســــــــــــنه ، خدمتندن ارنیماز

اکلاپ مـــنی خدمـــــــــــته ، اورین مانی اوتدی

عبدالکریم " بهمن " شعری

ادامه نوشته

میللی حرکت دوشنبه ۲۷ میزان ۱۳۸۸

برگزاری اولین سمپوزیوم بین المللی کوراوغلی در شهر بولوی تورکیه

اولین سمپوزیوم بین المللی کور اوغلی در روزهای هفده و هجدهم ماه اکتبر در دانشگاه " آبانت عزت بایسال" شهر بولوی ترکیه برگزار گردید. در این سمپوزیوم دانشمندان و محققین بسیاری از کشورهای ترک از جمله ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، اوزبکستان، جمهوری ترک قبرس شمالی و نیز نمایندگانی ازجوامع ترک شرکت کردند. در اولین روز برگزاری این سمپوزیوم که در سه سالن متفاوت بر گزار می گردید، مقالات تحقیقی جالب بسیاری قرائت شد.

ادامه نوشته

اتـالار سوزی

 آتالار سوزی

 آدم الی قــزل گل.

بیکاردن خـدای بیزار.

زحـــمت سونــگی راحت.

ایله گنگا شان یانگلشــــماز.

 اوزینی اوانینگ تنابی چوریک.

غونگشی غونگشـی نینگ بازاری.

گولمه غونگــشی گه ،گیلار باشینگه.

اوقـــان ایل اوزار، اوقه مادیق ایل توزار.

کوپ یاشان کوپ بیلماز، کوپ اوقان کوپ بیلار.

1388.08.09

توپلان  : امین محمدی

ادامه نوشته

تورکمن حالیسی

تورکمن حالیسی

قالین ترکمن

تعریفینی وصف ایتسم قزیل حالینینگ

مونی دوقاپ بیلیان گـلین غـــیز لارینگ

دنــــــــیا مشـــــــــــــهور زیور هنرینگ

عجایب هنر دیر تورکــــــــمن حالیسی

 

تورکستان دیارینگ دوقان حالیسی

جـــــــهانه بیلی دیر نر ومایه سی

حالـــــیدن بیزه له ن آق قره اویی

کوشک لر زینتی تورکمن حالیسی

 

حالــی چی غیز نبات ، عایشه ، قمر دیر

سولگون ، مرل ، زهره همده منگلی دیر

جمــــــیله ، خدیجه ، حالینگ گورکی دیر

گــوزل لر دن گــوزل تورکـــــمن حالیسی

 

ترکمن

ترکمن:

ترکمن یاترکمان از اقوام ترک تبار آسیای میانه هستند که عمدتاً درکشور ترکمنستان ساکن هستند.

ترکمنها مسلمان وسنی مذهب اند.

منطقه سکونت ترکمنها شامل کشورهای ترکمنستان ،افغانستان ،اوزبکستان ،ترکیه ،ایران ،عراق ،سوریه ،چین ،قزاقستان// درکشورهای اروپایی ازجمله آلمان ،سوئد ،هلند و...// به صورت پراکنده است.

ترکمن ها که آنهارا اوغوز یا غز نیز نامیده اند،شاخه ای ازترکان آسیای میانه اند که ازعهد قدیم درصحراهای وسیع بخش سفلای رود سیحون و بین دریای آرال به زندگی چادر نشینی روزگار می گذراندند.

تاحدود قرن هفتم میلادی ترکمن ها جزئی ازقوم بزرگ ترک بودند. دراین سالها به دنبال اضمحلال امپراطوری گوگ تورک ،گروهی ازترکها که اوغوز نامیده می شدند، ازآنان جدا شده ازناحیه ار خون به طرف آرال وسیر دریا کوچ کردند.

 

انتخابات افغانستان

 دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان سال 1438 هجری خورشیدی
 

کارتون ازکابل پرس

·         بیستم میزان سال 1438 خورشیدی، کمیسیون نامستقل انتخابات کشوراعلام کرد که کارکنان کمیسیون شکایات این نهاد همچنان در حال بررسی آرا مشکوک مربوط به دومین دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان که سال 1388 شمسی برگزار شده، می باشند که نتایج ان تا ده سال آینده مشخص می شود و به اطلاع هموطنان عزیز می رسد.

·        دوازدهمین دور نتخابات ریاست جمهوری افغانستان ،  بای نای دی نماینده ویژه سازمان ملل در افغانستان  گفت:  این انتخابات در حالی در افغانستان برگزار میشود که از دور اول انتخابات ریاست جمهوری به بعد هرساله بر تعداد کاندیدان ریاست جمهوری اضافه گردیده تاجایی که در این دور شمار کاندیدان به رقم 339 رسید که از این رقم 338 نفر مورد صلاحیت شناخته شدند.

·         دوازدهم اکتبر سال  2059 میلادی ، محترم جامد کرزی نواسه مرحوم حامد کرزی رییس جمهور فقید کشور، با  کسب 54 فیصد آراء همچنان کرسی ریاست جمهوری را در این خاندان حفظ نموده است.

·         ماه جوزای سال 1438 هجری شمسی، پس از اعلام ثبت نام نامزدها از سوی کمیسیون انتخابات، خیرالله خیرالله فرزند ارشد مرحوم عبدالله عبدالله نامزد دومین دور انتخابات ریاست جمهوری، بعد از آنکه بعلت کهولت سن نتوانست در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کشور شرکت نماید؛ این انتخابات را که هنوز برگزار نشده است را محکوم کرد.

·         در نیمه دوم قرن بیست و یک میلادی، سایت کابل سیتی پرس یا همان کابل پرس سابق همچنان مصرانه بر حرف خود پا برجاست و از داکتر رمضان بشردوست نامزد دومین انتخابات ریاست جمهوری حمایت می کند

·         در ربیع الثانی سال 1480 هجری قمری ، خانواده مرحوم اشرف غنی احمدزی پس از گذشت 20 سال از فوت آن مرحوم ، اعلام داشتند که در اثار بجای مانده از اشرف غنی احمدزی و بررسی تخصصی وصیتنامه وی مدارکی بدست آمده که اثبات می کند که حامد کرزی در دوره اول انتخابات ریاست جمهوری در سال 1383 شمسی،  اصلا رای نیاورده و اشتباها رییس جمهور اعلام گردیده بود.

·         بعد از گذشت شصت سال از حمله نظامی آمریکا به افغانستان ، داراک حسن اوباما رییس جمهور جدید امریکا ، صبح امروز در یک نشست رسانه ای اعلام نمود : بر طبق استراتژی جدید امریکا در جنگ افغانستان ، قرار است ایالت متحده تعداد نظامیانش را افزایش می دهد و جستجوی جسامه بن نعم دن  نواسه اسامه بن لادن را از سر گیرد.

 افغان پی پر

 

بدون شرح

 

گنبدتاریخی دراندخوی

ارسالی : محمدقاسم شاگرد دولت گیلدی فدایی

مارکیت قالین دراندخوی

ارسالی : محمدعمر"قاریزاده"

علی شیر نوایی

بمناسبت تولد علی شیر نوایی (1501-1441)

مختصری از بیوگرافی شاعر:

شاعر ملی، ارکان مدبر دولت و متفکر بزرگ دنیای ترک علیشیر نوایی در شهر هرات در خانواده یکی از دولتمداران چشم به جهان گشود. این خانواده کانون گردهایی هنرمندان و شاعران بود. هنوز 15 سال بیشتر نداشت که بعنوان شاعری شناخته شد که به دو زبان شعر میگفت. او در شهرهای هرات و سمرقند دانش اندوخت. درسال 1469 به مقام مهردار دوست دوران مدسه ای خود سلطان حسین بایقارا نایل گشت و در 1972 نیز به مقام وزارت رسیده صاحب عنوان امیر شد. او دراین مقام پیوسته حامی نقاشان، موسیقی دانان، شاعران و خطاطان بود. با تلاشهای شخصی خود به ساختن پلها، کاروانسراها، مدارس و هنرکده ها همت گماشت. علیشیر نوایی در آثار خود نمونه برجسته ای از نوعدوستی و انسانپروری بر جای نهاده است. موضع بسیار مترقیانه ای که وی اتخاذ کرده بود دربین دولتمردان سودجو ایجاد ناراحتی کرد. درسال 1487 اورا بعنوان حاکم راهی استراباد کردند و در همانجا مقدمات توطئه سوء قصد به جان وی را نیز چیدند. نوایی دراین شرایط اضطراری وظایف دولتی را رها کرده در سال 1488 به هرات برگشته باقی عمر را وقف خلق آثار ادبی می کند. میراث ادبی علیشیر نوایی پرشمار، متنوع و فراگیر میباشد. وی نزدیک به سی مجموعه شعر، منظومه های بزرگ و دیگر آثار ادبی و هنری آفریده است که آئینه تمام نمای دنیای روحی آسیای میانه میباشد. وی توانسته است توانسته است از همه دستاوردهای بزرگ ادبی و هنری خلقهای آسیای میانه و نزدیک که طی قرون و اعصار متمادی شکل گرفته بود خلاقانه بهره گیرد. بویژه غزلیات در اثار وی جایگاه برجسته ای دارد. خمسه نوای که حاوی 5 منظومه بزرگ که دارای شهرت جهانی میباشد، شاهکار وی بشمار می آید.

درآن د وره کوششهایی بچشم می خورد تا زبان ترکی را خشنتر ازآن بحساب آورند که بتوان  به آن اشعار زیبایی آفرید. اما علیشیر نوایی با خلق اثر برجسته خود بنام ؛محاکمة اللغتین؛ پوچ و بی پایه بودن چنین ادعاهایی را بر اساس معیارهای علمی و نظری به اثبات رساند. این شاعر پرنبوغ با آفریدن آثار برجته خود نه تنها به فرهنگ ملت ازبک خدمات بی بدیلی نمود، بلکه فراتر ازآن در رشد و انکشاف ادبیات ملتهای اویغور، ترکمن، آذربایجان، ترک (ترکیه)، تاتار و تمامی ترک زبانان سهم ارزنده ای دارد. بهمین جهت نیز وی دربین تمامی این ملتها از شهرت و محبوبیت بسزایی برخوردار میباشد.

علیشیر نوایی درمیان مردم ترکمن نیز در حد یک شاعر ملی مورد احترام بوده و میباشد. در گذشته برخی آثار وی بویژه خمسه اش در مدارس تدریس می شد، اما امروز کلیه اثارش مورد بررسی و آموزش قرار می گیرد. تبدیل شدن برخی از آثار وی به فولکلور خلق ترکمن خود گواه نفوذ عمیق وی از دیرباز در بین مردم ما میباشد. گواه دیگر بر واقعیت فوق وجود پرده نوایی در موسیقی ترکمنی میباشد.(ترجمه به اختصار از جلد یکم دایرةالمعارف ترکمنستان صفحه 20-19).

جهت آشنایی بیشتر با شخصیت و نقش تاریخی این شاعر ملی و متفکر بزرگ با خلاصه ای از سیر زبان ادبی ترکی  پس از تسلط اسلام بر آسیای میانه و مرکزی آشنا می شویم: 

نیروهای اسلامی پس از استقرار در سرتاسر آسیای میانه و نزدیک  دولتهای دست نشانده خودرا ایجاد می کنند. در دستگاههای مختلف دولتی در عرصه های سیاسی، نظامی، تجاری و مدنی نمایندگان ملتهای مختلف شرکت می کنند و به تناسب وزن و نفوذ این ملتها، در کنار زبان عربی جهت ایجاد مراوده و تفاهم بین انان، زبان و ادبیاتهای دیگری نیز شکل می گیرد. 

پس از پایان دوره اموی، خلفای عباسی بویژه ؛المعتصم بالله؛ به ترکان تکیه می کند. ترکها موجودیت خودرا نه تنها در عرصه نظامی بلکه در عرصه فرهنگی و سیاسی نیز نشان می دهند. زبان خودرا با قدرت حفظ کرده به دیگر ملتها نیز می قبولانند. وجود ترکها برای حفظ و حراست یکپارچگی دنیای اسلام هخمیت حیاتی داشت. زیرا آنان قبل از اسلام نیز صاحب تجارب فراوان در عرصه حکومت و دولتمداری بودند. حتی در رابطه با ترکان حدیث های گوناگون نیز پیدا شده بود. معتصم با انتخاب همسر از ترکان اقدام به سپردن حاکمیت سرزمینهای اسلامی بدست آنان اقدام میکند. رهبران برجسته ترک چون افشین به توده های مردم کمکهای فراوانی می کند.

 قرن 12-11 دوران طلایی زبان ترکی بود. اعراب می بایست زبان ترکی را که زبان دولتی بود می آموختند و ترکها نیز می بایست زبان عربی را که ربان دینی بود فرا می گرفتند. در چنین شرایطی بود که محمود کاشغری اثر بزرگ خود بنام ؛دیوان اللغت الترک؛ را می نویسد (1077). وی دراین اثر خود می نویسد: «آینده ترکان بزرگ است، نزدیکترین راه جهت بدست آوردن دل ترکان نیز آموختن زبان آنان می باشد...».

با ورود اعراب، رشته های گوناگون علمی (جغرافیا، ریاضیات، نجوم، طب و فلسفه) با تمدنهای بومی درهم امیخته درنتیجه آن تمدنهای جدیدی پدید می آید. دراین دوره ازمیان ترکان شخصیتهای علمی برجسته ای چون ابو موسی خوارزمی، ابو نصر فارابی، ابن سینا بر می خیزند که اثار فراوانی بزبان عربی نوشته اند که  تآثیر بزرگه در رشد و انکشاف علم و تمدن جهانی داشت.

در عرصه ادبیات نیز در بخش شرقی سرزمینهای اسلامی دو زبان ادبی شکل می گیرد. در محدوده حکومت غزنویان در افغانستان کنونی زبان دری (درباری که  فارسی دری نیز نامیده میشود ) و در دولت قاراخانیان (از سوی ساتیق بوغرا (1212-912 تأسیس شد) زبان ادبی ترکی یی شکل می گیرد که که به زبان کاشغری یا خاقانیه معروف بوده، تا زمان پیدایش زبان ادبی چاغااتایی بعنوان زبان ادبی مشترک همه ترک زبانان رایج بود. دراین دوره آثار بزرگی چون ؛قوتاتغو بیلیک؛ یوسف بالاساغنلی، دیوان اللغت الترک محمود کاشغری، دیوان حکمت خوجه احمد یسوی ... برشته تحریر در می آید.

برخلاف تفکر رایج در اروپا، روسیه و برخی عوامل محلی آنان، چنگیز و تیمور سمبل غارت و ویرانگری نبوده اند. پس از ویرانیهای اولیه حاکمیت چنگیزخان که ویژگی هر جنگ استیلاگرانه ای در طول تاریخ بشری بوده و میباشد، در دوره های بعدی و بویژه در دوره تیموریان علم و تمدن به رشد بی سابقه ای می رسد. تا جائیکه قرن 15 میلادی در علم ستاره شناسی به ؛عصر اولوغ بیک؛ (نوه امیرتیمور 1449-1404) معروف بوده و امروزه نیز منطقه ای در سطح کره ماه از سوی دانشمندان بنام اولوغ بیک نامگذاری شده است. در دوران شاهرخ فرزند امیر تیمور شهر سمرقند ترکستان به مهمترین کانون علم و تمدن جهانی تبدیل شد. در دوره بعدی یعنی در زمان اولوغ بیک و بویژه سلطان حسین (سؤیون) بایقارا شهر هرات رونق یافته به پایتخت تبدیل می شود.

زبان رسمی و ادبی ترکی در دوران مغولان و تیموریان به ؛ترکی چاغاتایی؛ معروف میباشد. چاغاتای نام فرزند دوم چنگیزخان میباشد. هرچند رهبران سیاسی در این دوره ازبین مغولان برخاسته اند اما زبان رسمی و ادبی ترکی بود. آثار ترکی علیشیر نوایی برجسته ترین نمونه زبان ترکی چاغاتایی میباشد. علاوه بر شعرای ازبک و اویغور، زبان ادبی شعرای کلاسیک آذربایجان و ترکمن چون؛ نسیمی، فضولی، عندلیب  و دولت محمد آزادی نیز ترکی چاغاتایی میباشد. 

جایگاه علیشیر نوایی در ادبیات ترکمنی:

اکثر شعرای کلاسیک ترکمن  در خلاقیت ادبی خود نوایی را الگوی خود قرار داده اند. به تأسی از وی نظیره نویسی برای شعرایی چون نورمحمد عندلیب به سنت تبدیل شده است. مجموعه اشعار ترکی وی ؛خزائن المعانی؛ بالغ بر 45،000 مصراع، و بزبان دری ؛دیوان فانی؛ بالغ بر 12،000 مصراع میباشد.

نوایی سنت خمسه نویسی شعرای مشرق زمین را که از سوی نظامی گنجوی شاعر بزرگ آذربایجانی آغاز شده بود ادامه و ارتقاء می دهد. خمسه نوایی  پنج داستان مشهور مشرق زمین؛ خیرات الابرار، شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون، صیغه سیار و سد سکندری را دربر می گیرد. 

خیرات الابرار ایده های دولتداری، عدالت، قانون و خدمت به مردم را دربر می گیرد. این اثر بویژه برای شاعر کلاسیک ترکمن دولتمحمد آزادی در نوشتن کتاب ؛وعظ آزاد؛ الگوی ارزنده ای بوده است.

گام بزرگی که علیشیر نوایی در عرصه رفرم زبان و ادبیات ترکی برداشت، پس از وی نیز از سوی شعرایی چون ؛ظهیرالدین بابر؛ پیگیری و تداوم یافت. مثلا در قرن 17 میلادی  خان خیوه ؛ابوالغازی بهادر؛ در اثر خود بنام ؛شجره تراکمه؛ پیرامون ضرورت چنین رفرمی چنین می نویسد:

« ما این کتاب را شجره تراکمه نام نهادیم. همه بدانند که، کسانیکه قبل از این به نگارش تاریخ ترک همت گماشته اند از لغات عربی و فارسی زیاد استفاده کرده اند... ما برای بیان هنر و فرهنگ ملتمان ازآن شیوه پیروی نکردیم. زیرا خوانندگان و شنوندگان این کتاب البته که ترکها خواهند بود. پس برای ترکان باید ترکانه شرح داد».

شاعر و متفکر بزرگ ترکمن ماغتیمقولی قولی فراغی نیز این رفرم زبانی را پیگیری و تا آنجا ارتقاء داد که زبان ملی جدید ترکمنی را پایه گذاری کرد که، زبان مدرن ترکمنی بر اساس آن شکل گرفت. بخاطر این حرکت ملی و انساندوستانه نوایی بوده است که ماغتیمقولی در اشعار خود بعنوان استاد از وی یاد می کند:

دامغانیدا یؤره ن اوسساد نوایی

؛ چار دیوانی؛ ؛ پرهاد شیرین؛ زبانی

؛ ظهیرالدّین بابور؛ ، ؛ میزان اوزانی؛

آلارنینگ فاشیندا من مجنون بولسام..

آثار نوایی در میان مردم ترکمن انچنان رایج بوده که حتی در آثار فولکلوریک نیز مشاهده می شود. مردم ما نوایی را با صفاتی چون؛ عادل، اندیشمند، سخاوتمند، شجاع، راستگو، مبارز، در دستگاه دولتی حامی ضعفا، شاعر مردمی و نوعدوست توصیف می کنند. برخی ازغزلیات وی به ترانه های محبوب باغشی ها (خوانندگان ترکمن) تبدیل شده است. بویژه تأثیر خمسه وی در ادبیات و فولکلور ترکمنی که حاوی پندها و اندرزها میباشد آشکار میباشد.

نوایی در ترکمنستان نیز زیسته،  و در رشد معارف نقش بزرگی ایفا نمود. در ماری (مرو) مدرسه ای بنام خسرویه تأسیس کرد. در بین مردم پیرامون روابط بین علیشیر نوایی و سلطان حسین بایقارا طنزها و ترانه های زیادی وجود دارد که بقول نویسنده بزرگ ترکمن بردی کربابایف: «این لطایف و طنزها نقل مجالس فراوانی است که  مردم تا پاسی از شب دور خوانندگان و لطیفه گویان خود حلقه می زنند و از شنیدن انها لذت می برند. این لطایف پند آموز در تربیت روحی مردم و شکوفایی استعدادهای هنری نقش ارزنده ای دارد».

؛خیرات الابرار؛ نوایی که در حقیقت نظیره ایست بر ؛مخزن الاسرار؛ نظامی، در نوبت خود در پیدایش اثر ؛وعظ آزاد؛ دولت محمد آزادی تأثیر آشکاری دارد (دراینجا تعدادی از ابیات این دو اثر برای مقایسه آورده شده است که جهت رعایت اختصار حذف شد، ب. گ.). همانگونه که در بالا اشاره شد در اشعار ماغتیمقولی نیز تأثیر نوایی پیداست .

نوایی در سال 1498 اثر معروف خود ؛مجالس النفایس؛ را می نویسد. این اثر نخستین تذکره در زبان ترکی چاغاتایی میباشد که درآن از 459 شاعر سخن می رود. تعدادی از آنان شعرایی هستند که در ترکمنستان زاده شده و یا زندگی کرده اند. بهمین جهت نیز این اثر در تاریخ ادبیات ترکمنستان نقش ارزنده ای دارد. نوایی دراین اثر خود نسبت به شعرایی که به زبان ترکی شعر نوشته اند ارزش و احترام بسزایی قایل شده نمونه هایی از اشعارشان ارائه می دهد.

نمونه هایی از اظهار نظر محققین در رابطه با نوایی:

نوایی شناس م. بلین: نوایی با غیرت و فداکاری بزرگی کار و کوشش نموده و زبان ترکی را تا جایگاه شایسته اش ارتقاء داده است. وی همچنین ملی گرایی ترک را نیز بنیان نهاده است.

ن. ای. ایلمینسکی: درمیان شخصیتهایی که درراه احیاء زبان ملی مبارزه و جانفشانی کرده اند، نوایی نیرومندترین و نمونه منحصر بفرد می باشد.

آ. وامبری نیز در کتاب ؛ترکهای آسیای میانه؛ خود، اثر ؛محاکمة اللغتین؛ نوایی را ستوده، زبان ترکی چاغاتایی را زبانی بسیار قوی ارزایبی می کند.

ترک شناس، شاعر و مؤلف بزرگ هندوستان ؛بابرشاه؛: علیشیر را نمی توان با هیچ شخصیتی مقایسه کرد. از آغاز شعرنویسی بزبان ترکی، در سرودن اشعار زیبا و فراوان کسی به پای او نمی رسد.

حاکم زمان نوایی سلطان حسین بایقارا: نوایی ستاره استعداد و توانایی را از طلوع تا ذروه آسمان، و حقیقت را از پایمال شدن تا عرش اعلاء رسانده است.

کاپی : ترکمن صحرا

ارسالی : امین "محمدی"

ترکــــــمن ها

  طوایف ترکـــمنها

تركمن ها به قبايل و تيره هاي متعددي تقسيم مي شوند: 

ارسالی : محمد حسن قاریزاده

1388/07/05

«عالي ايلي»، «چاودار»،« يمرلي»، «ارساري»، «سالور»،« ساريق»، «تكه»،« يموت»، «گوكلان».

          اكنون به بررسي محل زندگي و خصوصيات آنها مي پردازيم و با توجه به اين كه بيشترين اطلاعات در كتاب هاي مختلف ، درباره ي سه طايفه ي تكه، يموت و گوكلان آمده است ، درباره ي ساير طوايف تركمن فقط به معرفي و توضيحي مختصر اكتفا مي كنيم.

ـ تركمن هاي عالي ايل (آل ايلي يا علي ايلي ها): عمدتاً در ناحيةي «اندخوي» در مرز شمالي افغانستان ساكن بودند، هرچند كه بخش كوچكي از اين قبيله در مرز شمالي و ايالات قوچان و دره گز ايران زندگي مي كردند و تابع امير افغانستان بودند.

ـ تركمن هاي چاودار (چاودريا، چوديرها): در منطقه ي بين «مانقشلاق»و «خيوه» زندگي مي كردند. تيره‌هاي عمدة ي آنها از بحر خزر تا «كهنه اورگنچ» و« بولدومساز» و«پرسو» و«گوگجق مرو» متفرق هستند. 
ـ تركمن هاي يمرلي: يمرلي ها در سمت شرقي آمودريا ساكن بودند. 

ـ تركمن هاي ارساري: اين قوم تركمن در ساحل چپ آمودريا از بخارا گرفته تا بلخ و سرزمين داخل افغانستان سكونت داشتند. ارساري ها يكي از قبايل پر جمعيت تركمن در آسياي ميانه بودند. بعد از غلبه ي روس ها بر تركمنستان، بيشتر ارساري ها به دولت روسيه توسط بخارا خراج مي پرداختند و تعداد كمي از آنها تبعه ي افغانستان بودند. بيشتر آنها اسكان يافته بودندودر روابط بين خانات بخارا و افغانستان نقش عمده اي داشتند .آنها منشعب به چند تيره مي شدند: « قارا»،«باكول» ،« آلاچا»، «اوكا». 

ـ تركمن هاي سالور: سالورها يكي از قديمي ترين قبايل تركمن بودند. احتمالاً تعداد آنها قبل از جنگ ها و تهاجماتي كه موقع انتقال قسمت عمده ي تركمن ها توسط سلجوقيان از آسياي مركزي به غرب روي داد، بيشتر بود. سالورها در شرق سرزمين تكه، بين سرخس و رود مرغاب مي‌زيستند. 
در
اواخر دوران صفوي ، تركمن هاي سالور در ناحيه ي«اتك» و «آخال» مسكن گرفتندو بعد از مرگ نادرشاه حركت تدريجي خود را به سوي خراسان آغاز كردند. سالورها در دوران پادشاهي فتحعلى شاه خود را به رود تجن رساندند. عباس ميرزا نايب السلطنه درگيري هاي زيادي با اين اقوام داشت و سرانجام براي ريشه كن كردن اين قوم در 12جمادي الثاني 1248هـ. ق. راهي سرخس شد و عدة ي زيادي از سالورها را اسير كرده، به مشهد آورد.

تقسيم بندي آنها به قرار ذيل است:

الف- يلواج (يالاواچ)

ب- قره‌مان

ج- آنابوگلي

كه هركدام ازاين طوايف نيز خود به شعبات مختلفي تقسيم مي شوند.

ـ تركمن هاي ساريق: يك قبيله ى قديمي ديگرند كه در ناحية ى «پنجده»، كنار رود مرغاب در شرق سالورها ساكن هستند. اينها هم مانند سالورها به شجاعت مشهورند و مانند آنها تعدادشان بسرعت روبه كاهش است. اين طايفه به قبايل متعددي با نام هاي «خراسانلي»،«بيراج»،«سوخته»،«آلاشا»و«هرزقي» تقسيم مي شوند كه هركدام داراي شعبات مختلفي هستند. ساريق ها در كنار رودخانه ي مرغاب اشتغال دارند و به اين واسطه به زراعت و باغباني مي پردازند. گله‌هاي زياد گوسفند و شتر فراوان دارند كه در نزديكي رودخانه ي « قاراتپه» در دامنه ي شمال «پاروپامسيوس» خوراك فراوان براي آنها موجود است. 

          تركمن هاي تكه: تكه از بزرگ ترين و نيرومندترين قبيله هاي تركمن است كه نفوذ آنها دركشورهاي مجاور بلكه در ميان كل مردم تركمن محسوس است. قدرت فزاينده ي تكه، رهبريت تركمن ها را به آنها داد. همان طوري كه در واقع اسم آنها هم تلويحاً بيان گر آن بود.

            آنها در آخال و واحه هاي مرو، و در سرتاسر كوير و «اوزبوي»، از نزديك چاه هاي «ايگدي» گرفته تا مرزهاي واحه ي خيوه مي زيستند. زماني بيش تر جمعيت تكه در سرزمين آخال ساكن شده بودند، اما بعد از اين كه سدي روي مرغاب ساخته شد، عده اي به واحه ي مرو انتقال يافتند، كه بدين ترتيب مرو از واحة ي آخال پرجمعيت ‌تر گرديد. و به واسطه ي اسم محل سكناي خود، به «آخال تكه»  و «تكه مرو» موسوم شدند. 

            علت انتقال تكه هاي مرو از واحة ي آخال، فشار جمعيت و نداشتن زمين هاي زراعي كافي و نبودن آذوقه در آخال بوده است كه يكي از رهبران تكه به نام «قوشيدخان»  با زدن سدي بر روي رودخانه ي مرغاب آن واحه را آباد مي كند. و تكه هاي مرو در سال 1835 از آخال تكه جدا مي‌شوند و در مرو در كنار رودخانه ي مرغاب سكني مي گزينند. بر اساس اخباري كه از آنها در دست است ،در آن اوقات عدة ي زيادي از تركمن هاي تكه به راهنمايي «اورازخان» از زمين آخال حركت كرده به مسافت هشتاد ورست به مغرب روستاي «جيار»  كه در انتهاي هري رود واقع است رسيدند. سي سال بعد تكه ها، با ايراني هايي كه از طرف قاجاريه براي تنبيه و غارت آنها فرستاده شده بودند جنگ و خون ريزي داشتند. در اين جنگ  كه به جنگ مرو معروف است، تكه ها شكست سختي را بر قشون ايران وارد ساختند. بعد از شكست ايراني ها، تركمن هاي تكه، تراكمه ي ساريق وسالور را مطيع خود نمودند و تمام خاك مرو را تصرف كرده و خودرا نه تنها از تبعيت ايراني ها خلاص كردند، بلكه از تبعيت اهل خيوق نيز بيرون آمدند.

            تكه ها كه از نيرومندترين و شجاع ترين طايفه ي  تركمن هستند در مقابل هجوم قشون ايراني و روسي، مقاومت هاي زيادي نمودند و شكست سختي را به اين دو مهاجم قدرتمند و نيز حاكم خيوه وارد آوردند. درباره ي شجاعت تكه ها در« گرگان نامه» ي  «مسيح ذبيحي»  اين گونه آمده است كه : «تنها، تراكمه ي تكه سبب هستند كه روس ها با هزار زحمت وضع حاليه ي خود را در آسياي وسطي تحصيل نموده اند و نتوانند روابط خود را در اين ممالك وسعت دهند. كار آساني نخواهد بود كه روس ها تراكمه ي تكه را به اطاعت درآورند. آنچه بيشتر اسباب صعوبت انقياد تراكمه ي تكه است نه تنها شجاعت آنها كه چندين بار علايم آنها به ظهور رسيده است ، بلكه ميل زياد آنها به آزادي است.»

            مسكن دايمي تكه ها نوار باريكي بود كه در طول« كوپت داغ»، از  «قزل آروات» تا« گاوارز»، و دشت حاصل خيز مرغاب قرار داشت. به گفته ي «گرودكوف»، بيشتر دهات تكه، بويژه در آخال، به وسيله ي ديوارهاي گلي بلندى احاطه شده و به صورت استحكاماتي در مسير رودخانه ها، گاهي تك و گاهي به صورت جفت و حتي گروه هاي بزرگ تر قرار داشتند.مهم ترين آنها عبارتند از:در «كانال گوزباشي»، «باگير»، «قاري قالا»،« ميراوا»، «گوكجه»، «ساليك قالا»، «قبچاق» و «عشق آباد»، در رودخانه ي «كوزلوخ»، «يميشان»، «شوقالا»، «كياليجار»،« باب آراب»، «گومبت لي» و«ايزگنت» ،در رودخانه ي «فيروزي يني سو» و «رولمتاي بوزمين» و سرانجام در «سكيزياب»،« يانگي قالا»، «گوك تپه» ، «كهنة گوگ تپه» و «آخال» .

            تكه ها به دو تيره ي عمده تقسيم مي شوند: « توختاميش» و «اوتاميش». تكه هاي توختاميش خود به دو تيره ي« بك» و «وكيل» منشعب مي شوند كه از هركدام تيره هاي متعدد ديگري انشعاب پيدا مي‌كند. تكه هاي اوتاميش نيز به دو تيره ي «سيچمازشامل» و «باخشي شامل» تقسيم مي شوند كه هركدام از آنها نيز به تيره هاي كوچك تري تقسيم مي شوند. 

ـ تركمن هاي يموت: يموت ها از قبايل قديمي و پرجمعيت تركمن هستند. آنها نيز به مانند تكه ها از طوايف نيرومند و شجاع تركمن محسوب مي شوند كه در جنگ با ايرانيان و تزارهاي وحشي، شجاعت و نيرومندي خود را بارها به اثبات رسانيدند.

            يموت ها پر جمعيتند و بسيار پراكنده شده‌اند و در مناطق استرآباد تا« كراسنوودسك» (قزل سو) سواحل شرقي درياي خزر و اطراف خيوه ساكن بوده اند.

            در گرگان نامه ي مسيح ذبيحي در معرفي تركمن ها مطالب ارزنده اي نوشته شده است ،در بخشي ازآن آمده است : «در معرفي تركمن ها ‌ ابتدا به آنهايي اشاره خواهيم نمود كه بيشتر در اطراف مشرق سكني داشته و با روس ها بيشتر مربوط بوده و معروف تر از ديگران هستند. نزديك درياي خزر مابين رودخانه هاي اترك و گرگان تراكمه ي« قره چوقا» كه اصلاً يموت هستند سكني دارند و نيز تراكمه ي «بايرام شالي» كه بيشتر آنها در خيوق هستند. همچنين به قدر هزار خانواده از تراكمة ي قراچوقا در خيوق زندگة مى كنند.

            تراكمه ي قراچوقا كه در نزديكي درياي خزر به سر مي برند به دو گروه تقسيم مي شوند: يك گروه آن« شريف جعفرباي» هستند كه به قدر هشت هزار خانواده در ساحل درياي خزر زندگي مي كنند. گروه ديگر كه موسوم به « آق آتاباي» يا « چوني» است به قدر هفت هزار خانواده است كه بيشتر در طرف مشرق، مسكن دارند. در ميان عامة ي يموت اين دو اسم، مشهورو مقبول است و نژاد شرف و از شرف و چوني از چوني سخت عار مي‌كشند و حمايت دارند واتفاق و اتحاد ايشان در واقع سخت و موجب بسي حيرت است كه در حقيقت جزو اخلاق آنهاست. 

            هر خصومت و رنجشي كه درميان آنها حاصل مي شود، رنجش و خصومت ايلياتى  است ؛ همين كه پاي غير به ميان بيايد، تمام با هم متفق مي شوند.

            در بين يموت ها نجبا را «ايگ» و نانجيبان را «قول» مي‌نامند. ايگ آنهايي هستند كه پدرو مادرشان يموتي است وقول آنهايي هستند كه پدرشان يموت و مادرشان از ولايت است. 

            سرزمين يموت محدود است از شمال به اترك، از مغرب به درياي خزر از جنوب به دهات «اتك» استرآباد يعني بلوكات «سدن رستاق»، «استراباد رستاق، «كتول»،« فندرسك» و« سنگر». همه جا كنار جنگل علامت مرزي است و دشت پهناور ماوراى آن زير تسلط تركمن ها است. و از طرف مشرق به «هرهر» و « ياس تپه» و يك باريكه ي خاك بي طرف كه بين اقامتگاه هاي يموت و گوكلان واقع است.

            نام ايل يموت ماخوذ از اسم يموت پسر «اغوزجك» است. يموت صاحب دو پسر به نام هاي «اوتلي تمور» و «قوتلي تمور» بوده است، اوتلي تمور جد عشاير يموت خيوه و قوتلي تمور، جد مردم يموت ساكن در ايران هستند.

            يموت ها در ايام چنگيزخان و تيمورلنگ اراضي فعلي را كه در دست دارند به دست آورده، سكني گرفتند. ... زماني كه خاندان اتابكان حكمراني مي كردند يموت ها در منطقه ي شمال وشمال شرق ايران فعاليت هاي زيادي در تركمن كردن منطقه داشتند. 

            محل استقرار اولية ي يموت ها عبارتند از: «خوجه نفس»، «كمش تپه»، «خليج حسنقلي»،« چله كن » (چهاركن)، « چكيشلر»و«اترك». در اين باره «رابينو» مي نويسد: «محلات ذيل بعضي از اقامتگاه هاي دايمي يموت است كه ذكري از آنها نشده است: 

الف- پست مرز مراوه تپه در ساحل جنوبي اترك در 72 ميلي شمال غربي بجنورد و بنابر اطلاع اهل محل 28ميل در مغرب «بيرام الم».

ب- پست مرزي «ياغي الم» هشت ميل در شمال غربي بيرام الم. 

ج- «چاتلي» در هشت فرسخي «چكشلر» و 32 ميلي (هشت فرسخي شمال غربي گنبدقابوس).

د- «سنگرتپه» در نزديكي مصب اترك در ده ميلي شمال شرقي« تازه آباد». 

هـ- « تازه آباد» در ده ميلي شمال گمش تپه كه هشت يا نه خانه متعلق به ماهيگران تركمن دارد.

و- «آلتين تخماق»، تقريباًدر نيم فرسخي دريا و دو فرسخي«انچلي».

ز- «گورك سفيد»  در دوميلي گمش تپه و دو ميلي دريا. 

            «كلنل چارلزادوارد ييت» مي‌نويسد: «يموت ها ظاهراً مردمي با ايمان و نسبت به معتقدات خود پاي بند بودند، حتي خان هاي همراه ما نيز چندمرتبه در روز نماز خود را به جاي مي آوردند.» 
اعتقاد كاملي به كلام ا.. مجيد دارند. و در ماه صيام هرگاه مسافرت كنند تا آن مسافرت از ضروريات اسلامي نباشد روزه نمي‌خورند. به مشايخ و قضات و خوجه و صوفي خيلي احترام مي‌كنند و نذورات براي آنها مي برند.»

            بعد از قتل عام يموت هاي خيوه توسط روس ها در سال 1873، مقاومت آنها در برابر فشار مداوم روس و ايران در هم شكست. قسمتي از يموت ها تسليم روس و قسمتي ديگر تسليم ايران شدند. در آن تاريخ آنها تقريباً 40000 خانوار (جمعاً 200000نفر) بودند. در حدود 15000 خانوار اطراف خيوه و 25000 خانوار در شمال خراسان ايران وساحل شرقي درياي خزر زندگي مي كردند. 
در گرگان نامه آمده است «بزرگ ترين ،متمول ‌ترين و متمدن ترين  طوايف يموت ،اول طايفة ي جعفرباي وپس از آن طايفة ي آتاباي است. ولي هيچ طايفه به تمول و تمدن جعفرباي نمي‌رسد».عدة ي يموت‌ها تقريباً هفت هزار خانوار است، كه يك سوم، صحرانشينند و بقيه اقامتگاه ثابت دارند. جعفرباي ها ملاح و ماهي گير و تجار قبيله اند و وضع كارشان از همه بهتر است. بعد از آنها آتاباي، «داز» ، «دوجي» و «يلقي» قرار دارند. پست ‌تر از همه چارواهاي بياباني و سركش و فقير تيره هاي« قان يوخمز» و«ايگدر» هستند، كه فقط معاش روزانه را در چادرهاي خود موجود دارند. تيره ي داز به افسانه‌هايي اعتقاد دارند كه به موجب آن ايشان از بازماندگان خاندان پادشاهي هستند. همسايگان آنها نيز ايشان را ارجمندترين تيرة ي قبيلة ي يموت مي‌شمارند. قبيله هاي يموت از حدود مغرب به مشرق به اين ترتيب مقيم هستند: جعفرباي، آتاباي، يلقي، داز، دوجي، بكه، بهلكه، بدراق، ايمير، كوچك، سلاخ، قجق، قان يوخمز و ايگدير.

            تراكمه ي جعفرباي چون در سواحل،سكني دارند سابقاً اسباب واهمة ي ايرانياني بوده اند كه در سواحل درياي خزرزندگي مي كرده اند، ايراني ها آنها را سارقين دريا و اشرار مي پنداشتند. 

            تركمن هاي گوكلان: گوكلان اسمي است با مسمي، مشتق از دو كلمة ي گوك ولان؛ گوك به تركي به معناي سبزولان به معني جايگاه است. قبيلة ي گوكلان، سرزمين محدودي را در مصب گرگان رود در اشغال دارند. منطقه ي آنها از ياس‌ تپه در ساحل جنوبي رودخانه در مغرب تا سرچشمة ي گرگان رود در «يلي چشمه» و دهنة ي گرگان رود در تنگراه و يا تخميناً از طول جغرافيايي 55 تا 56 درجة ي‌ شرقي است.

            شهرهايي كه اراضي گوكلان را در جلگة ي گرگان مشروب مي سازند، عبارتند از: آب« حاجي لر»، «كچه قره شور» كه از قلعه ي «كافه» و «دوزين» جاري مي شوند و آب «بانيل» از وامنان وآب«چقربيگدلي» از دهنة ي فارسيان و فيرنگ و آب «اوبه خالّي خان» از دهنة ي تنگراه. مردم گوكلان افرادي كشاورزند و در عادات خود مانند باديه نشين ها نيستند. اينان در همان چادرهاي نمدي تركمن زندگي مى كنند، اما دير و بندرت اوبه يا محل سكونت خود را عوض مي نمايند و در نتيجه محلي كه آنها در آن به سر مي برند بسيار كثيف و نامناسب مي نمايد.آنها با روسيه تجارت گاو و گوسفند و پارچه ي ابريشمي دارند و درخت توت و كرم ابريشم پرورش مي دهند و قدري نيز ترياك مي كارند و به استعمال آن نيز سخت معتادند. مصنوعات ايشان فقط نمد و فرش هاي زبر و مقداري پارچة ي ابريشمي است. مردمش مطيع‌تر از يموت و در خط رعيتي و زراعت طرف نسبت با يموت نيستند. «آرمينيوس وامبري» دربارة ي گوكلان ها مي نويسد: «اگر بخواهم از روي وضعيتي كه داشتند ومناسباتي كه بين آنها و همسايگانشان برقرار بود قضاوت نمايم، بايد آنها را به ديدة ي صلح‌جوترين و متمدن‌ترين تركمن ها نگاه كنم و به همين عنوان معرفي نمايم. غالب آنها از روي ميل به امر زراعت مشغول هستند و خود را تابع ايران مي دانند.

            به هرحال اراضي گوكلان ،حاصل خيز و قابل، هوايش سالم و نسبت به هواي يموت ،ييلاقى تر و داراي چشمه سارهاي زيادي است. و يكي از زيباترين مناطق شمال خراسان به شمار مي رود. ولي به واسطه ي كمي جمعيت ، فرسخ ها از اراضي ايشان عاطل و بي حاصل مانده است. 

            كلنل ييت كه سفري به ميان گوكلان ها داشته و آنها را از نزديك مشاهده كرده است مي نويسد: « به نظر مي‌رسيد كه آنها تيره‌هاي بسيار متفاوتي از تكه ها، ارساري ها و ساير تركمن هايي كه تا آن موقع ديده بودم باشند؛ بعضي از آنها بور و تعدادي نيز زرد پريده رنگ بودند و در مقايسه با تكه‌ها و ساريك‌ها ريش‌هاي پرتري داشتند، آنها اسب هاي بهتري را سوار بودند و كلاه هايي از پوست بره، تقريباً بزرگ تر و پهن تر از كلاه هاي عادي بر سرداشتند. درون آلاچيق‌هاي آنها وضع خوبي نداشت، از قالي هاي زيبايي كه تكه‌ها و ساريك‌ها بر كف چادر فرش مي كنند و يا كيف هايي كه بر ديوار مي آويزند، خبري نبود، علت اين امر، فقر يا نداري آنها نبود، چون وضع خوبي داشتند. بعضي از سران آنها ثروت زيادي داشتند، از جمله «سبحان قلي‌خان» رئيس ابه‌هاي «شغال تپه»؛ بلكه علتش اين بود كه گوكلان ها مانند طايفه هاي ديگر هنر قاليبافي و كيف بافي و ... را نداشتند و تنها هنر آنها در زمينه ى صنايع دستي نمدبافي بود ونيز آنها همواره ساده زندگي مي كردند وبه به كار بردن اشياى قيمتي در منازل خود اشتياق نداشتند.

            گوكلان ها پيش از طوايف ديگر تركمن مطيع ايرانيان شدند زيرا «آنان در سرزميني كه به سر مي بردند به علت حملات پي در پي ايرانيان زندگي آرامي نداشتند و پيش از آن كه ايران آنها را تسليم خود كند، مورد تهاجم آقامحمدخان (پادشاه ايران) و محمد امين خان (حاكم خيوه) قرار گرفتند و تاحدود زيادي نابود شدند. بدين طريق آنها چاره اي جز تسليم شدن به شاه ايران در اوايل دهة ي 1840 نداشتند.» 

            طوايف و قبايل مقدس تركمن ها: 

            غير از طوايف و تيره هاي مختلف تركمن،تركمن ها داراي چهار طايفه ي ديگري موسوم به «اولاد» هستند. اين طوايف چهارگانه ي اولاد از طوايف مقدس تركمن به شمار مي آيند. زيرا آنها خود را از نسل خلفاي راشدين « رضي الله تعالي عنهم اجمعين» مي دانند. 

            اين طوايف عبارتند از:

الف- «شيخ» ؛از نسل حضرت ابوبكر صديق (رض)

ب- «مخدم» ؛(مختوم)ازنسل حضرت عمرفاروق (رض)

ج-«آتا» ؛از نسل حضرت عثمان ذي النورين (رض)

د-«خوجه» ؛از نسل حضرت علي مرتضي (رض).

            اين طوايف چهارگانه كه از چهاريار پيامبر(ص) انشعاب يافته اند به خاطراين كه از ياران و خويشاوندان نزديك رسول اكرم (ص) هستند ،اولاد آنها در نزد تركمن ها مقدس شمرده مي‌شوند ؛ زيرا حضرت ابوبكر پدرزن پيامبر اكرم(ص) است ، حضرت عمر(ع) نيز پدرزن پيامبراكرم(ص) و از طرف ديگر داماد حضرت علي(ع) است. حضرت عثمان (ع) و حضرت علي(ع) هر دو داماد پيامبراكرم (ص) هستند و روايت است كه مي گويند آنها (اولاد) براي تبليغ دين مبين اسلام و از طرف ديگر به علت فرار از ظلم و جور خلفاي اموي به ميان تركمن ها آمده اند. و تركمن ها به آنها اولاد گفته و احترام بسيار زيادي نسبت به آنها قايل بودند و هستند. از ميان اين طوايف،آتا و خوجه پرنفوذترين آنها هستند. به دليل اين كه فرزندان اين دو طايفه از نوادگان و اهل بيت رسول اكرم(ص) محسوب مي شوند. 
در كتاب ايرانيان تركمن آمده است: «گروهي از تركمن ها نيز به اولاد مشهورند». «ويليام آيرونز» آنها را قبايل مقدس مي‌نامد. اين گروه به چهار شاخه تقسيم مي شود كه هركدام از آنها خود را فرزندان يكي از خلفاي راشدين (رض) مي دانند. اين تنها گروهي است كه در عين تركمن بودن در شجرةي اصلي تركمن ها جاي ندارد».

            آنها در هنگام جنگ هاي قبيله اي بين تركمن ها و حتي در سخت ترين شرايط مي توانستند آزادانه در ميان تمام طوايف متخاصم رفت و آمد نمايند و در دعواي آنهاميانجي گري مي كردندو بارها همين اولاد، جدال‌ها و ستيزهاي بزرگي را در ميان طوايف تركمن خنثي نموده و بين گروه هاي متخاصم آشتي برقرار نمودند. آيرونز در باره ي طوايف مقدس و محل آنها مي نويسد: «همواره يك كانال ارتباط ميان طوايف متخاصم حفظ مي گرديد كه مي‌شداز آن براي برقراري صلح و نيز انجام ساير مقاصد استفاده كرد. اين كانال ارتباطي عبارت از قبايل كوچكي بود كه ادعا مي كردند از اعقاب خلفاي راشدين هستند. تمام قبايل معمولي تركمن،همواره با اين قبايل داراي تبار مقدس، مناسبات صلح آميز داشتند، زيرا به اعتقاد تركمن هاي معمولي، ياغي شدن نسبت به آنها موجب عقوبت شديد الهي بود. اعتقاد به اين عقوبت مي توانست نه فقط از ياغي شدن بلكه از عمل خصومت آميز غيرموجه عليه هريك از اعضاي قبايل مقدس جلوگيري كند. هنوز هم حكايت هاي متعددي دربارة ي ديوانه شدن كساني كه به اشتباه به جاي تركمن هاي معمولي به قبايل مقدس حمله كرده و اموال آنها را سرقت كرده بودند نقل مي شود». 

            بنابراين اعضاي قبايل مقدس كه اولاد خوانده مي شوند،مي‌توانستند به منظور تجارت يا به عنوان پيك هاي سياسي آزادانه در بين گروه هاي متخاصم رفت‌وآمد كنند. منزلت خاص اولادها مستلزم آن بود كه آنان در راستاى برقراري صلح ميان قبايل متخاصم اقدام نمايند. اين نقشي بود كه تا اندازه‌اي از همه ي گروه هاي بي طرف انتظار مي‌رفت، ليكن الزام اولادها به ايفاي اين نقش از ديگران بيشتر بود. افراد مطلع مي‌گفتند، پس از آن كه حمله اي به گروه هاي خصم صورت مي‌گرفت، اولادها گه گاه به دفاع از قربانيان حمله برمي خاستند و با مطرح كردن فقر و تنگدستي آنان خواستار پس دادن بخشي از احشامشان مي شدند. 

            گفته مي‌شود گاه بخشي از اموال غارتي واقعاً مسترد مي گرديد، اما هيچ گاه تمام آن را پس نمي دادند. وقتي ميان دو طايفه خصومت هايي با ابعاد بزرگ تر از دزديدن گوسفند درمي‌گرفت اولادها ميان گروه‌هاي متخاصم رفت و آمد مي‌كردند و خواهان برقراري صلح و آرامش مي شدند. البته آنان هميشه در كوشش هاي خود موفق نبودند. مع ذلك، نقش اولادها، به عنوان يك كانال سياسي، براي تمام يموت ها ارزشمند بود و بخش مهمي از ساختار سياسي سنتي آنان را تشكيل مي داد.» 
ييت مي نويسد: «مي‌گفتند كه يموت ها به انتقام اسبي كه گوكلان ها از آنها دزديده بودند، سعي داشتند تا به آنها ضربه اي بزنند، اما تنها چيزي كه آنها به آن برمي‌خورند دختربچه‌اي بوده است كه دست مادر كور خود را گرفته و او را راه مي برده است. آنها دختر را برداشته و با خود به غنيمت بردند به اميد اين كه شايد گوكلان ها براي باز پس گرفتن وي راضي شوند تا مبلغي را به آنها بپردازند، از بدشانسي آنها اين دختر متعلق به خواجه يا سيد بود و زماني كه پدر وي براي باز پس گرفتن او نزد يموت ها رفت آنها بدون طلب چيزي دختر را به وي پس دادند، بسيار جالب بود كه تركمن ها اين قدر به خواجه يا سيد خود احترام مي گذاشتند و اموال متعلق به وي را مقدس مي‌دانستند و زماني كه چيزي را به سرقت مي بردند ومعلوم مي‌شد كه از آن سيد است خيلي زود نسبت به بازپس دادن آن اقدام مي كردند. تركمن هاي سيد، مختارند تا آزادانه بين قبايل مختلف رفت‌وآمد كنند. ... اينان بسيار مورد احترام يموت ها هستند و هرگز از طرف آنها مورد هجوم و چپاول قرار نمي گيرند.» 
كلنل ييت داستاني را بيان مي كند كه در آن گروهي از يموت هاي قان يوخمز و ايگدر براي غارت به طرف گوكلان رفته و مقادير زيادي از گوسفندان آنها را غارت كردند و با پيروزي و خوشحالي به دهكده برگشتند، او ادامه مي دهد: 

            «بلافاصله بعد از رسيدن به دهكده، هريك از افراد سهم خود را از غنيمت به دست آمده صاحب شدند، اما چيزي نگذشت كه نگراني ها شروع شده و شك و ترديد بر دل ها مستولي گرديد، روي گوسفندان علامتي مشاهده شد كه براساس آن گمان مي رفت آنها به خواجه يا سيدي تعلق داشته باشند، به هرحال اين موضوع صحت پيدا كرد و اولين چيزي كه در اين خصوص شنيدم اين بود كه خواجه يا سيدها براي بازپس گرفتن اموال خود به ده مرادخان آمده بودند. مرادخان فوراً نسبت به مسترد داشتن سهم خود اقدام كرده و توبه نمود و بسيار اظهار ندامت كرد از اين كه چرا بعداز مدتي كه غارت گري را كنار گذاشته بود بار ديگر خود را آلودة ي اين كار كرده است.بقيه ي افراد گروه نيز به نوبة ي خود آنچه را كه به دست آورده بودند بازپس دادند. يكي از آنها كه از فرط خوشحالي با كشتن يكي از گوسفندان در شب قبل دلي از عزا درآورده بود، ناچار گرديد تا يكي از گوسفندان خود را مايه بگذارد واين تمام چيزي بود كه از اين غارت نصيب وي گرديد. ترسي كه يموت ها از سيدها دارند بسيار تعجب آور است، به محض آن كه بفهمند آنچه را كه به غارت گرفته اند از اموال سيد است نسبت به پس دادن آن اقدام مي كنند، تا مورد لعن و نفرين قرار نگيرند.» 
اين احترام و قداست سيدها نه تنها در ميان يموت بلكه در ميان تمامي طوايف تركمن همواره وجود داشته است و هم اكنون در ميان تركمن ها قبايل مقدس تركمن از احترام و عزت نسبتاً زيادي برخوردار هستند. به طوري كه در ميان تركمن ها ضرب المثلي است كه مي گويند:«اولادينگ ايتيني كشكي گورمه» يعني حتي سگ سيد را كشكي نبين. و اين ضرب المثل به خاطر ترس آنها از لعن و
نفرين سيدها است.

کاپی : سایت یاپراق